
فاصله سنی مناسب میان زن و شوهر را میتوان 2 تا 4سال و در برخی منابع 2 تا 7 سال یا 4 تا 7 سال در نظر گرفت. البته این به آن معنا نیست که اگر یکی دو سال به این سنین افزوده یا از آن کاسته شود، نباید ازدواجی انجامگیرد.
شاید بتوان گفت که اگر تمام زمینهها بررسی شده باشد و مشکل خاصی دیده نشود، میتوان فاصله سنی را به دیده اغماض نگریست ولی در عین حال بهترین و مناسبترین فاصله سنی 2 تا 4 سال است.
طبیعی است که اگر سایر شرایط، مناسب نباشد، باز هم ازدواج نمیتواند موفق باشد. فلسفه وجود چنین تفاوت سنی در این است که: اولا خانمها زودتر به بلوغ عقلی و جسمی میرسند و در نتیجه پختگی روانی لازم را زودتر پیدا میکنند.
خانمها زودتر به بلوغ جن سی میرسند و بهتر است به نیازهای آنها زودتر پاسخ داده شود. از طرف دیگر نیازهای جن سی خانمها نیز زودتر فروکش میکند، بنابراین به علت آمادگی زودتر زنان برای ازدواج و بلوغ اجتماعی است که این تفاوت سنی طرح میشود.
از دیدگاه دینی و در روایات اسلامی تناسبهای مختلف در ازدواج تحت عنوان کلی، هم کفو بودن مطرح شده است که یک جنبه آن تناسب سنی است.
کفو هم بودن دو همسر یعنی تناسب، همشانی و همطرازی و در زمینه تناسب سنی یعنی لحاظ منطقی تفاوت سنی در ازدواج. از نظر اسلام ازدواج کردن با تفاوت سنی زیاد، امر نامشروعی نیست و آنچه در سنت پیامبر دیده میشود، حکایت از مشروعیت این نوع ازدواج دارد.
کمالات پیامبر(ص) به عنوان انسانی کامل به حدی بود که به خوبی با حضرت خدیجه(س) زندگانی کرد و در آن زندگانی معضلی به خاطر تفاوت سن و سال دیده نمیشد و از سوی دیگر خدیجه(س) نیز زنی با کمال و بینظیر بود.
تمامی ثروت فراوان خود را در راه تبلیغ اسلام صرف کرد و اولین زنی بود که به پیامبر ایمان آورد و فاطمه(س) را برای پیامبر به یادگار گذاشت.
پیامبر نیز به عنوان همسری باوفا هرگاه که نام خدیجه(س) را میشنید، اشک در چشمان مبارکش حلقه میزد، به نحوی که اطرافیان آن حضرت، تاثر او را به خوبی حس میکردند.
البته در این ازدواجها با این تفاوت سنی فقط کسانی میتوانند موفق باشند که از رفتار پیامبر(ص) و خدیجه(س) به خوبی پیرونی کنند.
عدم تفاهم ودرک متقابل
با
افزایش سن، انعطاف آدمی کاهش مییابد و همین امر در زندگانی مشترک معضل
آفرین میشود. در نتیجه محیط امن خانه تبدیل به فضایی ناامن و تحمل ناپذیر
میشود. به عنوان نمونه، زنی که از همسر خود بزرگتر است
با توجه به تجربه بیشتری که دارد ممکن است این احساس در او ایجاد شود که او محقتر است و بنابراین دایم امر و نهی کند و کمتر به دیدگاههای همسر خود توجه کند. پیامد چنین رفتاری عدم درک مسایل و مواضع یکدیگر، کنارهگیری مرد از مدیریت خانواده، مطیع صرف همسر شدن و از همه مهمتر الگودهی نامناسب برای فرزندان است.
یا مردی با داشتن 20 سال سن بیشتر، طبیعی است که میتواند از تجارب بیشتری برخوردار باشد بنابراین این مساله زمینهای فراهم میکند که شخص ارزش لازم را به نظرهای فرد کوچکتر ندهد یا طرف مقابلبیش از اندازه احساس کوچکی کند و همیشه در حال اضطراب و تشویش باشد و بالاخره از اداره زندگی درمانده شود.
عدم ارضای مناسب غرایز جنسی
یکی
از اهداف ازدواج، ارضای غرایز است و این خود میتواند عامل موثری در تداوم
زندگی خانوادگی باشد. اما در سنین بالا، فرد از لحاظ غریزه جن سی افول
میکند؛ به نحوی که زوجین نمیتوانند موجبات رضایت یکدیگر را در روابط
زناشویی به نحو مطلوب تامین کنند و
همین امر ممکن است موجبات درگیری را فراهم آورده، محیط خانواده را متشنج کند. این مساله در موارد چشمگیری به بروز افسردگی در زنان جوان میانجامد و در برخی از زنانی که خویشتندار و باتقوا نباشند، گرایش به انحرافات و لغزشها دیده میشود
و در مردانی که با زنان بزرگتر از خود ازدواج کردهاند مرد به علت عدم تمکین مناسب وکافی زن ممکن است به همسر دوم یا ازدواج موقت بیندیشد. وقتی که فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد، هریک در دورهای از زندگانی به سر میبرند که از لحاظ میل جن سی با هم متفاوت هستند.
بهعنوان مثال، زنی که در دوران جوانی (18 سالگی) به سر میبرد و همسرش در 35 سالگی است و به مرز میانسالی نزدیک شده است.
در این حالت زوج نمیتواند نیاز جن سی همسر خود را به شکل مطلوب ارضا کند. این عدم ارضای جن سی، ممکن است به شکلهای مختلف همچون نق زدنهای فراوان، عدم احساس رضایت از زندگی و... در زن جلوهگر شود.
زمانی که مرد ?? ساله با دختری کم سن و سال ازدواج میکند پس از گذشت مدت ?? سال، به مرد ?? سالهای تبدیل میشود که بهطور قطع دیگر احساسات و تواناییهای جن سی قبل را ندارد و این مساله عواقب خوبی در پینخواهد داشت.
پیدا شدن سوءظن
گاهی
وجود فاصلههای سنی زیاد باعث میشود که زوجین سوءظنهایی نسبت به یکدیگر
پیدا کنند و ممکن است حتی نتوانند دلایلی هم برای این گونه افکار ارایه
کنند.
امر و نهی به همسر
در چنین
خانوادههایی فرد بزرگتر به دلیل داشتن تجربه، خود را ملزم میداند که
مدام به همسر خود امر و نهی کند؛ امر و نهی بیش از حدی که همیشه مبتنی بر
حق نیست، بلکه سلیقه نیز در آن سخت مداخله میکند تا موجبات ناراحتی همسر
را فراهم آورد.
فرد بزرگتر احساس میکند که باید فرد کوچکتر
را تربیت کند و حال آنکه او انتظار دارد که با همسر زندگی کند، نه آنکه
همسر وی نقش پدر و مادر را بر عهده گرفته، به امر و نهی و تربیت وی مبادرت
کند. البته زن و شوهر باید برای تکامل و تعالی یکدیگر تلاش کنند و در مواقع
ضروری به امر به معروف و نهی از منکر یکدیگر بپردازند.
امتیازدهی بیش از حد
مشکل
دیگر این است که فرد بزرگتر برای اینکه فرد کوچکتر را جذب کند و زندگی
تداوم یابد، باید مدام به او امتیازاتی بدهد که وی را به دوام زندگی دلگرم
کند اما دادن دایم امتیازات همیشه امکانپذیرنیست، زیرا گاه دادن این نوع
امتیازها برای فرد بزرگتر غیرقابلتحمل یا غیرممکن میشود و به این ترتیب
از انگیزه طرف مقابلبرای ادامه زندگی میکاهد.
از سویی طرف
کوچکتر که از نقطه ضعف همسر خویش اطلاع یافته درصدد اخذ امتیازهای بیشتری
برمیآید که این امر اختلافات خانواده را تشدید کرده و جو ناامنی را بر
خانه حکمفرما میکند و به این ترتیب خانوادهای نابسامان شکل میگیرد که
کشمکشهای ناشی از آن، از ارزش والدین در نزد فرزندان میکاهد و در نتیجه
تاثیرات تربیتی آنها را نیز کاهش میدهد.
افزایش طلاق
معضل
دیگری که گاه در خانوادههایی که تفاوت سنی زوجین زیاد است دیده میشود،
مساله عدم تحمل یکدیگر و وقوع طلاق است. تحقیقاتی که روی 2 هزار و 167
پرونده طلاق انجام شده، حاکی از آن است
که یکی از مهمترین دلایل طلاق
در میان زوجین، همین تفاوتهای سنی، به ویژه بزرگتر بودن زن از مرد است؛
زیرا این پدیده، چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی، در جامعه ما
پذیرفتهشده نیست.
در برخی موارد، این ازدواجها ممکن است به
طلاق منجر نشود ولی همواره با پشیمانی همراه است؛ زیرا مشکلات ناشی از این
نوع ازدواجها به قدری زیاد و غیرقابلتحمل است که در اکثر موارد موجبات
پشیمانی را فراهم میکند
و زندگیای سراسر مشاجره و دعوا به وجود میآورد که گاهی تاثیرات آن روی زوجین و به ویژه روی فرزندان آنها کمتر از طلاق نیست. این حالت ممکن است امکان بزهکاری و جرمزایی در فرزندان را نیز افزایش دهد.
چهار نکته کلیدی
1 اختلاف سنی دختر و پسر نباید آنقدر زیاد باشد که دوره رشدی آنها متفاوت شود و در علاقهها، سرگرمیها، طرز نگرش و بینش و انرژیهای روانی با هم تفاوت اساسی داشته باشد. به عنوان نمونه ازدواج دختر ?? سالهای را با پسر?? ساله در نظر بگیرید.
در حالی که دختر در آغاز راه هیجانات، علاقهمند به شطینتهای نوجوانی و جست و خیز و وقت گذرانی با دوستان، میهمانی و …. است، مرد، کار و تفکر و مطالعه، فیلم و موسیقی و گوشه ساکت خانه جهت استراحت را بیشتر میپسندد. همچنین دیدگاه مرد توام با تجربه و احتیاط است و دیدگاه دختر نوجوان ریسک و فعالیتهای نو و بدیع.
2 بهترین و
معمولیترین وضعیت ازدواج این است که سن پسر کمی از سن دختر بیشتر باشد یا
حداقل مساوی باشند. این به خاطر آن است که مدت باروری در خانمها محدود
بوده و در آقایان نامحدود است و ضمنا قدرت باروری خانمها زودتر از آقایان
شروع میشود.
همچنین نیاز است که آقایان قبل از ازدواج، علاوه بر بلوغ جسمی و فکری، به استقلال اقتصادی نیز برسند که این به زمان بیشتری نیاز دارد.
3 فرد مورد نظر شما در کل، باید معدل قابلقبولی در
معیارهای مورد نظر شما کسب کند. به عنوان نمونه، دختری که همسن با پسری
است اما در سایر معیارهای اساسی قوی است، معدل خوبی برای ازدواج دارد. در
ضمن وی در معیار سن هم حداقل نمره قبولی را دارد.
ولی اگر این
دختر با همه معیارهای اساسی و خوبی که دارد، ?? سال از پسر بزرگتر باشد،
با وجود اینکه معدل بالایی دارد ولی در یک معیار اساسی رد میشود و چنین
ازدواجی با ریسک بالایی از طلاق یا نارضایتی در زندگی زناشویی همراه
میشود.
4 باید از طریق رسانههای گروهی، کلینیکهای مشاوره
ازدواج یا خانواده به دختران و پسرانی که قصد ازدواج دارند، آموزش داد که
فاصله سنی بین آنها حداقل 2 سال و حداکثر 7 سال باشد
و این مسالهای است که باید موقع راهنمایی قبل از ازدواج برای آنها تشریح کرد تا دریابند که با فاصله سنی کمتر، مشکلات کمتری خواهند داشت، مشروط بر اینکه به سایر جنبههای لازم برای ازدواج موفق نیز توجه کافی مبذول دارند.

یکی از نشانههای پنهانکاری دختر و یا پسر از همدیگر این است
زمانیکه دختر و یا پسر، برخی از مسائل را بازگو نمیکنند و یا از جواب دادن
به نامزد خود طفره میروند، در نتیجه می توان خیلی راحت به این مسئله پی
برد.
در دروان نامزدی اگر دختر و پسر بخواهند به شخصیت واقعی یکدیگر پی ببرند،
باید با هم صادق باشند؛ اما متاسفانه برخی افراد در این دوره صداقت نداشته و
با اعمال فریبکارانه فرد مقابل خود را فریب میدهند.
به گزارش برنا، در اینباره «حسن میرزا حسینی» دکترای روانشناسی و استادیار
دانشگاه، میگوید: دوران نامزدی، دورهای کاملاً حساس است که در آن دختر و
پسر باید به شناخت از همدیگر، بپردازند. در این دوران جوانان با فرصت دادن
به همدیگر میتوانند بیشتر طرف مقابل را بشناسند.
بنابراین اگر آنها هر چقدر باهم صادقتر باشند، به نفع همدیگر کار کرده
اند. در این برهه از زمان، دختر و پسر باید آنچه که هستند، رفتار کنند.
البته باید بدانید که با یک و یا دو جلسه نمیتوان راهکارهایی را در نظر گرفت که دختر و پسر را همدیگر را بشناسند؛ زیرا آنها روانشناس ماهر و خبرهای نیستند که رفتار فریبکارانه و یا فیلم بازی کردن طرفین را حدس بزنند. اما با بررسی، تحقیق و تفحص میتوان به شخصیت ذاتی فرد تا حدودی پی برد.
هر چقدر دوران نامزدی طولانی باشد و به دختر و پسر فرصت بیشتر داده شود که در موقعیتهای اجتماعی قرارگیرند، به شخصیت اصلی و واقعی همدیگر بیشتر، دست پیدا خواهند کرد و حتی می توان رفتار آنها را متناسب با موقعیت سنجید.
بعضی از رفتارها در زندگی زناشویی ضعف آن زن و شوهر محسوب میشود که در دوران نامزدی میتوان تا حدودی به آن پی برد، مانند:
1.پنهانکاری
یکی از نشانههای پنهانکاری دختر و یا پسر از همدیگر این است زمانیکه دختر و یا پسر، برخی از مسائل را بازگو نمیکنند و یا از جواب دادن به نامزد خود طفره میروند، در نتیجه می توان خیلی راحت به این مسئله پی برد.
2.تناقضگویی
شاید به این مثال توجه کرده اید که «دروغگو، کم حافظه میشود» یکی دیگر از روشهای شناخت افراد این است که وقتی سوالی از او میپرسید، او به دروغ جواب شما را میدهد و اگر در زمان دیگری دوباره همان سوال را پرسید جوابی میدهد که اصلا با قبل مطابقت ندارد.
3.وانمودکردن یا نقش بازیکردن
از طریق تستهای روانشناختی تا حدی میتوان به این خصوصیات پی برد و محک زد که چقدر طرف مقابل میتواند خودش را خوب جلوه دهد و یا نقش بازی کند. البته ناگفته نماند، ممکن است بعضی دختر،پسرها واقعا خودشان را بدتر از آنچه که هستند، نشان دهند.
4.وسواس داشتن
گاهی وقتها فرد از آرایش و لباس پوشیدن طرف مقابل حساسیت نشان میدهد و به طرف مقابل تذکر میدهند، این رفتار نشان میدهد که طرف مقابل بسیار حساس بوده و ریزبین و نکته بین است.
5.پرتوقع بودن
توقع برخی افراد بیش از توان فرد مقابل است و خیلی راحت می توان این رفتار را شناخت.
6.عدم سازگاری
بارها اتفاق میافتد که دختر و پسر به علت عدم سازگاری از هم جدا میشوند و هیچ تفاهمی ندارد و هرکدام ساز مخالف طرف مقابل را میزند که این رفتار در دوران نامزدی قابل تشخیص است.
7.زود رنج بودن
یکی از ضعفهای زن وشوهر در دوران زناشویی زودرنج بودن آنهاست و خیلی راحت این رفتار را میتوان در دوران نامزدی تشخیص داد.
8.بیملاحظه بودن
یک رفتاری که باعث جدایی در بین زن و شوهر است، این است همسر آنها بیملاحظه است. زمانیکه دختر و یا پسر در دوران نامزدی ملاحظه طرف مقابل و یا خانواده و اطرافیان را نکنند؛ قطعاً آنها بیملاحظه بوده و فقط به فکر نیازهای خود هستند.
9.عمل نکردن به وعده و مقررات
زمانیکه در دوران نامزدی، بین دختر و پسر قرار ملاقات گذاشته میشود و فرد مقابل طبق همان وقت به محل قرار نمیرسد، میتوان متوجه شد که در آینده هم، به قول و وعده خود عمل نخواهد کرد.
10.عجول بودن
در بعضی اوقات شخص مقابل با کوچکترین اشتباه از طرف دختر و یا پسر عصبانی شده و عکس العملهای غیر منطقی از خود نشان میدهند.
یکی از بهترین روشهای آشنایی طرفین«مسافرت» است. اگر دختر و پسر در دوران نامزدی به مسافرت بروند، خیلی بهتر میتوانند به روحیات و شخصیت همدیگر آشنا شوند.
خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می دهند. نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آنطور که وانمود می کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛ اما بد نیست که در این قسمت از برخی خصوصیاتی که می تواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است که او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار میباشد. تعجب آور است؟!
این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید.
1- مرد مردها
هر چند خانم ها ادعا می کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید.
یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه با دوستانتان هستید بزنید.
2- نه گفتن
شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند.
حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این کار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتکار خانگی دست آموز تبدیل کنید.
3- داشتن شهوت جنسی شدید
کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که یک خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می کند انگار دنیا را به وی داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سرو کله زدن با ارباب رجوع و همکاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند؛ این امر سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد.
4- مستقل بودن
شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می کنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشت باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید.
5- حسود بودن
حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می رود که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیکه نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند.
6- آسیب پذیری گاه به گاه
هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید.
شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او می تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.
7- پنهان کردن احساسات
شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند. شما می دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد.
در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش می کند. خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد.
8- سرتاپای او را وارسی کنید
خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت میکند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد.
اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند. خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند.
همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید
هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد.
این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد.
| شوخی حالتی مثبت در ذهن است و موقعی ایجاد میشود که فردی موضوعی ناهمخوان ، غیرمنتظره و یا سرگرم کننده را بگوید و یا انجام دهد یا اینکه برای برخی افراد به دلایل دیگری اتفاق میافتد و مردم میخندند.خنده دار بودن مسائل نوع خاصی از شادی است، لذا خنده در شادی حائز اهمیت است.شوخی ویژگی رایج در زندگی است و غالبا پاسخی خودجوش به موقعیتها در حضور دیگران است. شوخی ناشی از یک خلق مطلوب است و میتواند تاثیر عمیقی بر شادی مردم داشته باشد. شوخی یکی از روشهای القاء خلق مثبت است. |