
شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که با کسی آشنا شده اید، به خواستگاری رفته اید یا به خواستگاری تان آمده اند، برای ازدواجتان برنامه ریخته اید اما به هر دلیلی ماجرا فیصله پیدا کرده و ازدواج سر نگرفته است.
این طور وقت ها، صرف نظر از تمام مصلحت هایی که در میان است، ممکن است ردپای علاقه و عاطفه ای به جا بماند که دل کندن، دور شدن و پذیرفتن واقعیت را برایتان مشکل کند.
راه چاره چیست؟ تسلیم این عاطفه ناکام و نابجا می شوید و باور می کنید که
شکست عاطفی خورده اید یا دنبال راهی برای جبران و شروع تازه می گردید؟
این طور وقت ها، روانشناسان از عبارت «نه مقدس» استفاده می کنند. یعنی نه
گفتن به حس یا رفتاری که احساس می کنید دوست دارید تابع آن باشید یا آن را
انجام دهید اما می دانید که عملا عاقبت خوشی ندارد.
ادامه پیدا کردن این عواطف نابجا و نه نگفتن به آنها، گاهی وقت ها آنقدر خطرناک است که می تواند روی آینده زندگی شما، انتخاب های بعدی تان و حتی زندگی مشترک آینده شما تاثیر بگذارد.
ممکن است به خاطر این وابستگی ناکام و خاطرات به جا مانده از آن، تا مدت ها تصمیم به ازدواج نداشته باشید و نتوانید انتخاب کنید.
ممکن است ناخواسته به دنبال کسی بگردید که ویژگی های فرد قبلی را دارد و
در واقع به دنبال جایگزین برای او باشید یا از همه بدتر، بعد از ازدواج با
فردی دیگر، مرتب به یاد خواستگاری سرنگرفته تان بیفتید.
آشنایی و خواستگاری ناکام قبلی تان را ناتمام نگذارید اما اگر به هر دلیلی مجبور به این کار شدید و فاصله زمانی ای را پشت سر گذاشتید، دیگر به گذشته برنگردید و
سعی در برقراری رابطه برای خاتمه دادن آن و گفتن ناگفته ها و شنیدن ناشنیده ها نکنید. بگذارید چیزی که تمام شده، فراموش شود
۱- گفتن نه مقدس به تمام این افکار و احساسات، می تواند شما را ذره ذره از این ناکامی جدا کند. یعنی تمام ذهن خود را که برای رابطه قبلی خود اشغال کرده است، تخلیه کرده و روی آینده متمرکز شوید.
۲- برخی افراد میگویند: «ما میخواهیم با فردی که قبلا می شناختیم، دوباره رابطه برقرار کنیم که فقط از احوالش باخبر باشیم». اگر این فکر به ذهن شما خطور کرد، چه ازدواج کرده بودید
و چه نه، چه طرف مقابل ازدواج کرده بود و چه نه، در هر حالت خود را از
وسوسه این کار دور کنید. شما یک بار در مرحله انتخاب و آشنایی بوده اید و
با دلایل منطقی از ازدواج انصراف داده اید.
بنابراین با این حرکت احساسی خود را در دام یک رابطه اشتباه و ادامه دادن روش نادرست نیندازید. به جای آن سعی کنید برنامه جدیدی برای زندگی تان بگذارید، هدف تازه ای تعریف کنید و سرتان را آنقدر شلوغ کنید تا فرصت فکر کردن به گذشته را نداشته باشید.
۳-آشنایی و خواستگاری ناکام قبلی تان را ناتمام نگذارید اما اگر به هر دلیلی مجبور به این کار شدید و فاصله زمانی ای را پشت سر گذاشتید، دیگر به گذشته برنگردید و
سعی در برقراری رابطه برای خاتمه دادن آن و گفتن ناگفته ها و شنیدن ناشنیده ها نکنید. بگذارید چیزی که تمام شده، فراموش شود.
به شدت توصیه می کنیم که در این مدت دور و بر رمان های عاشقانه، موسیقی های غمناک، اشعاری که از جدایی و فراق می گویند، عکس ها و یادگاری های به جا مانده از طرف مقابل و… نگردید!
با این کار کمکی که به خودتان نمی کنید هیچ، خود را در سراشیبی ای قرار می دهید که هر چه بروید به جایی نمی رسد
۴- عوامل جدایی و بهم خوردن رابطه را در ذهن خود یادآوری کنید و سعی کنید از آن درس بگیرید نه این که بر آن حسرت بخورید.
۵- به شدت توصیه می کنیم که در این مدت دور و بر رمان های عاشقانه، موسیقی های غمناک، اشعاری که از جدایی و فراق می گویند، عکس ها و یادگاری های به جا مانده از طرف مقابل و… نگردید!
با این کار کمکی که به خودتان نمی کنید هیچ، خود را در سراشیبی ای قرار می
دهید که هر چه بروید به جایی نمی رسد. با این کار فقط فراموش کردن را برای
خود سخت تر می کنید و احساس قربانی شدن را در خود افزایش می دهید.
۶- بعضی از افراد، برای فراموش کردن احساس ناکامی و غم ناشی از خاتمه یک رابطه، شروع به تخریب چهره طرف مقابل در ذهنشان می کنند. از طرف مقابل یک چهره کاملا سیاه می سازند و همه تقصیرها را به گردن او می اندازند تا از او متنفر شوند و بتوانند راحت تر او را فراموش کنند.
این کار شاید نتیجه بخش باشد اما تاوان آن کینه توزی، سختی انتخاب در
آینده، اشتباه در انتخاب های بعدی به دلیل فرار از همه خصوصیات مشابه فرد
اول و احساس قربانی داشتن است. احساس قربانی داشتن شما را افسرده می کند و
افسردگی هم که مادر همه بدبیاری ها و ناکامی های بعدی است.

امروزه بیش از هر زمان دیگری تعاریف متفاوت از دوران نامزدی در بین خانوادههای ایرانی رواج دارد. عدهای نامزدی را به معنای آمادگی دختر و پسر برای تشکیل زندگی مشترک میدانند که بعد از مراسم خواستگاری با رد و بدل کردن حلقه ازدواج آغاز میشود
و با عقد رسمی پایان میگیرد و تنها اقوام درجه اول دختر و پسر از آن آگاه هستند. در مقابل نیز برخی از خانوادهها پساز خواستگاری و توافق در امر ازدواج، دختر و پسر را به عقد موقت در میآورند تا در این مدت نسبت به یکدیگر آشنایی بیشتری پیدا کرده و این امکان را داشته باشند
در صورت عدم رضایت از یکدیگر پس از انقضای مدت عقدموقت از هم جدا شوند و
بعضی نیز نامزدی را دوران عقد دایم و قبل از مراسم عروسی میدانند. با توجه
به تعاریف ارایه شده، نامزدی معنای قطعی خود را در هیچکدام از موارد فوق
پیدا نکرده است.
در دوران نامزدی با توجه به اینکه شالوده و آینده یک زندگی دایم بنا نهاده میشود اهمیت بسیاری دارد تا آنجا که ضربالمثل «مشت نمونه خروار است» را در این زمان به کار میبرند چراکه دوران نامزدی تا حدودی نمونه دوران بلندمدت زندگی مشترک است.
در این دوران، دختر و پسر در عین آنکه نسبت به هم شناخت پیدا میکنند خود
را آماده ورود به زندگی جدید و مستقل میکنند. مشاوران ازدواج بر این
اعتقادند که در این مرحله، سه کارکرد وجود دارد که شامل عمیقتر شدن
آشنایی، آمادگی برای ورود به زندگی مشترک و پذیرفتن نامزد به عنوان همسر
قطعیت در تصمیمگیری است.
در رابطه با تعریف نامزدی، شناخت در این مرحله، مدت زمان و نوع روابط دختر
و پسر در این دوران با شمسالدین حسینی، مشاوره ازدواج گفتوگو کردهایم
که در زیر میخوانید.
منظور از آمادگی دختر و پسر برای وارد شدن به مرحله نامزدی از دید شما چیست؟
اولین گام در یک ازدواج عاقلانه، شناخت خود و خودشناسی است. یعنی اینکه فرد
با خواستهها، نیازها و سطح هوش هیجانیاش آشنا باشد و بداند برای چه
میخواهد ازدواج کند، هدفش چیست
و در این مسیر باید با یک روانشناس که در زمینه ازدواج تخصص دارد، همگام
شود و پس از این مرحله فرد آماده است که وارد مرحله نامزدی شود.
متاسفانه خیلی از مراجعان دلیل نرفتنشان قبل از ازدواج به مشاوره را
اینگونه توجیه میکنند که هزینه مشاوره ازدواج گران است؛ اما من هم در
پاسخشان میگویم هزینه طلاق به تبع سنگینتر و گرانتر است.
همانطور که میدانید در جامعه ما با توجه به فرهنگها و آداب و رسوم
گوناگون، تعاریف متفاوتی از دوران نامزدی ارایه دادهاند، تعریف شما از
نامزدی به عنوان یک روانشناس متخصص در این زمینه چیست؟
من یک رابطه هدفمند را نامزدی میدانم
و تاکیدم بر این است فردی که با عزت نفس بالا و اعتماد به نفس است یعنی به
مرحله خودشناسی رسیده هرگز خودش را در یک مسیر ارتباطی که میداند منجر به
شکست و آسیبروحی و روانی میشود، قرار نمیدهد.
منظور از ارتباط هدفمند چیست؟
یعنی رابطه براساس یک چارچوب بین زوجها جلو برود که با توجه به شناختی که از طرف مقابلمان بهدست میآوریم به تعهد ختم شود.
تعریفی که شما ارایه دادید، مقوله نامزدی را از مرحله عقد کاملا جدا
میکند اما خانوادهها دوران عقد کردگی تا شب عروسی را غالبا دوران نامزدی
مینامند؟
عقد یعنی ازدواج و ما تا زمانی که همسر آیندهمان را در دوران قبل از
عقدکردگی نشناسیم نباید وارد مرحله عقد شویم، وقتی صیغه عقد جاری شد؛ یعنی
ازدواج کردهایم. در صورتی که نامزدی یعنی مرحلهای که ما به شناخت دست
پیدا میکنیم.
آیا واقعا احتمال اینکه ما در این مرحله به شناخت کامل از همسر آیندهمان برسیم، امکان دارد؟
فرد با توجه به آنچه که ما از آن به عنوان خودشناسی نام بردیم و با آشنایی
با مهارتهایش، میتواند در چند جلسه اول آشنایی ارزیابیهای مهم را انجام
دهد و ببیند که آیا شخص موردنظر ارزش زمان و انرژی گذاشتن را دارد؟
وجود یک روانشناس برای شناخت کامل و بهتر در این مرحله بسیار کمک کننده
است، آنچه که مهم تلقی میشود آن است که شناخت حتما باید قبل از مرحله
شیفتگی صورت گیرد.
مقصود شما از مرحله شیفتگی چیست؟
شیفتگی یعنی احساس جذب شدید نسبت به جنس مقابل که باعث افزایش ترشح
آمفیتامینها در هورمونهای عصبی میشود. این تغییرات شیمیایی سبب میشد که
فرد دارای تفکر خوشبینانه و غیرواقعگرایانهای شود و به همین دلیل فردی
که شیفته و عاشق میشود،
نسبت به نقاط ضعف زوج آیندهاش بیتوجه میشود. در این دوره فرد دست به رویاپردازی میزند و به شدت هیجانزده میشود و اگر از او جدا شود احساس اضطراب، نگرانی و بیقراری زیادی میکند.
فرد شیفته نمیتواند نسبت به همسر آتی خود شناختی پیدا کند، به عنوان مثال اگر به فرد عاشق بگویید که آیا میدانی نامزدت معتاد است، شغل ندارد و از ازدواج قبلیاش بچه هم دارد، او در جواب خواهد گفت: اشکالی ندارد ما با هم از پس مشکلات برمیآییم.
نکته مهم این است که رضایت و شادمانی ناشی از شیفتگی تنها شش ماه تا یک سال طول میکشد و سپس فروکش میکند. هرکسی که در این مرحله تصمیم به ازدواج بگیرد در زندگی حتما با چالشهای زیادی روبهرو میشود چراکه شیفتگی در دوران آشنایی و نامزدی اجازه شناخت واقعبینانه را به او نمیدهد.
بهترین مدت زمان دوره نامزدی با توجه به شناخت از یکدیگر چقدر است؟
حداقل یک سال و حداکثر یک سال و نیم.
اما مشاهده شده که خیلی از خانوادهها اجازه نامزدی یک سال و یکسال و نیم را نمیدهند.
بله. متاسفانه، خانوادهها معتقدند که ممکن است به دلیل طولانی شدن این
مرحله، زوجها از یکدیگر خسته شوند و نامزدی را به هم بزنند و از دید
خودشان موجب آبروریزی شود،
اما باید به خانوادهها هشدار داد که گر زوجها با مشکلات عدیده و بدون
گذراندن مرحله نامزدی به سرخانه خود بروند و طلاق بگیرند آبروریزی نمیشود؟
ما باید این فرصت را برای دختران و پسران جوان فراهم کنیم که در کنار یک
روانشناس مجرب مراحل نامزدی را سپری کنند.
آیا در دوران نامزدی زوجها میتوانند به تغییر و اصلاح رفتار یکدیگر بپردازند؟
شما نمیتوانید رفتار طرف مقابلتان را تغییر دهید، مگر در سه شرایط: 1-خود
فرد بخواهد تغییر کند. 2-شرایطی که فرد شدیدا تحت فشار قرار دارد (شرایط
پادگانی). 3-خود فرد با یک تحول معنوی عمیق روبهرو شود. این شرایط احتمال
تغییر را فراهم خواهد کرد.
اینکه ما معتقد باشیم بعد از ازدواج رفتار همسرمان بهتر میشود، غلط و
اشتباه است، جوانان باید بدانند که بعد از ازدواج هیچ معجزهای رخ نمیدهد.
آنچه که در نامزدی مهم است این است که آیا ما این فرد را میتوانیم با
همان ویژگیهایی که دارد، بپذیریم یا نه.
چارچوب روابط دختر و پسر در دوران نامزدی برای آنکه به شناخت قطعیتری برسند، چگونه باید باشد؟
بهتر است که هر کدام از نامزدها با توجه به شناختی که از خود دارند چهار، پنج تا از نیازهای مهم خود را
از قبیل؛ نیاز به محبت، نیاز به گفتوگو، نیاز به صداقت، نیاز به حمایت
مالی، نیاز به تعهدات خانوادگی و... مشخص کنند و در طی سپری کردن این دوران
ببینند که طرف مقابل تا چه حد میتواند نیازهای نامزدش را برطرف کند.
چه نشانههایی در دوران نامزدی وجود دارد که بهتر است، دختر و پسر نامزدی و رابطه را ادامه ندهند؟
نشانههایی که در این دوران مهم است و باید در نظر گرفته شود ـ اگر طرف مقابل در این نشانهها ضعف داشت،
بهتر است که فرد وارد مرحله نامزدی نشود و اگر شد و این نشانه را دید باید
که ادامه ندهد ـ این نشانهها شامل؛ عزت نفس پایین، عدم کنترل خشم، پیشینه
منفی خانوادگی، اعتیادها، اختلالات رفتاری و جنسی، نابالغ بودن از نظر
احساسی سرد وغیرقابل دسترس، از آسیبهای ارتباطی گذشته خود التیام نیافته
و...
یکی از مشکلاتی که بر سر دوران نامزدی قرار میگیرد، عدم تعادل رابطه
فرد بین خانواده و همسر آیندهاش است، شما در این زمینه چه راه حلی را
توصیه میکنید؟
تا زمانی که دختر و پسر در خانه پدری خود زندگی میکنند، باید طبق اصول
خانواده رفتار کنند و بتوانند با کمک خانواده بین این دو وضعیت تعادل
برقرار کنند،
اما بعد از ازدواج اولویت با همسر است. باید خانوادهها تا حد امکان از
بیان نظر و تحمیل عقیده دست بردارند و مسوولیت این امر را برعهده روانشناس
ازدواج بگذرانند.
با توجه به همه آنچه که گفتید، آیا واقعا دوران نامزدی، دوران شیرینی است؟
به نظر من بستگی به دید دختر و پسر برای ازدواج دارد. اگر شخص بخواهد بهدلیل فشار خانوادگی، تنهایی، میل جنسی، احساس گناه و پرکردن خلأهای احساسی وارد مقوله ازدواج و نامزدی بشود
با توجه به اینکه این معیارها، معیارهای درست و اصولی نیست و فقط به صرف اینکه ازدواج کند به طبع دوران نامزدیاش بهدلیل فشارهایی که روی آن است دوران شیرین تلقی نمیشود.
انسانها باید ابتدا سطح شادی و آرامش درونی خود را به حد فوران برسانند و به این احساس دست یابند که با ازدواج بتوانند شادی و آرامش خود را با دیگری تقسیم کنند.
بسیاری از اشخاص فکر میکنند که با ازدواج است که به آرامش و شادی دست پیدا
میکنند اما تا زمانی که شادی در درون فرد نباشد، کسی نمیتواند از بیرون
آن را در شما به وجود آورد.

هر کاری راه و رسمی دارد، حتی عذرخواهی. همیشه با این توصیه قدیمی و تکراری مواجهیم که اگر کار اشتباهی کردیم عذرخواهی کنیم،
اما اگر بلد نباشیم چطور عذرخواهی کنیم نه تنها اوضاع را بهتر نمیکنیم بلکه ممکن است حتی کار به جاهای باریک بکشد.
هر
کاری راه و رسمی دارد، حتی عذرخواهی. همیشه با این توصیه قدیمی و تکراری
مواجهیم که اگر کار اشتباهی کردیم عذرخواهی کنیم، اما اگر بلد نباشیم چطور
عذرخواهی کنیم نه تنها اوضاع را بهتر نمیکنیم بلکه ممکن است حتی کار به
جاهای باریک بکشد.
حال در این میان توصیه دیگری هم وجود دارد و
آن اینکه حتی اگر حق با ما بود میتوانیم با بخشیدن فردی که عذرخواهی
نمیکند، اوضاع را به نفع خود تمام کنیم. این راهکاری است که بیشتر به
زوجها پیشنهاد میشود،
ولی میتوان آن را بسط داد و در بسیاری
از روابط اعم از کاری و دوستانه به کار برد. درست است که برای اغلب شما
بخشیدن در حالی که هیچ تقصیری متوجه شما نیست سخت است اما اگر دیدید رابطه
آنقدر ارزش دارد که نمیخواهید آن را از دست بدهید میتوانید بزرگواری پیشه
کنید و پیشقدم شوید.
در این مواقع بخشش میتواند زخمهای عاطفی را درمان کرده و به هردوی شما کمک کند راحتتر از موضوع بگذرید. در زیر برخی راههای بخشیدن آمده است.
اگر با عشق و مهر با کسی که
شما را آزرده روبهرو شوید، در اغلب مواقع او از کاری که کرده پشیمان
میشود و از شما تقاضای بخشش میکند.
اگر بدانید که اطلاعات شما
درست است و در این باره به همسرتان به شما توهین کرده دلیل و مدرک نشان
دهید، ممکن است اذعان کند که عمل خطایی صورت داده است.
آنهایی که با عذرخواهی میخواهند گذشته را پشتسربگذارند و از نو شروع کنند و خالصانه برای آنچه اتفاق افتاده متاسف هستند،
میتوانند
رضایت همسرانشان را بهدست آورند. این دسته از افراد مسئولیت اعمالشان
را بر عهده میگیرند و برای اصلاح اشتباهشان بر میآیند.
با کسی که در حق شما بدی کرده، خوبی کنید. ما به حکم طبیعت با هرکس که با ما مهربان باشد، مهربان میشویم. ما کسانی را که به ما عشق میورزند با عشق بدرقه میکنیم
اما وقتی عشق روشی برای زندگی باشد، معیارها بسیار
بالاتر است. در این حالت ما حتی به کسانی که با ما بدرفتاری کردهاند، لطف
میکنیم.
راه رهایی از تالم و خشم ناشی از مورد بدرفتاری قرار گرفتن، این است که به ناکامی و اشتباهات خود در آن موقعیت مورد نظر اقرار کنید.
اگر
با شما رفتار ناخوشایندی کردهاند، خشم شما بر حق است. باید خشمگین شوید
اما خشم قرار است به شما سری بزند و بعد راهش را بگیرد و برود، قرار نیست
در شما مستقر بماند. خشم به شما انگیزه میدهد تا با کسی که شما را ناراحت
کرده، برخورد کنید و خواهان رسیدن به مصالحه و سازش شوید.
وقتی
خشم را درون خود حفظ میکنید تبدیل به تلخی و مرارت میشود و بعد تولید
نفرت میکند. این احساسات و نگرشها برای هر کسی که آنها را در خود حفظ
کند، تولید ناراحتی میکند حتی ممکن است سبب شود با کسی که شما را ناراحت
کرده برخوردهای خشونتآمیز داشته باشید.
میتوانید موضوع را رها کنید. مطمئن باشید مسائل مهم زیادی در زندگی شما هست که بخواهند فکر شما را مشغول کنند.
بنابراین
اجازه ندهید خشم بر مغز شما سایهافکن شود. شما میتوانید کاری کنید که
عشق در شما قدرتمندتر از کار خطایی باشد که با او صورت گرفته است.
اگر
با کسی برخورد دارید که از عذرخواهی امتناع میکند باید بتوانید از این 4
اقدام که توضیح دادیم استفاده کنید و از شدت ناراحتی خود بکاهید.
وقتی
کسی را که با شما بد کرده رها کنید و به اشکالاتی که خود در این زمینه
داشتهاید توجه کنید و بخواهید شخص توهینکننده را دوست بدارید، اینگونه
به احساس بهتری میرسید و از زمان و انرژی خود به شکل سازندهای استفاده
میکنید.
چگونه از همسرم عذرخواهی کنم
سادهترین
و کاربردیترین جملهای که به بچههایمان یاد دادهایم این بوده که وقتی
مرتکب اشتباهی میشوند با گفتن «ببخشید» یا «متاسفم» رضایت ما را بهدست
آورند اما داستان در مورد همسرانمان کمی متفاوت است یا بهتر است بگوییم
خیلی تفاوت دارد.
توجیه کردن و عقلانی جلوه دادن اشتباهی که انجام دادهاید به هیچ وجه عذرخواهی نیست. بعضی از
مردم
چنین رفتار میکنند چون میخواهند از مخمصهای که به خاطر انجام کار
اشتباه دچارش شدهاند نجات پیدا کنند. در حقیقت، تاکید کردن بر نیازهای
خودتان هنگام عذرخواهی، معذرتخواهی نیست.
دلایل عذرخواهیفراموش نکنید که همسرتان به خاطر نزدیکی که با شما دارند بهخوبی میتوانند نیت واقعی عذرخواهی شما را بفهمند. آنهایی که با عذرخواهی میخواهند گذشته را پشت سربگذارند و از نو شروع کنند
و خالصانه برای آنچه اتفاق افتاده متاسف هستند، میتوانند رضایت همسرانشان را بهدست آورند. این دسته از افراد مسئولیت اعمالشان را بر عهده میگیرند و برای اصلاح اشتباهشان بر میآیند. اینها دلایل خوبی برای عذرخواهی است.
از این کلمه استفاده نکن
وقتی
از همسرتان عذرخواهی میکنید، این پوزش باید خالصانه و بیریا باشد. در
عذرخواهیتان از کلمه «من» استفاده کنید و مسئولیت رفتاری که مرتکب شدهاید
را به گردن همسرتان نیندازید.
هنگام عذرخواهی جدی باشید و
همینطور باید ثابت کنید برای اینکه اوضاع به حالت اول برگردد هرکاری
میکنید همچنین باید بر این تصمیمتان تاکید کنید که آن اشتباه را هرگز
تکرار نخواهید کرد.
مطمئن شوید هر کاری که برای جبران اشتباه
انجام میدهید جدی است و حتما انجامش خواهید داد. قولی ندهید که تمایلی به
انجام آن ندارید یا در توانتان نیست.
چه زمانی میبخشد
مفهوم
غافلگیری خوب و هیجانآور به این معناست که کاملا غیرمنتظره برای همسرتان
کاری انجام دهید یا هدیهای تهیه کنید که او را هیجانزده کند و در نتیجه
دلخوری که از شما دارد را فراموش کند. برای این کار یک روز معمولی را برای
غافلگیر ساختن همسرتان انتخاب کنید. نه!
اشتباه نخواندهاید،
باید یک روز معمولی را برای غافلگیر کردن او انتخاب کنید چون انتخاب
روزهایی خاص مثل سالگرد ازدواج، روز تولد یا روز عشق برای غافلگیری همسرتان
خیلی مناسب نیست و
در این روزها هر فردی انتظار اتفاقی خاص را
دارد علاوه بر این اگر میخواهید همسرتان را خیلی خوب غافلگیر کنید، به
جزئیات چیزهایی که دوست دارد یا از آنها لذت میبرد دقت کنید.

ازدواج برای خیلی ها آب حیات است، طراوت و شادابی می آفریند و به
زندگی شان روح می بخشد. ازدواج برای خیلی ها رسیدن به اتفاقات خوب و رها
شدن از ناراحتی ها است.
ازدواج برای خیلی ها آب حیات است، طراوت و شادابی می آفریند و به زندگی شان
روح می بخشد. ازدواج برای خیلی ها رسیدن به اتفاقات خوب و رها شدن از
ناراحتی ها است.
ازدواج برای خیلی ها... اما همین ازدواج می تواند بر زندگی خیلی های دیگر
تاثیر چندان مطلوبی نگذارد و سبب اتفاقات بد و ناراحت کننده شود. بعضی از
این افراد شاید هما ن هایی باشند که به سال نرسیده طلاق را تنها راه حل
نجات شان می بینند.
پیچیدگی امر ازدواج و تنوع اخلاقیات و سلایق و عقاید، می طلبد که با ازدواج
ساده برخورد نشود. پس قضیه نشان دادن یک آب نبات چوبی زیبا به کودک خردسال
نیست که در این دوره زمانه بشود جوانی را وادار به ازدواج کرد و یا او را
از آن امر منصرف ساخت. باید رک و پوست کنده از تمام و کمال ازدواج گفت تا
خودش به نتیجه قطعی برسد که ازدواج بکند یا نکند؟
● پرده اول: ازدواج کنید چون...
آرامش می دهد/ یک سری از اتفاقات به سبب ازدواج رخ می دهد که باعث ایجاد آرامش می شوند. در ازدواج مهربانی می بینی و آرامش می یابی! جوانمردی آدم زیاد می شود و همین امر به فرد آرامش می دهد. اصلا یکی از اهداف اصلی ازدواج همین آرامش است. مهم ترین معیارها یعنی کفویت(همتایی) و اخلاق نیکو و ایمان هم در راستای رسیدن به همین هدف است.
آرامش، دشمن پیشرفت نیست حتی در بسیاری موارد مقدمه آن نیز هم هست. لازمه
آرامش همراهی با یک هم تراز است. ازدواجی که باعث آرامش بخشیدن به طرفین
بشود مقدمه پیشرفت اعضا را فراهم می کند.
تعادل می بخشد/ آدم ها ذاتا اجتماعی اند. تنهایی انسان را اندهگین و افسرده می کند. در ازدواج شرایطی برای فرد مهیا می شود که می تواند با انتخاب صحیح چاره ای برای تنهایی هایش بیابد. تنهایی روی هر کس اثری دارد.
کسی که در فشار باشد، خلقش که تنگ است هیچ؛ اعصاب و روانش هم به شدت به هم ریخته است. البته کم و زیاد دارد. بعضی ها چنان اعصابشان قاطی است، که مدام بهانه می گیرند و قال می کنند و بی حوصله و تحمل اند؛
بعضی ها هم چنان اعصابشان قاطی است که گوشه گیرند و بی قید و اعتنا و از
سنگ صدا درمی آید، از این ها نه! ازدواج فشار را از آدم برمی دارد و برای
گروه اول، مقوم و برای گروه دوم، ملین است!
تمرکز می دهد/ ازدواج محدودیت است. اما هر محدودیتی بد نیست.
اغلب محدودیت ها به دنبال خودشان تمرکز می آورند، همان طور که درس خواندن برای کنکور تفریح را محدود می کند اما محدودیتی است که فرد را به هدف نهایی می رساند.
تمرکز روی اهداف باعث می شود که افکار آدم بی اجازه این جا و آن جا نرود و تسلط بر افکار سبب انجام بهترکارها و حل مشکلات می گردد.
وسعت روزی/ موانع اقتصادی مسئله ای است که به گفته آمار، جوانان مجرد آن را مهم ترین دغدغه و مانع برای ازدواج می دانند. این در حالی است که طبق گفتار پیامبر(ص) کسانی که ازدواج را به خاطر خوف روزی ترک کنند،
به خدا سوء ظن دارند! آیه معروفی نیز در قرآن هست (آیه ۳۳ سوره نور) که خداوند صریح می گوید: اگر ازفقر می ترسید خداوند آن ها را از فضل خود بی نیاز می گرداند و در ادامه آیه انگار کسی از خدا می پرسد اگر نشد چی؟که می فرماید: و خداوند واسع و علیم است .
یعنی گشایش کارها دست اوست و به همه امور آگاهی دارد. البته نباید انتظار
داشت تا عاقد خطبه عقد را خواند یکی زنگ بزند و بگوید بیا این پول را خدا
فرستاده بگیرش!
مدت زمانی طول می کشد تا این فرج و گشایش در کارها خودش را نشان دهد.
ازدواج روزی آدم را زیاد می کند این تضمینی است که هم خدا و هم پیغمبرش
داده!
پشتیبانی زیبا/ در یک ازدواج موفق برای فرد یک حافظ و پشتیبان دست و پا می شود مثل لباس که محافظ آدم است. وقتی زن و شوهر لباس هم شدند
یعنی علاوه بر این که باید متناسب و اندازه هم باشند، باید حافظ و پشتیبان
هم نیز باشند و همانند لباس که زیبایی می بخشد، زینت و آبروی یکدیگر شوند.
یک پاسخ منطقی/ صریح بگویم ازدواج یک پاسخ منطقی به جسم است! تا آن...! بله! بالاخره خواست های منطقی جسمت را باید جواب بدهی!
به همین واضحی! عقلانی هم باید جواب بدهی؛ نه این که جوری جواب بدهی که دست
و پا و اندامت را بغلتانی توی فساد و نه تنها نیازش را جواب نگویی که
پریشانش هم بکنی!
● پرده دوم: ازدواج نکنید اگر...
ازدواج نکنید اگر احساس نیاز نمی کنید.
ازدواج نکنید اگر به رشد نرسیدید.
ازدواج نکنید اگر سازگاری با دیگران و حق پذیر نیستید.
ازدواج نکنید اگر قدرت انتخاب همسر موافق را ندارید.
ازدواج نکنید اگر توانایی مدیریت یک زندگی مستقل را ندارید.
ازدواج نکنید اگر با طرف مقابل تان تناسب ندارید.
ازدواج نکنید اگر معتاد به اعتیادهای خطرناک هستید!
ازدواج نکنید اگر نمی توانید سلامت نداشتن جسم تان را صادقانه به طرف مقابل بیان کنید.
ازدواج نکنید اگر مسئولیت پذیر نیستید و توانایی پذیرش مسئولیت یک خانواده را ندارید.

برای اینکه فردی رابطه قبلی خود را بعد از ازدواج فراموش کند، باید به تمام خاطرات و وابستگیهای آن فرد،«نه مقدس» بگوید.
به گزارش خبرنگار «نیمرخ» برنا، برخی از افراد با اینکه زندگی مشترکی را آغاز کردهاند، اما نمیتوانند، رابطه قبلی خود را فراموش کنند.« مهدی دوایی»دکترای روانشناسی و عضو هیات علمی پژوهشکده علوم شناختی در اینباره به برنا میگوید: یکی از دلایلی که با ارتباط داشتن با جنس مخالف، مخالفت میشود
این است که بعد از ازدواج آسیبهایی به وجود میآید که قابل جبران نیست، زیرا از لحاظ روانی یک لنگرگاهی میسازد که جابجایی این لنگرگاه یک مقدار زمانبر است. مهم این است که این افراد نگذارنند، رابطه خاص عاطفی برقرار شود.
در این رابطهها گاهی آسیبهای روانی ایجاد میشود که باعث میشود که آن فردی که رابطه قبلی داشته، زمانیکه ازدواج میکند،
ذهنش
هنوز درگیر رابطه قبلی خود باشد. در این مواقع فرد دچار پرخاشگری، احساس
افسردگی، خوشحال بودن مصنوعی و ناامیدی میکند و یا حتی نسبت به رابطه قبلی
خود احساس گناه میکند.
7 توصیه برای فراموشکردن دوستیهای بدون سرانجام
1- به تمام این وابستگیها «نه مقدس» بگویید
زمانیکه فردی ذهنش درگیر رابطه قبلی خود است، برای همیشه به این رابطه «نه مقدس» بگوید؛ یعنی تمام ذهن خود را که برای رابطه قبلی خود اشغال کرده است، تخلیه کرده و خود را پایبند زندگی مشترک خود کند.
برخی از افراد
میگویند«ما میخواهیم با فردی که قبلا رابطه داشتیم، دوباره رابطه برقرار
کنیم که فقط از احوالش باخبر باشیم»، و اگر از او باخبر باشیم، حتما با
همسرمان زندگی مشترک خوبی داریم و اگر خبری از او نداشته باشیم،
در
زندگی مشترکمان هم مشکل به وجود آید. که این رفتار کاملا اشتباه است و
امکان هرگونه زمینهسازی برای ارتباط مجدد را باید از بین برد.
2- تجربیات جدید ایجاد کنید
تمام
وابستگی ها در رابطه قبلی به براساس تجربیاتی که در زندگی مشترک بالا
میگیرد و یک زندگی معمولی برای اینکه بتوانند تجربیات گذشته را از بین
ببرد، کفاف نمیدهد.
این افراد بایستی کاری کنند که تعاملات
بالایی با همسر خود داشته باشند. مثلا اگر هفتهای یک بار با آن فردی که
رابطه داشتند، به سینما میرفتند، هفتهای 3دفعه با همسر خود به سینما
بروند.
3- لنگرگاههای جدید بوجود بیاورید
یعنی
زن و شوهر در زندگی مشترک خود، باید به دنبال یک لنگرگاه جدیدی بگردند که
با هم آن را دوست دارند و به آن چیزی که علاقه دارند، به بازی گرفته و عمل
کنند. زن و شوهری که قبلا هر گونه رابطهای با فردی داشتند را فراموش کرده و
باید به آن چیزی که علاقه مشترک دارند، بپردازند
و برای به دست آوردن آن برنامهریزی کنند. «بچهدار شدن» یک معقوله جدی است که میتوان به آن پرداخت. بچه دار شدن باعث میشود زن یا مرد بیشتر وابسته زندگی خود شده و تمایل و جذب آنها نسبت به خانواده و همسر بیشتر شود.
البته روانشناسان در مواقع اختلاف، بچهدار شدن را هیچگاه توصیه نمیکنند. اما این مورد متفاوت است.
4- رابطه قبلی خود را نیمهکاره نگذارند
زوجین
که هرگونه رابطه قبلی و پنهانی را قطع کنند و این رابطه آنها نباید نیمه
کاره باشد. زیرا باعث بلاتکلیفی افراد در زندگی مشترک خود میشود و زندگی
آنها بعد از ازدواج دچار لغزش شده
و دیگر مستحکم و استوار نخواهد بود؛ در نتیجه هرگونه عواملی که باعث تحریک این رابطه میشود، از بین برده و خداحافظی کامل کنند.
5- عوامل جدایی را در ذهن خود یادآوری کنند افراد باید علل شکست و قطع رابطه خود را با جنس مخالف خود را به یاد آورند، در نتیجه عواملی وجود داشته که آنها از هم جدا شدهاند وگرنه با هم ازدواج میکردند.
این عوامل اگر در ذهن فرد تداعی شود، خود به خود رابطه و یا فکر کردن به آن رابطه را در ذهن فرد از بین می برد.
6- جدایی بدون ابراز احساساتوقتی فردی با خشونت تمام رابطه خود را به پایان برساند، دیگر هیچ دلیل توجیه کنندهای وجود ندارد که این رابطه را ادامه دهد و یا اصلا به آن فکر کند.
حتی هر هدیهای که از طرف فرد مقابل دریافت کرده است را به او برگرداند و هیچ بعد عاطفی نباید بین آنها وجود داشته باشد و از جملههای عاشقانه برای خداحافظی استفاده نکند،
مثلا موقع قطع رابطه و خداحافظی گفتن این جمله که «سرنوشت روزگار، ما را از هم جدا کرد» کاملا اشتباه است.
7- هرگونه محرک تداعی خاطرات را از بین ببرند
فردی قبل از ازدواج اگر با کسی رابطه داشته و هدیه، کتاب و یا هر شی دیگری را از طرف مقابل گرفته است، از بین ببرد،
تا خاطرات آن شخص برای او تداعی نشود و یا اگر دوشنبه ها با او قرار ملاقات میگذاشته، با همسر خود روز دوشنبه قرار نگذارند، تا آن روز برای آنها تداعی نشود و یا همان کادویی که برای او گرفته بود را برای همسر خود نگیرد.