سایت رسمی و تخصصی روانشناسی

سایت رسمی و تخصصی روانشناسی

مدیر سایت مهران حکمت
سایت رسمی و تخصصی روانشناسی

سایت رسمی و تخصصی روانشناسی

مدیر سایت مهران حکمت

انتظارات زن و مرد از هم در رابطه زناشویی

این آرزوی همه مردان است که بتوانند حین رابطه جنسی آنقد ر خوب خود ر ا کنترل کنند و نگه دارند تا همزمان با همسرشان ارگاسم شوند. فکر نمی کنم که تعداد مردانی که بتوانند اینکار ر ا بکنند زیاد باشد. اما در واقعیت اکثریت خانم ها با عمل جنسی نیست که ارگاسم می شوند، حتی اگر همسرشان رابطه جنسی را خیلی طول بدهد اکثریت مردهای جوان و سالم هم د ر بـهترین حالت بیشتر ا ز سه تا چهار دقیقه نمی توانند خود ر ا نگه دارند و ارضاء می شوند.

خیلی ا ز مردها عقیده دارند که باید حین عمل جنسی کنترل کامل داشته باشند و انزال ارادی استعدادی ذاتی است. خیلی ها هم تصور می کنند که اگر می توانستند آنقد ر عمل جنسی را  طول بدهند که همسرشان هم ارضاء شود خیلی خوب بود. و اکثر این مردها ناکام می شوند.


اجازه بدهید با چهار فرضیه شروع کنیم. اول اینکه برای مردها طبیعی تر این است که سریع ارضاء شوند تااینکه بتوانند آنرا ساعت ها طول بدهند. فرضیه دوم این است که خیلی از مردها (و زن ها) این را قبول نمی کنند. سوم اینکه، اگر مدت زمان متوسط برای عمل جنسی سه تا چهار دقیقه است، انزال د ر این حیطه زمانی، اختلال جنسی محسوب نمی شود. تصور چهارم این است که خیلی ا ز مردها (و زن ها) این ر ا هم قبول نمی کنند.
واژه "انزال زود رس" این معنا ر ا می رساند که ارگاسم مرد زودتر از زمان موعد اتفاق بیفتد. در ابتدا انزال زود رس به انزالی تعریف می شد که قبل از ارضاء شدن همسر اتفاق بیفتد اما الان می دانیم که د رست نیست که مشکل مرد را برحسب واکنش زن تعریف کنیم. د رنتیجه ما واژه "انزال سریع" را ترجیح می دهیم. در واقع اگر متوسط زمان انزال برای مردها سه تا چهار دقیقه است، مردی که زود ارضاء می شود یا ثانیه هایی بعد از دخول انزال برای او اتفاق می افتد جزء دسته عادی و طبیعی قرار نمی گیرد.

http://up5.iranblog.com/images/0mww3kbopyjwxiu01k2p.jpg



ساده تر این است که بدون تکیه کردن بر واکنش ارگاسم زن یا تعداد دخول و خروج مرد یا تعداد ثانیه هایی که ا ز شروع رابطه جنسی می گذرد، قبول کنیم که اگر مرد، زن یا هر دوی آنها از نظر احساسی د رمورد زمان انزال مرد ناراحتی داشته باشند کاملاً معقول است. د  ر این صورت این ھر دو نفر با هم هستند که تصمیم می گیرند که مشکلی هست یا نه

مثالی می زنیم: زوج جوانی ر ا د ر نظر بگیرید که شبی رمانتیک د ر کنار هم داشتند و د رمورد سکسی که هرکدام برای آن شب د ر ذهنشان برنامه ریزی کرده اند با هم حرف زدند. هیچ عجله ای برای هیچ چیز نداشتند و با خیال راحت هرکدام جداگانه دوش می گیرد تا برای رابطه جنسی رویایی شان خود ر ا آماده کنند. بعد از دوش گرفتن چند شمع روشن می کنند، موسیقی آرامی گذاشته و کنار هم روی تخت د راز می کشند. آرام د ر گوش هم د رمورد احساسات لطیفشان زمزمه می کنند و هم ر ا نوازش کرده و می بوسند. با گذشت زمان این بوسیدن ها شدت بیشتری پیدا می کند و نوازش هایشان ا ز حسی بـه جنسی تغییر می کند. هر دو طرف با تماس های دست طرف مقابل بـه شدت تحریک می شوند، و زن با تماس های دست همسرش حسابی تحریک می شود. با بالاتر رفتن برانگیختگی او، مرد با دهان و زبان او ر ا بـه ارگاسمی بسیار شدید می رساند. بعد همسرش را د ر آغوش می گیرد. زن هنوز آمادگی عمل جنسی را دارد و مرد بالاخره شروع می کند و بعد ا ز سی ثانیه داخل و خارج کردن های شدید ارضاء می شود. زوج جوان همدیگر را د ر آغوش می گیرند و به هم برای تجربـه چنین شب زیبایی تبریک می گویند. چه کسی می تواند بگوید که این زن دچار اختلال جنسی است چون حین عمل جنسی نبوده که ارضا شده یا مرد دچار اختلال جنسی یا انزال زود رس است چون د ر کمتر از یک دقیقه ارضاء شده است؟ اختلال جنسی یا سبک جنسی؟ گاهی اوقات همه چیز نسبی می شود.
اما همانطور که قبلاً هم گفتیم، بعضی ها دوست دارند که این رابطه جنسی بیشتر طول بکشد. یکسری کارها هست که زوج ها می توانند انجام دهند. اما متاسفانه بعضی از متخصصین ا ز واژه "د رمان" برای این منظور استفاده کرده اند که این مفهوم ر ا می رساند که "بیماری" وجود دارد. اما این بیماری نیست، تفاوت های فردی است. بعضی ا ز مردها سریع ارضا می شند بعضی ها دیر و اکثراً هم یک چیزی بین این دو. همچنین جای تاسف است که بعضی متخصصین ادعا می کنند که می توانند انزال زود رس ر  ا با چند تمرین ساده و بین شش تا هشت هفته د رمان کنند. با همچنین ادعاهایی گول نخورید. تحقیقات نشان داده است که مردانی که تحت این د رمان ها قرار گرفته اند، سه سال بعد بـه همان سرعتی که قبلاً انزال داشتند، ارضا می شدند. تکنیک های کنترل انزال یادگرفتنی است اما نیاز بـه زمان و صبر بسیار دارد و د رصورتی عمل می کند که هر دو طرف با هم همکاری کنند و همیشه باید این تکنیک ها ر ا دنبال کنند و حتی اگر یکبار بـه خاطر احساسات کنترل خود ر ا از دست بدهند کار خراب می شود.
کاملاً مشخص است که زن ها نباید هیچوقت همسرشان را بـه این خاطر تحقیر یا سرزنش کنند. اما ممکن است یک زن خسته شود و بگوید، "اگه دوستم داشته باشی صبر میکنی". انزال سریع هیچ ارتباطی بـه دوست داشتن ندارد و علت آن سیستم عصبی بسیار حساس است. حتی حرف هایی مثل "شوهر قبلیم می تونست نیم ساعت صبر کند تو چه مشکلی داری؟" بیشتر  ا ز هر چیزی غرور مرد را خرد می کند.
به خانم هایی که همسرشان سریع انزال دارند اطمینان می دهند که مردشان اینکار ر ا عمداً انجام نمی دهد. آنها اینکار را ا ز روی خودخواهی انجام نمی دهند. د رواقع، هنوز هیچ تحقیقی بـه طور قطع مشخص نمی کند که چرا بعضی از مردها سریع انزال می کنند همینطور که هیچ تحقیقی هم علت ارگاسم شدن راحت تر خیلی از زن ها را توضیح نمی دهد. اما دو مشاهده بالینی د ر این زمینه انجام داده ام که دوست دارم برایتان مطرح کنم. من متوجه شده ام که اکثر آنهایی که انزال سریع دارند کمی مضطرب تر از حد متوسط هستند و بـه همین خاطر سریع هیجان زده می شوند. همیشه گفته ام که وقتی مردی مضطرب است و شدیداً تحریک شده وارد یک وضعیت متفاوتی از هوشیاری می شود که بدنش او را بـه سمت انزال می کشاند و بـه هیچ وجه فرد توانایی مقابله با آن را ندارد.
زن می تواند به مرد یادآور شود که ریلکس شود و اهمیت ریلکس بودن فکری و جسمی هر دوی آنها را بـه او یادآوری کند. اینکار باعث می شود مرد کندتر پیش برود اما نباید از نوازش کردن مرد دست بردارد. این نوازش کردن ها باید برای حفظ برانگیختگی نسبی او اما نه هل دادن او بـه سمت انزال صورت گیرد. تمریناتی هست که زوج ها می توانند با همکاری هم برای کمک بـه ریلکس کردن مرد، پایین آوردن اضطراب و هیجان او و بالا بردن تمرکز او د ر روند پیشرفتش انجام دهند. مردهایی که انزال سریع دارند معمولاً نمی توانند آن لحظه غیرقابل برگشت را پیش بینی کنند. متاسفانه، توضیح این تمرینات کمی طولانی است و د ر این مقاله نمی گنجد بـه همین خاطر پیشنهاد می کنم مقالات بیشتری را در این زمینه مطالعه کنید.
اما می توانم چند نکته عملی بـه خانم ها پیشنهاد دهم. اول اینکه به همسرتان اطمینان بدهید که عاشق تمام نوازش کردن ها و بوسیدن های او هستید. باید غرور و اعتماد بـه نفس او را بالا ببرید چون اکثر مردهایی که انزال سریع دارند خودشان را د ر زمینه جنسی ناتوان می بینند. سعی کنید او را از عجله کردن دور کنید و بگویید که قبل از هر چیز  بدنتان را کشف کند. از او بخواهید که با دهان و زبان شما را تحریک کرده و بـه ارگاسم برساند. وقتی اینکار انجام شد بـه او بگویید که نوبتتان تمام شده و الان دیگر نوبت اوست.
اما اگر به ارگاسم نرسیدید به مردتان بگویید آرام د راز بکشد و شما روی او بروید. بـه او بگویید که کاملاً ریلکس د راز بکشد و هیچ کدام از عضلاتش را تکان ندهد. د ر این وضعیت که زن غالب است همه حرکتها را شما بایدانجام دهید و باید تماس بدنتان با بدن شوهرتان را حفظ کنید. این روش تحریک مرد را کمتر می کند چون کاملاً متفاوت از حالت هایی است که مرد د ر آن غالب است و می تواند دخول طولانی و سریع داشته باشد. مزیتی که این روش برای شما دارد این است که می توانید زاویه بدنتان را طوری تنظیم کنید که آلت تناسلی شوهرتان موقع رفت و برگشت با چوچوله شما برخورد کند و د رنتیجه تحریک بیشتری داشته باشید. این روش لذت بسیار بیشتری بـه زن می دهد.
د ر یک رابطه جنسی خوب، هیچ د رخواستی انجام نمی شود و هیچ قضاوتی هم نمی شود. مردها معمولاً بیشتر به خود عمل جنسی علاقه دارند و زن ها لازم است که صبر و پشتکار بیشتری برای فهماندن بـه آنها که عشق بازی فقط این عمل نیست داشته باشند. ارتباط حسی و عاطفی باید چه باوجود عمل جنسی و چه بدون آن عمیقاً بین دو طرف وجود داشته باشد. عالی است اگر ارگاسم اتفاق بیفتد و اگر هم اتفاق نیفتد باز هم عالی است. چه یک دقیقه طول بکشد چه یک ساعت باید برایتان لذت بخش باشد و از این ها گذشته، رابطه جنسی باید همیشه برایتان بـهترین لذت زندگی زناشویی باشد.

من باور دارم

من باور دارم ...

که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست ندارند نیست. 
و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست دارند نمى‌باشد. 
من باور دارم ... 
که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را ببخشیم. 
من باور دارم ... 
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترین فاصله‌ها. عشق واقعى نیز همین طور است. 
من باور دارم ... 
که ما مى‌توانیم در یک لحظه کارى کنیم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد. 
من باور دارم ... 
که زمان زیادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم. 


من باور دارم ... 
که همیشه باید کسانى که صمیمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا و دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آن‌ها را مى‌بینم. 
من باور دارم ... 
که ما مسئول کارهایى هستیم که انجام مى‌دهیم، صرفنظر از این که چه احساسى داشته باشیم. 
من باور دارم ... 
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.

http://up7.iranblog.com/images/fg530tmm3h3qshkohru.jpg

من باور دارم ... 
که قهرمان کسى است که کارى که باید انجام گیرد را در زمانى که باید انجام گیرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پیامدهاى آن. 
من باور دارم ... 
که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آیند و ما را نجات مى‌دهند. 
من باور دارم ... 
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا این به من این حق را نمى‌دهد که ظالم و بیرحم باشم. 
من باور دارم ... 
که بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته‌ایم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ایم بستگى دارد تا به این که چند بار جشن تولد گرفته‌ایم. 
من باور دارم ... 
که همیشه کافى نیست که توسط دیگران بخشیده شویم، گاهى باید یاد بگیریم که خودمان هم خودمان را ببخشیم. 
من باور دارم ... 
که صرفنظر از این که چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد. 


من باور دارم ... 
که زمینه‌ها و شرایط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثیرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم. 
من باور دارم ... 
که نباید خیلى براى کشف یک راز کند و کاو کنم، زیرا ممکن است براى همیشه زندگى مرا تغییر دهد. 


من باور دارم ... 
که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند. 
من باور دارم ... 
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسیم تغییر یابد. 


من باور دارم ... 
که گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد. 
من باور دارم ... 
که کسانى که بیشتر از همه دوستشان دارم خیلى زود از دستم گرفته خواهند شد. 
من باور دارم ... 
«شادترین مردم لزوماً کسى که بهترین چیزها را داردنیست 
بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد بهترین استفاده را مى‌کند.» 

و من باور دارم ...

چهل مورد از کم هزینه ترین لذت‌های دنیا

اگه کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را کمی بهتر کنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می‌خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی که معلوم نیست کی باشد نباشیم ... در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ...


1 -  گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.


2 - سعی کنیم بیشتر بخندیم.


3-  تلاش کنیم کمتر گله کنیم.


4 -  با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.


5 - گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.


6 -  بیشتردعا کنیم.


7 - در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت کنیم.


8-  هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.


9-  لذت عطسه کردن را حس کنیم.


10-  قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم.


11-  زیر دوش آواز بخوانیم.


12- سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .


13-  گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.


14-  با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.


15-  برای انجام کارهایی که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی کنیم!


16-  از تفکردرباره تناقضات لذت ببریم.


17-  برای کارهایمان برنامه‌ریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته کار مشکلی است!


18-  مجموعه‌ای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و... )برای خودمان جمع‌آوری کنیم.


19-  در یک روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.


20-  گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم، البته اگر کنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.


21-  گاهی از درخت بالا برویم.


22-  احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.


23-  گاهی کمی پابرهنه راه برویم!.


24-  بدون آن که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم.


25-  وقتی کارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یک بستنی بخریم و با لذت بخوریم.


26-  در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا کنیم.


27-  سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به طور فعال گوش کنیم.


28-  رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .


29-  وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس کنیم.


30-  زیر باران راه برویم.


31-  کمتر حرف بزنیم و بیشترگوش کنیم ..


32-  قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .


33-  چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.


34-  اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم.


35-  هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.


36-  احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم.


37-  به دنیای شعر و ادبیات نزدیک تر شویم.


38-  گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.


39-  تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم.


40-  از هر آنچه که داریم خود و دیگران استفاده کنیم ممکن است فردا دیر باشد.


7 عادت آرامش بخش

 

7 عادت آرامش بخش
می‌خواهید آرام و خونسرد و خوددار باشید . در این دنیای شلوغ و پر استرس کمی آرامش داشته باشید؟ اما ذاتا همیشه مسوول امور و عهده دار نظم و ترتیب بوده اید و احساس می‌کنید همه کارها باید تحت کنترل شما باشد ولی برای یک بار هم که شده این عادت کنترل کردن همه امور را رها کنید و بگذارید زندگی مسیر خود را بپیماید؛ چگونه؟
خیلی راحت, با خواندن و عمل کردن به این پیشنهاد‌ها:

1. مسئولیت‌های متعدد را نپذیرید: ممکن است از اینکه همواره کارهای بسیاری را با هم انجام می‌دهید به خود ببالید ولی به طور قطع در حین کار احساس نداشتن تمرکز, نگرانی و خستگی می‌کنید. در عهده داری کارها را یک به یک و به نوبت انجام دهید. قدر لحظه‌های عمر خود را بدانید و از انجام کاری که به عهده گرفته اید لذت ببرید و پس از انجام آن احساس موفقیت کنید.

2. به موفقیت‌های خود بها دهید: یک موفقیت, پیروزی‌های بعدی را به دنبال می‌آورد و احساس خود کم بینی را از انسان دور می‌کند. هر موقع مایوس شدید تنها کافی است به یک چیز که موجب بالندگی شماست یا یک زمینه که در آن موفق بوده اید فکر کنید.

3. به نیازتان اهمیت دهید: همیشه به فکر راضی و خوشحال کردن دیگران نباشید. کمی هم به فکر نیازهای معقول و مقبول خود باشید. این به معنی خودخواهی نیست. به نقطه نظرات دیگران گوش دهید ولی در عین حال انعطاف پذیر باشید و نسبت به احساسات و عواطف خود نیز واقع گرا و بی رو دربایستی باشید.

4. از کار خود لذت ببرید: اگر همیشه برای انجام کاری تحت فشار هستید یا از انجام کاری طفره می‌روید به این معنی است که از کاری که انجام می‌دهید لذت نمی برید اما به هر حال ناچارید. پس روی جنبه‌های لذت بخش آن تمرکز کنید. یک دید مثبت می‌تواند تنش‌های درونی شما را بزداید و به شما فرصت دهد که دریابید چه تغییرات دراز مدتی را می‌توانید ایجاد کنید. برای مثال می‌توانید به تقدیر و ستایش پایانی کار فکر کنید یا به دستمزد حاصل از آن.

5. انعطاف پذیر باشید: یک برنامه روزمره داشتن بسیار خوب و معقول است اما اجازه ندهید که رعایت چنین برنامه ای سبب تنش و اضطراب شما شود. سختگیری‌های شدید سبب می‌شود فرصت‌ها را از دست بدهید پس انرژی خود را بیهوده تلف نکنید.

6. میان کار و زندگی تعادل برقرار کنید: تداخل و ادغام زندگی کاری و اداری با زندگی خصوصی موجب اختلالات فیزیکی و عاطفی می‌شود. برنامه و زمانی را برای توقف کار انتخاب کنید و به آن پای بند باشید. در خانه به کار فکر نکنید و توجه خود را به زندگی خانوادگی معطوف کنید.

7. عکس العمل‌هایتان را تغییر دهید: شاید همیشه نتوانید شرایط تنش زا را عوض کنید پس سعی کنید گاهی دیدگاه خود را نسبت به شرایط تغییر دهید و احساسات خود را عوض کنید.

پادزهر افسردگی کشف شد

هر کس به نوعی تلاش می کند تا از افسردگی رهایی یابد. بعضی از این تلاشها به تجربیات شخصی افراد متکی است ولی عمدتا" به راه حل هایی که در جامعه مرسوم شده و ریشه در سنت های اجتماعی دارد پناه می برند...


همه ما در طول زندگی در دوره های کوتاه و بلند احساس داشتن غم و اندوه را خصوصا در هنگام از دست دادن همسر و یا نزدیکان، هنگام کار و یا از دست دادن آن، تجربه کرده ایم و همه ما قادر به مقابله با این حوادث هستیم. اما زمانی که این اندوه، بیش از اندازه و پایدار و عمیق باشد ممکن است منجر به بیماری افسردگی گردد.

هرکس به نوعی تلاش می کند تا از افسردگی رهایی یابد. بعضی از این تلاشها به تجربیات شخصی افراد متکی است ولی عمدتا" به راه حل هایی که در جامعه مرسوم شده و ریشه در سنت های اجتماعی دارد پناه می برند. تنها و گاهی اوقات  از کمک حرفه ای روانپزشکان و روانشناسان بهره مند می شوند.

تلاش در جهت رفع افسردگی خود یکی از راه های اساسی درمان و پیشگیری از شدت بیماری و عوارض آن است.
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگ اش می شود هفتاد رنگ

برای افسرده نبودن کافی نیست که مشکلی نداشته باشیم بلکه باید شوروشوقی در سر باشد باید دلیل برای زندگی داشت.

باید عشق ورزید تا افسرده نبود، پاد زهر افسردگی این نیست که خیالی در سر نداشته باشیم بلکه آن است که موضوعی سالم و مناسب برای دوست داشتن و شوری سازنده و مفید در سر داشته باشیم.
به قول شاعر بزرگ نظامی:
دلی که از عشق خالی شد فسرده است            
گرش صد جان بودی بی عشق مرده است

ما منکر مشکلات و حوادث غم انگیز نیستیم اما آنچه به حوادث معنای مایوس کننده می دهد بیش از خود حوادث، تعبیر و تفسیر ماست.
قدرت تعقل و توانایی سازگاری آسان در برابر مشکلات لا یتناهی است.

توانایی  اندیشه بشر و قدرت چاره جویی او خیلی بیش از آن است که قوی ترین حوادث تلخ هم بتواند او را برای همیشه افسرده نگه دارد.

شما چه کمکی می توانید به افراد افسرده بکنید تا دوباره به حالت طبیعی برگردند و از زندگی لذت ببرند؟ پیشنهادهای زیر شاید به نظر خیلی ساده باشند، اما واقعا موثرند.

کسی که افسرده است، به طور ناخواسته، دیگران را از خود دور می کند. این شخص هرچیزی را که می شنود یا می بیند، به هرچه که فکر می کند، هرچه که می گوید و هر کاری که انجام می دهد را از فیلتر افسردگی رد می کند.

از هر ۱۲نوجوان، یک نوجوان به افسردگی جدی مبتلاست


قانون شماره 1

هر موجودی چه یک گیاه، چه حیوان و چه انسان، اگر زنده باشد، با مهر و محبت شما شانس بیشتری برای پیشرفت و کامیابی دارد.

قانون شماره 2

تنهایی کشنده است. لازم نیست حرف من را باور کنید، فقط کافی است آمار مرگ و میر کودکانی را که در یتیم خانه ها هستند، با آنهایی که در خانه و با خانواده بزرگ می شوند و یا مرگ و میر سالمندان بیماری را که در خانه پرستاری می شوند، با آن هایی که در خانه سالمندان زندگی می کنند، مقایسه کنید..

کسی که افسرده است، به طور ناخواسته، دیگران را از خود دور می کند. این شخص هرچیزی را که می شنود یا می بیند، به هرچه که فکر می کند، هرچه که می گوید و هر کاری که انجام می دهد را از فیلتر افسردگی رد می کند. هرگاه اطلاعات از یک احساس منفی فیلتر شوند، تحریف می گردند. خیلی وقت ها که به چنین شخصی می گویید در مورد افسردگی اش حرف بزند، بیشتر و بیشتر افسرده می شود. ممکن است عقب بکشند و برنجند.

شما با به کار بردن موارد زیر می توانید به افراد افسرده کمک کنید تا دوباره به حالت طبیعی برگردند و از زندگی لذت ببرند :

- مدام به آن ها سر بزنید.
- به چشمانشان نگاه کنید و بیشتر به آنها لبخند بزنید.
- دستانشان را در دست بگیرید و شانه شان را نوازش کنید.
- بیشتر به حرف هایشان گوش دهید.
- سرگرمشان کنید.

- به آنها بگویید که کدام کارهایشان شما را تحت تاثیر قرار داده است. به فکر انداختن، احساس بهتری به آنها داده و باعث می شود که روحیه شان بهتر شود.

-از آنها بخواهید چیزهایی را لمس کنند. اشیائی با بافت ها و رنگ های مختلف بیاورید و از آنها نظرشان را بخواهید. یک غذای خوش مزه و خوش ظاهر برایشان درست کنید. بکوشید لذت های کوچک را وارد زندگی شان کنید.

- بلند به آنها بگویید که برایتان مهم هستند. بگویید که دلتان برایشان تنگ می شود و دوست دارید با آن ها خوش بگذرانید.

- کارهایی که فقط با دوستان صمیمی خود انجام می دهید، با آن ها تکرار کنید. مثلا با آرنجتان به بازویشان بزنید یا با یک دسته کاغذ لوله شده آرام روی سرشان بزنید. باید بکوشید که رفاقت خود را بهشان نشان دهید .


چیز مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که بیش تر کسانی که دست به خودکشی می زنند، بین انجام دادن یا ندادن آن شک و تردید دارند. آنها بین انتخاب درد زندگی کردن و درد مردن سرگردانند. اگر بتوانید ارتباط آن ها را با لذت های زندگی بیش تر کنید و از طرف دیگر دردی را که با خودکشی نصیبشان می شود در نظرشان شدیدتر جلوه دهید، آن وقت نتیجه مثبتی خواهید گرفت.

- به جای این که بپرسید حالشان چه طور است، بپرسید، دوست دارند امروز برای خوش گذراندن چه کاری کنند و در آن کار همراهی شان کنید. به آن ها بگویید که کاملا مشخص است که حالشان بهتر شده است، سپس حالشان را بپرسید و به جوابی که می دهند، واقعا گوش کنید .

- اگر خجالت زده بودند، یک داستان مشابه در مورد خودتان بگویید، سپس داستان های دیگری از خجالت زدگی کسان دیگر را مثل لطیفه برایشان تعریف کنید. هیچ چیز بیشتر از دیدن احساس خجالت زدگی دیگران این درد را در انسان تخفیف نمی دهد.

- اگر افسرده هستند، پس حتما احساس ناامیدی می کنند. این مشکل برایشان بدون راه حل به نظر می رسد. پس از این که برای کم کردن شدت افسردگی شان بهشان کمک کردید، اگر دوست داشتند، در مورد آن صحبت کنید. بهشان نشان دهید که چه طور می توانند این مشکل را شکسته و آن را به چند مساله کوچک تبدیل کنند. سپس ببینند کدام قسمت آن مهم تر است و بکوشند راه حل های سالمی برای آن بیابند تا بتوانند مشکلات و دشواری ها را حل کنند نه تحمل.

قوانین را به یاد داشته باشید، این را هم بدانید که همیشه استثناهایی هم وجود دارند. راهکارها را فراموش نکنید و آن ها را بر اساس موقعیت خود تغییر دهید. شاید نتوانید جلوی پدیده خودکشی را بگیرید، اما می توانید در جلوگیری از خیلی از موارد کمک کنید; پس سهم خودتان را برای نجات دیگران انجام دهید.