سایت رسمی و تخصصی روانشناسی

سایت رسمی و تخصصی روانشناسی

مدیر سایت مهران حکمت
سایت رسمی و تخصصی روانشناسی

سایت رسمی و تخصصی روانشناسی

مدیر سایت مهران حکمت

شادترین خانواده ها صاحب دو دختر هستند

بسیاری از خانواده‌ها علاقه دارند یک پسر و یک دختر داشته باشند، اما تحقیقات نشان می‌دهد بهترین حالت برای برقراری آرامش در خانواده داشتن دو دختر است… در این یافته که باعث تعجب بسیاری از والدین شده، محققان متوجه شدند دو فرزند دختر با احتمال کم‌تری با یکدیگر به مشکل برمی‌خورند ، با یکدیگر رفتار بهتری دارند و به ندرت والدین خود را آزار می‌دهند.

دانشمندان ادعا کردند، فرزندان دختر راحت‌تر با هم کنار می‌آیند، توجه بیش‌تری به یکدیگر دارند و اعتماد بیش‌تری به والدین خود دارند.
اما بیش‌تر شدن تعداد دختران می‌تواند نه تنها شرایط را بهتر نمی‌کند، بلکه ممکن است به فاجعه بینجامد. تحقیقات نشان می‌دهد خانواده‌هایی که دارای ۴ فرزند دختر هستند مشکلات بیش‌تری برای کنترل دعواها و مشکلات بین اعضای خانواده دارند.

محققان مطالعاتی را روی هزاران پدر و مادر که دارای فرزندان زیر ۱۶ سال بودند انجام دادند تا به بهترین ترکیب فرزندان برای رسیدن به آرامش در خانواده پی ببرند.

میزان شادی و رضایت از زندگی در بین خانواده‌هایی که دارای ۲ دختر هستند بیش‌ترین میزان است و توضیح دلیل آن چندان هم مشکل نیست. فرزندان دختر بیش تر در انجام کارهای خانه همکاری می‌کنند و رفتار بهتری هم با خود و دیگر اعضای خانواده دارند.
اما بر عکس پدر و مادرهایی که دارای ۴ فرزند دختر هستند به طور متوسط باید هر روز ۴ دعوای خانگی را حل و فصل کنند.

در مجموع پدران و مادرانی که دارای ۴ فرزند با هر جنسیتی باشد با احتمال بیش‌تری نسبت به خانواده‌های دیگر در زندگی خود با مشکل روبه رو هستند. با افزایش تعداد فرزندان، والدین فرصت کافی برای نگهداری از فرزندانشان ندارند و نمی‌توانند زمان را به طور مساوی بین همه فرزندانشان تقسیم کنند.

در این خانه‌ها معمولا یک یا تعداد بیش‌تری از فرزندان ممکن است مورد بی‌توجهی واقع شوند که همین موضوع می‌تواند یکی از مهم‌ترین عوامل بروز مشکل در خانواده شود.

بعد از دو دختر، ایده‌آل‌ترین ترکیب برای خانواده داشتن یک پسر و یک دختر است. تقریبا ۸۶ درصد از والدین اعلام کردند یک خواهر و برادر رابطه خوبی با یکدیگر دارند و دوستان خوبی برای یکدیگر در دوران کودکی هستند.

خواهر و برادرها معمولا به ندرت با یکدیگر بر سر مسائلی مانند اسباب‌بازی‌ها و مانند آن با یکدیگر درگیری پیدا می‌کنند. اما بعد از آن‌که آن‌ها بزرگ‌تر شدند نکات مشترک کم‌تری با یکدیگر پیدا می‌کنند و ممکن است دیگر مانند گذشته با یکدیگر رابطه نداشته باشند.

سومین ترکیب محبوب در بین والدین، داشتن دو پسر است. والدین معتقدند پسرها به یکدیگر توجه زیادی نشان می‌دهند و دوستان خوبی می‌شوند، اما بعد از آن‌که آن‌ها بزرگ می‌شوند اعتماد آن‌ها به پدر یا مادر کم‌تر می‌شود.

محققان از تعدادی از پدرها و مادرها بر اساس رفتار کودکان و با در نظر گرفتن فاکتورهایی مانند راحت بودن نگهداری از آن‌ها، سازگاری با یکدیگر و مواردی از این دست بهترین ترکیب فرزندان را در یک خانواده به ترتیب از بهتر به بدتر مشخص کردند. در این مطالعه از ۲ هزار ۱۱۶ پدر و مادر نظرخواهی شد.

۱٫دو دختر
۲٫ یک پسر و یک دختر
۳٫دو پسر
۴٫ سه دختر
۵٫ سه پسر
۶٫ چهار پسر
۷٫ دو دختر و یک پسر
۸٫ دو پسر و یک دختر
۹٫ سه پسر و یک دختر
۱۰٫ سه دختر و یک پسر
۱۱٫ دو پسر و دو دختر
۱۲٫ چهار دختر

چگونه استرس های روزمره را کاهش دهیم

این موضوع را دریابید که کدام بخش از عضلات بدن دچار گرفتگی است؟ شانه ها، گردن، فک و یا قسمت های دیگر. مرحله بعد راه چاره است. قطعا برخورد با استرس و نشانه های آن از همان ابتدای شروع بیماری ساده تر خواهد بود. آرام سازی را یاد بگیرید.

 

از آنجا که گرفتگی عضلات یکی از نشانه های استرس است. آرام سازی عضلات، گرفتگی بدنی را کاهش داده و چرخه استرس را متوقف خواهد کرد. شیوه های متعددی برای آرام سازی جسم و روان مطرح شده است. انتخاب مناسب بستگی به خود شما دارد. برخی از این شیوه ها عبارتند از: نفس کشیدن: آرام و عمیق نفس بکشید. هوا را به آهستگی و با بینی به درون ریه هایتان فرو برید. احساس می کنید بادکنکی را داخل شکمتان از هوا پر می کنید. چند لحظه ای صبر نموده و سپس از راه دهان و یا بینی هوا را خارج کنید، عمیق هوا را خارج کنید بطوریکه احساس نمائید بدنتان خالی می شود.

 همانند عروسکی بادی که وقتی باد آن را خالی می کنیم دست و پاهایش شل می شود. این عمل را به آرامی و چند بار تکرار کنید. بد نیست با هر عمل بازدم عبارات یا کلماتی آرامش دهنده مانند آرام باش، آهسته، یواش را با خودتان تکرار کنید. شل کردن عضلات: سعی کنید عمل آرام سازی را با شل کردن عضلات منقبض شده در طول روز حتما انجام دهید. برای شروع به اتاق خلوتی بروید تا کسی مزاحمتان نشود.

لباس های تنگ، کفش و عینک را کنار بگذارید. روی صندلی بنشینید و کف پاهایتان را به آرامی روی زمین بگذارید، سر را مستقیم نگاه داشته و دستتان را روی پاها بگذارید. هدف منقبض کردن و سپس شل کردن قسمت به قسمت بدن است هر قسمت را که منقبض می کنید برای ۱۰ ثانیه محکم فشار دهید و توجه داشته باشید که دقیقا کدام قسمت بدن سفت شده است.
سپس بعد از ۱۰ ثانیه به آرامی عضله منقبض شده را شل کنید و دقت نمائید که چه احساسی داشتید.

برای مدت ۲۰ ثانیه عضله را شل نگه دارید و از احساس خوبی که بی شک به شما دست خواهد داد لذت ببرید. این کارها را برای هر قسمت از بدن، یکبار انجام دهید منتهی اگر در قسمتی از بدن بیشتر احساس گرفتگی می کنید، آرامسازی را دو یا سه مرتبه تکرار کنید. ابتدا از ماهیچه پیشانی شروع کرده به چشم، بینی، چانه، زبان، آرواره، لب، گردن، بازو، دست، شانه، پشت، سینه، معده، شکم و سپس ران ها و قسمت پائین پا ادامه دهید. تصویرپردازی: با تصویرپردازی راجع به خاطرات خوش و یا وقایع خوشایندی که در آینده ممکن است برایتان پیش آید، بخود آرامش دهید. وقتی آرام و خوشحال هستید، بیشتر دوست دارید صحنه های آرامش بخش را در ذهن خود تجسم کنید.

راههای دیگری هم برای کم کردن میزان استرس وجود دارند. ورزش کردن، حمام گرم، مدی تیشن و یا گوش دادن به موزیک های آرام نمونه هایی از آن است. سعی کنید شیوه ای را انتخاب کنید که برایتان مناسب تر است و آن را هر روز به مدت حداقل ۲ هفته ادامه دهید. این کار به شما کمک خواهد کرد که آرام سازی عضلات را یاد بگیرید و در مواقع استرس براحتی از آن استفاده کنید. تمرین و مداومت، فراگیری شما را بالا خواهد برد. واژه های مثبت را بکار ببرید. در مواردی که استرس دارید ممکن است افکار و واژه های منفی در مورد خودتان و موقعیتی که در آن هستید، به ذهن شما خطور کند. مهم این است چیزی که از ذهن شما می گذرد نباید بیشتر استرس زا باشد بلکه باید آرامتان کند. افکار مثبت به شما القا می کند که چگونه با موقعیتی که در آن هستید و با احساستان کنار آیید. قطعا برای کنار آمدن با موقعیت های پرتنش، فکر کردن به جنبه های مثبت، مفیدتر خواهد بود.

جملاتی چون “می توانم” “آرام باش” “قبلا هم این اتفاق افتاده چیزی نیست” نمونه ای از عبارات مثبت است.

عکس‌های قدیمی

لبخند؛ موفقیت ازدواج را پیش‌بینی می‌کند 

 

به گزارش لایو ساینس روانشناسان دریافته‌اند میزان لبخندهای افراد در عکس‌های قدیمی می‌تواند بیانگر موفقیت بعدی آنها در ازدواج باشد.

این پژوهشگران در یک آزمایش به عکس‌های فارغ‌التحصیلی از کالج در عده‌‌ای از افراد نگاه کردند و شدت لبخند آنها را از یک تا ۱۰ نمره دادند. هیچکدام از افرادی که در ۱۰ درصد بالا در شدت لبخند قرار داشتند،‌ بعدها طلاق نگرفته بودند،در حالیکه در افرادی که در ۱۰ درصد پایین از لحاظ لبخند قرار داشتتند،‌ در یک چهار موارد ازدواج‌شان به طلاق انجامیده بود.

این نمره دهی به شدت لبخند بر اساس میزان کشیدگی در دو عضله بود: یکی عضله‌ای که کنار دهان را به بالا می‌کشد، و دیگر عضله‌ای که دور چشم‌ها چین می‌اندازد.

در آزمایش دوم، گروه پژوهشی از این افرادی که بالای ۶۵ سال داشتند خواست عکس‌های دوران کودکی‌شان را بیاورند (میانگین سن در این عکس‌ها ۱۰ سال بود). پژوهشگران به لبخند هر یک از این افراد نمره دادند، و دریافتند که در میان افرادی که بیشترین لبخندها زده‌اند، تنها ۱۱ درصد طلاق رخ داده است، در حالیکه افرادی که در کودکی اخمو بودند،‌ در ۳۱ درصد موارد شکست در ازدواج را تجربه کرده بودند.

در مجموع این نتایج بیانگر آن بود که افرادی که در عکس‌ها‌ی‌شان اخمو بودند،‌ نسبت به افرادی که لبخند می‌زدند، ۵ برابر بیشتر ممکن است طلاق بگیرند.

ماتیو هرتنستین، روانشناس در دانشگاه دو پاوو در ایالت ایندیانای آمریکا، سرپرست این پژوهش می‌گوید: “شاید لبخند زدن بیانگر داشتن دیدگاهی مثبتی به زندگی باشد. یا شاید افرادی که لبخند می‌زنند، افراد شادتری را به سوی خود جلب می‌کنند، و این ترکیب با احتمال بیشتری باعث ازدواجی درازمدت‌ شود. ما دقیقا علت این رابطه را نمی‌دانیم.”

هرتنستین می‌گوید او به سایر توضیحات هم توجه کرده است،‌از جمله امکان این که افرادی که لبخند می‌زنند،‌دوستان بیشتری را به سوی خود جلب کنند، و اینکه شبکه حمایتی بزرگتری داشته باشند، که حفظ سلامت ازدواج را برای آنها ساده‌تر می‌‌کند.

این نتایج با الگوی بزرگتر مورد پژوهشی تطبیق دارد که بر اساس آن بسیاری ویژگی‌های شخصیتی را می‌توان با دیدن برش خیلی کوتاهی از رفتار فرد تعیین کرد.

ما اساسا خودمان را ظریف‌ترین و ساده‌ترین شکل‌ها آشکار می‌کنیم.

و نشان داده شده است که لبخند زدن در عکس با شماری از صفات از جمله طبع عموما شادمان‌تر فرد همراهی دارد.

هرتنستین می‌گوید:” به نظر من یافته‌های ما با بسیاری از بررسی‌های دیگر در ۵ تا ۱۰ سال گذشته انجام شده‌اند،‌ تطبیق دارد، که نشان می‌دهند بروز عواطف مثبت به شدت در زندگی‌‌های ما اهمیت دارد. داشتن طبیعت مثبت و شاد پیامدهای سودمند بسیاری دارد.”

این یافته‌ها از این لحاظ هم قابل‌توجه هستند، که نشان دادند رابطه میان عکس‌های گرفته شده از افراد در زمان جوانی و پیامد ازدواج که سال‌ها بعد رخ داده است، وجود دارد.

 هرتنستین می‌گوید: “این یافته‌های این نظر را تقویت می‌کند رویدادهای گذشته زندگی ما، در رابطه با موقعیت فعلی و وضع ذهنی ما، می‌تواند چیزهایی را پیش‌بینی کند که سال‌ها بعد رخ می‌دهند. نشان دادن تدوامی که در هستی ما وجود دارد،‌واقعا مهم است.”

بر کمرویی غلبه کنید

 بر کمرویی غلبه کنید

 

کمرویی متضمن اضطراب و بازدارندگی رفتاری در موقعیت های اجتماعی است (لیری، 1986). با وجودی که تمام کودکان ممکن است در بعضی مواقع دچار کمرویی شوند امّا میزان آن در برخی کودکان بسیار بیشتر از حدّ معمول است. این مقاله درباره این دسته از کودکان است.

کودکان کمرو اغلب برای دیدن دیگران ظاهراً اشتیاق نشان می دهند امّا برای صحبت کردن یا پیوستن به دیگران اکراه دارند (آسندورف، 1993). برای مثال، کودکان کمرو ممکن است در جمع افراد ناآشنا، ساکت و بی صدا باقی بمانند، حتی هنگامی که مورد خطاب قرار گیرند. آن ها ممکن است از وارد شدن و حضور در یک مکان جدید، مثل کلاس درس، بدون همراهی پدر یا مادرشان سرباز زنند. کودکان کمرو ممکن است در فعالیت های ورزشی یا تفریحی مشارکت نکنند و هنگامی که در جمع افراد ناآشنا قرار گیرند فقط نگاهشان را به زمین بدوزند و از هر حرکتی که باعث جلب توجه دیگران به آن ها شود اجتناب نمایند.

کودکان کمرو دلشان می خواهد که با افراد ناآشنا تعامل داشته باشند امّا به دلیل ترس، این کار را نمی کنند. مشکل دیگری که در برخی کودکان وجود دارد و ارتباطی به کمرویی ندارد این است که ترجیح می دهند تنها باشند. این گونه کودکان، علاقه ای به دیدار دیگران ندارند و هنگامی که دیگران به آن ها نزدیک می شوند نیز شور و شوقی نشان نمی دهند.

● علت کمرویی چیست؟

علت یا علت های کمرویی هنوز به طور دقیق مشخص نشده است. امّا متخصصانی که در این زمینه کار می کنند علل زیر را به عنوان علل احتمالی کمرویی بر می شمارند: (1) عوامل ژنتیکی، (2) پیوند نه چندان محکم عاطفی بین اولیاء و کودک، (3) فراگیری ضعیف مهارت های اجتماعی و (4) انتقاد یا تمسخر مداوم اولیاء، خواهر و برادرها یا دیگران.

● نکات مثبت کمرویی

کودکان کمرو نسبت به سایر کودکان، بسیار کمتر مرتکب بی نزاکتی یا بدرفتاری اجتماعی می شوند. (سانسون، 1996). این امر ممکن است به دلیل این باشد که کودکان کمرو نسبت به این که دیگران چگونه درباره آن ها فکر می کنند بسیار حساسند.

● نکات منفی کمرویی

متخصصان در مورد این که کمرویی دوران کودکی بعداً به مشکلات سلامت روانی می انجامد یا نه، اختلاف نظر دارند. امّا مشکلات هیجانی و عملی ناشی از کمرویی واضح است. از نظر عملی، کودکان کمرو مهارت های اجتماعی را کمتر کسب می کنند و دوستان کمتری پیدا می کنند. از فعالیت های مختلف، مانند ورزش، تفریحات و گفتگو که آن ها را در مرکز توجه قرار دهد پرهیز می نمایند. کودکان کمرو معمولاً نسبت به هم سن و سالان خود اعتماد به نفس کمتری دارند (جونز و کارپنتر، 1986) و بیشتر از حدّ میانگین دچار اختلالات و مشکلات روده و معده هستند (چانگ و اوانز، 2000). کودکان کمرو معمولاً به هنگام نوجوانی دچار اضطراب می شوند. آن ها شبکه اجتماعی محدودتری دارند و از این بابت معمولاً احساس نارضایتی و ناخشنودی می کنند. من دانشجوی کمرویی را می شناختم که به دلیل ترس از ارایه شفاهی تزش، هرگز فارغ التحصیل نشد.

بسیاری از افراد کمرو به این خصلت خود به عنوان مشکل مهمی که به طرق مختلف مانع پیشرفت آن هاست می نگرند. خوشبختانه میزان کمرویی برخی از افراد با بالا رفتن سن کاهش می یابد. (زیمباردو، 1986). با وجود این، حتی این گونه افراد نیز به خاطر کمرویی قبلی خود و فرصت های اجتماعی که از دست داده اند، احساس نارضایتی و ناخشنودی می کنند.

● کمک های اولیاء و معلمان به کودکان برای غلبه بر کمرویی

روش های مختلفی برای کمک به کودکان برای غلبه بر کمروییشان وجود دارد. برخی از آن ها ممکن است برای بعضی کودکان موثرتر از بقیه باشد. به کار بستن مرتب برخی از روش هایی که در زیر آمده است می تواند برای برخی کودکان بسیار مفید باشد. پیشنهاد من این است که هر چه بیشتر از این روش ها را که می توانید به مدت حداقل یک ماه امتحان کنید و آن هایی را که موثرتر می یابید ادامه دهید. برخی از این روش ها را باید به طور نامحدود ادامه دهید زیرا در واقع آن ها جزء اصول فرزندپروری هستند.

1) با کودکانتان در مورد هنگامی که خودتان کمرو و خجالتی بودید صحبت کنید

هنگامی که کودکان کمرو احساس بدی نسبت به کمرو بودن پیدا می کنند، بیشتر و بیشتر اعتماد به نفس خود را از دست می دهند. پدر و مادر می توانند این تاثیر منفی را با بازگو کردن خاطراتی از موقعی که خودشان خجالتی بودند، خنثی کنند (زیمباردو، 1981). از آنجا که کودکان معمولاً پدر و مادر خود را قوی و خداگونه احساس می کنند، بدین ترتیب احساس بهتری نسبت به رفتارهای خجالتی خود پیدا می کنند. اگر پدر و مادر بعداً در مورد چگونگی رفع مشکل خودشان (مثلاً هدف گذاری برای رفتارهای اجتماعی تر و دنبال کردن آن) صحبت کنند، کودکان یک الگوی قوی برای دنباله روی پیدا خواهند کرد. قشنگی این کار این است که چیزی برای مقاومت کردن کودک وجود ندارد. در واقع، کسی به او نمی گوید چکار کند. پدر و مادر فقط شرح می دهند که خودشان چه کردند و چطور موفق شدند.

2) برای کودکان توضیح دهید که منافع رفتارهای اجتماعی چیست

کودکان هنگامی که انتظار فایده بردن از یک رفتار را داشته باشند، تمایل به انجام آن پیدا می کنند (پیر و مارتین، 1996). مطمین ترین شیوه ای که پدر و مادر می توانند مزایای رفتارهای اجتماعی را به کودکانشان بگویند، نقل مثال های شخصی است. برای مثال: من برای این که معلم شوم مجبور بودم بر کمرویی خود غلبه کنم زیرا معلّم باید هر روز در مقابل عدّه جدیدی صحبت کند. پدر و مادر می توانند آنگاه به توصیف مزایای فوری رفتارهای اجتماعی، مثل دوست بیشتری پیدا کردن، تفریحات بیشتری داشتن و لذت بردن بیشتر از محیط مدرسه و فعالیت های اجتماعی بپردازند.

3) هنگامی که کودکان از تعامل با دیگران واهمه دارند با آن ها همدلی نشان دهید

یک روش برای کمک به کودکان در زمینه کنترل ترسشان از برخی موقعیت های اجتماعی، نشان دادن همدلی با آن ها هنگامی که از تعامل با دیگران واهمه دارند است. بنابراین، اگر مثلاً کودکی به دلیل کمرویی از رفتن به زمین ورزش و بازی کردن با دیگران سرباز زد، پدر و مادر می توانند به او بگویند من احساس تو را به خوبی درک می کنم. من هم خودم گاهی چنین احساسی داشتم- هنگامی که مطمین نبودم چکار باید بکنم و دیگران مرا تماشا می کردند. با نشان دادن همدلی، پدر و مادر به کودک کمک می کنند که حس کند او را درک کرده و پذیرفته اند و نیز به او کمک می کنند که هیجاناتش را بشناسد و درباره آن ها صحبت کند و شروع به جستجوی راهی برای کنترل آن ها نماید.

4) به کودکانتان برچسب کمرو بودن نزنید

پدر و مادرها گاهی به هنگام صحبت با دیگران، در جلوی کودکشان می گویند که او کمرو و خجالتی است. این یک اشتباه بزرگ است! کودکانی که به آن ها گفته می شود که کمرو هستند، رفته رفته درباره خودشان چنین فکر می کنند و بدون این که تلاشی برای تغییر یافتن نمایند، در این نقش جا می افتند. پدر و مادر عاقل هرگز برچسب منفی به کودکانشان نمی زنند.

از آنجا که رفتارهای خجالتی در کودکان بسیار واضح و آشکار است، معمولاً دیگر کودکان یا بزرگسالان درباره آن اظهار نظر می کنند. مثلاً می گویند: اوه، چه بچه کمرویی یا بچه خجالت می کشد . در این مواقع بهترین واکنشی که پدر و مادر می توانند نشان دهند چیست؟ بهتر است به شیوه مناسبی (مثلاً با لبخند) با این حرف مخالفت کنند و از عبارات دیگر مانند این که بچه ها گاهی مدتی طول می کشد تا با شرایط خو بگیرند و آماده بشوند استفاده کنند.

5) برای رفتارهای اجتماعی کودک هدف گذاری کنید و پیشرفت او را بسنجید

پژوهش های زیادی بر ارزش هدف گذاری در بهبود عملکرد صحّه گذاشته اند (لاک، 1996). مفیدترین هدف ها آن هایی هستند که قابل اندازه گیری، واقعی و در حد توانایی فرد مورد نظر باشند. برای بسیاری از کودکان کمرو، یک هدف واقعی و چالش انگیز، گفتن حداقل یک جمله به یک آدم جدید در هر روز است. هدف های مناسب دیگر می تواند صحبت کردن در مقابل کلاس، شرکت کردن در بازی با دیگر کودکان(حتی بدون حرف زدن)، یا سوال کردن از معلم باشد. پدر و مادر می توانند پیشرفت کودک را با قرار دادن جدول یا نموداری در خانه و مثلاً گذاشتن یک ستاره در جلوی هر روزی که کودک به هدف مورد نظر دست یافته است، پیگیری کنند. کودکان معمولاً دوست دارند خودشان ستاره هارا در جدول قرار دهند.

6) مدل و الگویی برای رفتار اجتماعی قرار دهید

کودکان معمولاً از مشاهده رفتار اولیاء یا دیگران، درس های زیادی می آموزند (بندورا، 1984). در واقع، توصیه های شفاهی پدر و مادر اثرش در کودک کمتر است ازمشاهده انجام آن کارها توسط خود پدر و مادر. پدر و مادرانی که هیچکس را به خانه شان دعوت نمی کنند، هرگز به کسی تلفن نمی کنند و تمایلی به صحبت کردن با غریبه ها ندارند، کودکانی کمرو و غیراجتماعی بار خواهند آورد. پدر و مادری که می خواهند کودکشان رفتار اجتماعی بیشتری داشته باشد باید مراقب رفتارخودشان باشند و هرگاه که امکان داشته باشد در جلوی فرزندشان به چنین رفتارهایی بپردازند. دوستان و اقوام را به خانه دعوت کنند، به دیدار همسایگان بروند و با افراد ناآشنا در فروشگاه سر صحبت را باز کنند.

از همه مهم تر این که با کودکانی همسن و سال کودک خود صحبت کنند و در بازی های آن ها شرکت نمایند. اگر کودک شما با آن ها صحبت نمی کند و به آن ها نمی پیوندد، نگران نباشید. شما الگویی برای کودکتان شده اید که به او نشان می دهد رفتار اجتماعی با کودکان چگونه است و این که کودکان معمولاً واکنش مثبتی به این گونه رفتارها نشان می دهند. شما همچنین نحوه تعامل با دیگران را به کودکتان نشان می دهید. اگر فرزندتان از رفتار شما ناراحت شد (مثلاً به دلیل خجالت کشیدن)، با او همدلی کنید و به تعامل خود به نحو مناسبی خاتمه دهید. امّا این نوع تعامل را باز هم در آینده تکرار کنید و به تدریج بر طول مدّت آن بیافزایید.

7) کودکان را در معرض موقعیت ها و افراد ناآشنا قرار دهید

کودکان کمرو هر چه بیشتر در معرض تعامل با افراد ناآشنا قرار گیرند، کمرویی آن ها با سرعت بیشتری کاهش می یابد. البته بیشترین فایده این کار هنگامی است که تدریجی باشد. هرگاه امکان داشت، بگذارید کودکتان به موقعیت ها و افراد جدید عادت کند، قبل از آن که شما آن ها را برای تعامل با دیگران تحت فشار بگذارید.

به فرزندتان کمک کنید در یک موقعیت جدید، کم کم اعتمادش تقویت شود. یک موقعیت مثلاً می تواند یک بستنی فروشی باشد که کودک به تدریج شروع کند خودش سفارش بستنی بدهد. نکته کلیدی برای کودک کمرو، دیدن یک موقعیت و در صورت امکان، افراد بخصوص، به طور مکرّر است. در این صورت او به تدریج به رفتارهای اجتماعی تری خواهد پرداخت.

کودک را هر چه بیشتر در معرض موقعیت ها و افراد گوناگون قرار دهید. بهتر است کودکان کمرو را به طور مرتب در معرض دید کودکان کم سن و سال تر بگذارید. برخی کودکان کمرو اعتماد به نفس بیشتری در تعامل با کودکان کوچک تر از خود نشان می دهند (هونیگ، 1987). همچنین کودکان کمرو را در معرض ملاقات افراد جدیدی که به منزل دعوت می کنید قرار دهید. کودکان کمرو غالباً در خانه احساس اطمینان بیشتری می کنند.

8) کودکان را به تعامل با دیگران وادارید

کودکتان را وادار به صحبت کردن، پیوستن یا تعامل با دیگران، هرگاه که احتمال می دهید این کار را بکند، نمایید. مثلاً به او بگویید بگو که اسمت مریم است یا بگو خداحافظ . اگر کودک چیزی بر زبان نیاورد سعی کنید او را وادار به دست تکان دادن (برای سلام یا خداحافظی) کنید. دست تکان دادن، یک گام به جلو در مسیر صحیح است. یک روش خوب دیگر این است که با کودک دیگری صحبت کنید و سپس به فرزند خود بگویید: از این کفش ها خوشت میاد؟ خودت لنگه آن ها را نداری؟

مواظب باشید که کودک کمرو را تحت فشار قرار ندهید. با این کار مقاومت بیشتری در او به وجود می آورید (هونیگ، 1987). به دنبال پیشرفت های تدریجی باشید و بدانید که کودک یک روز پیشرفت نشان می دهد و روز دیگر نه.

9) به کودکتان برای رفتارهای اجتماعی پاداش دهید

پاداش پیش بینی شده، انگیزه بسیار قدرتمندی به وجود می آورد (بندورا، 1986). هرگاه کودک کمرو رفتاری اجتماعی از خود بروز داد او را تشویق و تحسین کنید. حتی در مورد پیشرفت های جزیی نیز این کار را انجام دهید. اگر کودک به هدف تعیین شده روزانه دست یافت، او را تحسین کنید و با چیزی که او دوست دارد (مثل غذای خاص یا کار خاص) تشویقش نمایید. مثلاً اگر کودک رفتار فوق العاده ای انجام داد، در جدول یا نموداری که قبلاً از آن صحبت کردیم، ستاره طلایی بگذارید. از قبل به کودکتان بگویید که انجام یک رفتار اجتماعی خاص چه پاداشی در پی خواهد داشت.

10) رفتار اجتماعی دیگران را در جلوی فرزند خود تحسین کنید

پدر و مادر با اظهار نظر مثبت درباره رفتار اجتماعی دیگران می توانند به کودک کمرو در ارزش گذاری بر رفتارهای اجتماعی کمک کنند. برای مثال، پدر و مادر می توانند به فرزندشان بگویند من از شیوه ای که آن پسر بچه نزد ما آمد و اسم ما را پرسید خوشم آمد و یا این که مستقیماً به تعریف از آن بچه در مقابل فرزند خود بپردازند. البته مواظب باشید که از اظهار نظرهایی از قبیل این که چرا تو نمی توانی مثل او عمل کنی؟ پرهیز نمایید.

11) به فرزندتان در تعامل با دیگران کمک کنید

برخی کودکان کمرو نمی دانند در بعضی موقعیت های خاص، مثلاً هنگامی که کودک جدیدی را ملاقات می کنند، چه بگویند. پدر و مادر می توانند به کودک کمرو از طریق تشویق آن ها به تمرین مهارت های اجتماعی کمک کنند. یک روش موثر برای کمک به فرزند در بهبود مهارت اجتماعی، تشویق آن ها به تمرین کردن (نقش بازی کردن) است (میلتن برگر، 1987). برای مثال، پدر و مادر و فرزند می توانند هر کدام نقشی رادر یک موقعیت ایفاء کنند. از عروسک هم می توان برای این منظور استفاده کرد.

12) برای هر کودک کمرو در هر موقعیت مهم، یک جفت پیدا کنید

یک کودک کمرو که بتواند در یک موقعیت جدید حتی یک دوست هم پیدا کند، احساس آسایش بیشتری خواهد یافت و نهایتاً با کودکان بیشتری به تعامل خواهد پرداخت. پدر و مادر یا معلم می توانند با درخواست از دو بچه برای بازی کردن با یکدیگر و سپس صبحت کردن با هر دوی آن ها در مورد فعالیت ها و علایق مشترک، این فرایند را تسهیل کنند. پدر و مادر یا معلم همچنین می توانند به آن دو کودک کاری را تخصیص دهند (مثل سر هم کردن یک پازل) و از آن ها بخواهند با هم آن را انجام دهند (هونیگ، 1987). انتخاب کودک مناسب به عنوان جفت برای کودک کمرو نیز حایز اهمیت است.

13) کتاب هایی را که درباره افرادی است که بر کمرویی یا ترس شان غلبه کرده اند، برای کودکتان بخوانید

خواندن کتاب هایی درباره کودکانی که بر کمرویی یا ترسشان غلبه کرده اند، برای کودکان کمرو مفید است. به هنگام خواندن این گونه کتاب ها، پدر و مادر می توانند از طریق صحبت کردن با کودک درباره درس هایی که از آن داستان می شود گرفت و چگونگی به کار بستن آن ها در زندگی، بیشترین تاثیر را بر کودک بگذارند.

14) جلوی تمسخر کودکان را بگیرید

طرد اجتماعی و مسخره کردن می تواند به شکل گیری کمرویی کمک کند. بنابراین، کودکتان را مسخره نکنید و به دیگران نیز اجازه ندهید که چنین کنند. در صورت لزوم، کودکتان را از جمع کودکانی که او را مسخره می کنند خارج نمایید. با کودکانتان صحبت کنید و به آن ها بگویید که حرف دیگران اهمیتی در زندگی آن ها ندارد. برای آن ها از مواردی که در گذشته خودتان مورد تمسخر دیگران قرار گرفته بودید صحبت کنید. خود افشاگری شما به فرزندتان کمک می کند که احساس ناراحتی کمتری از مسخره شدن توسط دیگران پیدا کند.

15) به کودکان بیاموزید که هیجاناتشان را به صورت کلامی بیان کنند

بهترین شروعی که کودکان کمرو برای کنترل احساس شرمندگی و ترس شان می توانند داشته باشند، شناسایی و صحبت کردن درباره آن احساسات است. برای کمک به کودک در رشد این مهارت ها، در جلوی او درباره هیجانات خود صحبت کنید. برای مثال، بگویید وقتی از میز بالا می روی من می ترسم یا وقتی به کودکان بی سرپناه فکر می کنم، غمگین می شوم. کودکتان را وقتی درباره هیجاناتش صحبت می کند تحسین کنید.

16) تلاش های خود را با دیگران هماهنگ سازید

تلاش هایی که به منظور کمک به اجتماعی تر کردن کودک صورت می گیرد، در صورتی که توسط همگان (پدر، مادر، معلّم و ...) به طور هماهنگ اجرا شود، تاثیر بیشتری خواهد داشت. در این میان، معلمان نیز با تشویق کودک به انجام کارهای اجتماعی و کمک به آن ها در دوست یابی، می توانند نقش عمده ای ایفا کنند. این نکته را باید در نظر داشت که کودکان کمرو ممکن است شیوه های خاص خودشان را برای دستیابی به هدف های مقرر داشته باشند. تا جایی که امکان دارد با آن ها همراهی کنید و آن ها نیز احتمالاً با شما همکاری خواهند کرد.

17) اطلاعات خودتان را در مورد کمرویی تکمیل کنید

هر چیزی که درباره این موضوع می یابید را بخوانید. توصیه های متخصصان را در نظر بگیرید و آن ها را به کار ببندید.

18) با مشاور، روان شناس یا روان پزشک مشورت کنید

اگر به کار بستن روش هایی که در اینجا گفته شد برایتان دشوار است و اگر این روش ها در مورد کودکتان جواب نمی دهد، با مشاور مدرسه کودکتان و یا یک روان شناس مشورت کنید. روان شناسان ممکن است روش های دیگری بجز آنچه در اینجا گفته شد را به شما پیشنهاد کنند. برخی روان پزشکان گاهی داروهای مهارکننده جذب مجدّد سروتونین مثل پروزاک را برای موارد حاد کمرویی یا اختلال اضطراب اجتماعی تجویز می کنند اما دارو درمانی برای کودکان باید به عنوان آخرین راه حل در نظر گرفته شود زیرا اثرات جانبی بلند مدّت این داروها هنوز کاملاً شناخته شده نیست.

شاد زیستن

 شاد زیستن 

انسان موجودی شاد خواه و لذت طلب است.هرگزداشتن مال و اموال،نشانه ی خوشبختی و بی توانی و فقر نشانه ی بدبختی نیست .اگرچنین بودثروتمندان باید شادترین وفقرا بدبخت ترین افراد باشند.

درحالی که همیشه چنین نیست تمام شورهاولذایذبهشت زندگی ،منتظرکسانی هستندکه با تلاش وتفکرومقاومت خود به این بهشت میرسانند.

بهشت در نزدیکی ماست ولی برای کسانی متجلی میشود که دلشان ناب و بی غش باشد این افراد دلیر و بزرگوار زندگی میکنند تا همیشه شاد و بانشاط باشند واز زندگی بهره مندشوند درست است که گفته اند:

(زندگی به یک شب تار می ماند،باید چراغ خود را به دست خود بافروزیم و زندگی خود را روشن کنیم)

آیادقّت کرده اید وقتی که احساس خوبی درباره ی خود دارید،دیگران هم بهتراز همیشه به نظر می رسند؟جهان بازتاب و عکس العمل خود ماست .وقتی از خودمان بیزاریم ،ازهمه بیزاریم و وقتی که به همین که هستیم می اندیشیم وعشق می ورزیم جهان درنظرمان دوست داشتنی است .

بهتراست افکارشاد و سلامت داشته باشیم وسلامتی راحقّ انسانی و شایسته ی خودبدانیم .باخود ملایم باشیم و خانواده ی خود را بپذیریم .دوست بداریم و بدانیم یکی ازکلیدهای شادی و خرسندی ،تمرکز ذهن بر لحظه ی حال است ،این لحظه تنها زمانی است که دراختیار داریم وازلحظه ی بهترچیزی بسازیم که آن شادی است آبراهام لینکلن گفته است(اغلب مردم تقریبا به همان اندازه شاد هستند که انتظارش را دارند .)

ما هرگز نمی دانیم که در آینده ،چه شادی ها و ثروتها و نعمت هایی درانتظار ما است پس لحظه ی حال راغنیمت بدانیم ونهایت استفاده را از آن ببریم.

 

 ۵ راهکار شگفت انگیز برای شاد زیستن

  5روش ساده که به طور شگفت آوری شما را شادتر می‌کند

.

تعدادی از دانشمندان معتقدند قسمت اعظم شادی انسان‌ها توسط عوامل ژنتیکی ، سلامتی و دیگر فاکتورهایی تعیین می‌شود که غالبا از کنترل ما خارج هستند.اما تحقیقات اخیر دانشمندان نشان می‌دهد انسان‌ها می‌توانند کنترل شادی خود را به عهده بگیرند و با استفاده از تمرین‌های خاصی آن‌ را بهبود ببخشند. 


روان شناس سونجا لیوبومیرسکی از دانشگاه کالیفرنیا گفت : سوال یک میلیارد دلاری این است که آیا ممکن است شادتر زندگی کرد؟بر خلاف یافته‌های اخیر که نشان می‌دهد قسمتی از شادی ژنتیکی است و بر خلاف یافته‌هایی که نشان می‌دهد وضعیت زندگی ما تاثیر کمی رو ی میزان شادی ما دارند ، اما کارشناسان معتقدند شادی در قدرت ما در تغییر نهفته است.
لیوبومیرسکی در کنفرانس سالانه پیشرفت علوم در کشور آمریکا سخنرانی کرد . او و همکارانش 51 مطالعه مختلف را بررسی کردند و متوجه شدند تمرین‌های خاصی می‌تواند میزان شادی ما را به طور شگفت انگیزی افزایش دهد.نتایج این تحقیقات در نشریات روانشناسی پزشکی به چاپ رسیده است.
در اینجا 5 روش که می‌تواند شادی شما را افزایش دهد بیان شده است.
1.قدردان و سپاسگذار باشید:از بعضی از افرادی که در این مطالعات شرکت داشتند خواسته شد نامه تشکرآمیزی به افرادی بنویسند که به گونه ای به آن‌ها کمک کردند.این مطالعه نشان داد که این کار باعث شادی مضاعفی و پایداری در بین انسان‌ها می‌شود که تا هفته‌ها و ماه‌ها به قوت خود باقی می‌مانند.نکته شگفت انگیز آن‌ است که اصلا شما لازم نیست این نامه را به فرد مورد نظر بفرستید.تحقیقات نشان می‌دهد حتی نوشتن این نامه بدون فرستادن به صاحبش می‌تواند شما را شادتر کند.
2.خوش‌بین باشید:تمرین دیگر که می‌تواند به شما کمک کند داشتن تفکر خوش‌بینانه است.از شرکت کنندگان در این تحقیق خواسته شد که آینده ایده‌آل خود را تصور کنند و به آن فکر کنند.برای مثال زندگی در کنار یک همسر با محبت یا پیدا کردن یک شغل خوب و بعد از آن شرح دادن و نوشتن این تصورات است.این کار باعث می‌شود انسان‌ها تا چند هفته شادی زیادی داشته باشند.
3.نعمت‌ها و الطاف خدا را بشمارید: افرادی که سعی می‌کنند چیزهای خوبی که برای آن‌ها اتفاق افتاده است را بنویسند به طور شگفت آوری میزان شادیشان افزایش پیدا می‌کند.به نظر می‌رسد این تمرین باعث می‌شود انسان‌ها به یاد بیاورند که شاد باشند.
4.از توانایی‌های خود استفاده کنید:در این مرحله از شرکت کنندگان در تحقیق خواسته شد بهترین توانایی‌های خود را بشناسند و سعی کنند از آن در یک جهت جدید استفاده کنند.برای مثال شخصی که دارای حس شوخ‌طبعی است می‌تواند از یک لطیفه استفاده کند تا حال و هوای یک ملاقات تجاری را تغییر دهد یا همکارانش را شاد کند.این عادات باعث می‌شود شما شادتر باشید.
5.مهربان باشید: کمک کردن به دیگران در حقیقت کمک کردن به خود است.افرادی که زمان یا پول خود را صرف کارهای خیریه می‌کند ، یا به طور داوطلبانه به افراد نیازمند کمک می‌کنند به طور قابل توجهی شادتر از دیگران هستند. 

 

خنده و شادی طول عمر آدم را زیاد می کنند، چون می توانند بدن را در مقابل بیماری ها و استرس ها مقاوم کنند. زندگی هر روزه ما پر است از گرفتاری و نگرانی و تنش. هر لحظه یک مشکل و نگرانی جدی پیدا می شود تا شادی های واقعی زندگی ما تنگ تر شوند. این طوری می شود که بیشتر ما خود را مستحق شادی و لذت بردن از زندگی نمی دانیم.

▪ آیا تاکنون از خود پرسیده اید که چند بار در روز از ته دل می خندید؟

آیا آدم خوش خنده و خوشرویی هستید یا گرفته و عبوس و به اصطلاح جدی و مبادی آداب!

- پژوهشهای گوناگون در زمینه اثرات خندیدن بر جسم و روح، بیانگر این واقعیت است که خندیدن سبب از بین رفتن بسیاری از فشارهای روحی و روانی شده و راندمان کاری را در افراد بالا می برد. پیش از این در کشور ژاپن به معجزه خنده پی برده و از آن برای آرامش روح و روان استفاده نموده اند. طی یک برنامه از پیش تعیین شده در کلاس های خنده درمانی برای علاقمندان به آرامش درونی، فواید خنده به طور مبسوط، شرح داده می شود. در این راستا بر این نکته تاکید می شود که بسیاری از ما اکثر وقت خود را در محل کار سپری می نماییم، جایی که بیشترین فشار را از لحاظ کاری متحمل می شویم، بیماری های زیادی مانند "فشار خون"، "نارسایی های قلبی"، "بی خوابی و افسردگی" حاصل فشارهای بیش از اندازه ای هستند که هر کدام از ما روزانه با آنها دست و پنجه نرم می کنیم، اضطراب و استرس محیط کار و فعالیت ممکن است به وضعیت بدتر مانند اعتیاد به مواد مخدر یا تفریحات غیر سازنده منجر شود. از این رو، تمرین خنده به فواصل زمانی در روز باعث می شود اکسیژن بیشتری به مغز برسد و با آزاد شدن هورمون های انرژی زا در بدن، فرد احساس آرامش بیشتری کند. پس سعی کنید همیشه لبخند بر لبانتان باشد. دست کم پس از هر دو یا سه ساعت کار مداوم یک نفس عمیق کشیده گردن و شانه هایتان را به عقب خم کنید تا به اصطلاح خستگی از تنتان بیرون برود. خنده درمانی سیستم ایمنی بدن را افزایش داده باعث می شود کمتر دچار سرماخوردگی و عطسه شوید همین طور بروز عفونت های حلق و ریه را تا حد قابل ملاحظه ای کاهش می دهد. خنده استقامت بدن را در ابتلا به بیماری هایی همچون آسم، برونشیت، سردردهای عصبی و میگرن، و نیز دردهای ناشی از آرتروز، دیسک کمر و ستون فقرات افزایش می دهد.

خنده درمانی درحقیقت نوعی تمرکز فکری محسوب می شود که افکار انسان را از دنیای فیزیکی جدا می کند تا جایی که ذهن به هیچ چیز دیگری نمی اندیشد. تمام کسانی که از این روش استفاده می کنند به خوبی می دانند که هنگام متمرکز ساختن ذهن، همه افکار بد و منفی از قبیل اندیشه های جرم برانگیز، ترس، عصبانیت، حسادت و خود خواهی را می توان از ذهن بیرون کرد و روحیه ای شاد و سرزنده را با تمرین گذشت و فداکاری، احترام به دیگران، دوست داشتن و محبت ورزیدن و از همه مهمتر "بخشش" در وجود خود زنده ساخت. از این رو افراد باید بیش از هر چیز زوایای شخصیتی خود را به خوبی بشناسند و جنبه های شوخ طبعی را در وجود خود شناسایی کنند اگر چه این خصیصه در همه اشخاص به یک اندازه موجود نیست.

طی فرآیند خنده درمانی به افراد آموزش داده می شود که صرف نظر از مشکلات و گرفتاری هایی که برای هر فردی در زندگی ممکن است پیش بیاید خندیدن و خوشحالی بخش جدایی ناپذیری از زندگی فردی انسان ها محسوب می شود. وقتی ذهن و فکر شما در آرامش کامل باشد قطعاً راحت تر و آسان تر می توانید تصمیم بگیرید و با آرامش خاطر مشکلات خود را حل کنید. اعضاء کلاس های خنده درمانی ابتدا یکسری فعالیت های جمعی و گروهی را با هم انجام می دهند سپس هرکدام جداگانه همان فعالیت ها را به طور انفرادی و به فواصل زمانی در روز تکرار می کنند. هر فردی دارای استعدادهای بالقوه نامحدودی است که بکر و دست نخورده باقی مانده اند و می باید در مسیر درست و با شناخت صحیح فعالیت یابند.

یکی از این راههای شناخت استعدادهای خاموش در وجود انسان خنده درمانی است. یک محقق دانمارکی با الگوگرفتن از اتاق های "استراحت" و "استعمال دخانیات" در شرکت ها و ادارات پیشنهاد کرد اتاق هایی با نام "اتاق خنده" به این گونه مراکز اضافه شود تا کارمندان بتوانند دست کم ۱۰ الی ۱۵ دقیقه را در آنجا به خندیدن سپری کنند. هر چند این پیشنهاد هنوز عملـی نشده و تنها در حد یک فـرضیه است. باشگاههای خنده در کشورهای غربی ماننـد آمریکا و انگلیس که هفته ای یک بار دایر می شوند مفیـد هستند اما کافی نیستند و نیاز افراد را برطرف نمی سـازند چرا که انسان ها برای تامین نیازهای روحی خود به اینکه هر روز بخندند نیاز دارند. یکی از محاسن ایجاد اتاق خنده این است که دیگر نیازی به وقت قبلی نیست و هر کس می تواند در هر زمانی که دلش خواست به آنجا برود و تا دلش می خواهد بخندد. نکته مهم اینجا است که آیا افراد می توانند هر زمان که اراده کنند بی دلیل بخندند و یا باید محرکی آنها را به این عمل وا دارد. تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از انسان ها نسبت به لطیفه هائی که می شنوند عکس العمل نشان می دهند. اگر لطیفه شیرین و بامزه باشد قطعاً خنده را بر لبانشان خواهد نشاند.

برای اینکه بتوانید خندیدن را تمرین کنید باید با افرادی معاشرت کنید که همیشه شاد و خوشحال هستند، گویی هیچ غم و غصه ای در زندگی نــدارند و اگر هم دارند آن را بروز نمــی دهند. در کلاس های خنده، توسط تلویزیون و یا ضبط صوت داستان های خنده دار و بامزه به نمایش در می آید تا افراد به خندیدن وادار شوند. خنده را می توان به چند گروه تقسیم بندی کرد.

- دسته اول همان لبخندهایی هستند که افراد در هر زمان و مکانی می توانند از آنها استفاده کنند. به طور مثال خیلی ها برای اینکه ترس و یا اضطراب خود را پنهان کنند آن را با یک لبخند بروز می دهند و یا لبخندهایی که آدم ها از روی تنبلی، بی تفاوتی و اینکه حوصله حرف زدن ندارند به یکدیگر تحویل می دهند.

- دسته دوم خنده هایی هستند که در مکان های خاص و با کمی احتیاط انجام می گیرند. مثلاً در مکان های عمومی خندۀ بی جا و بی مورد شخصیت آدم ها را زیر سؤال خواهد برد.

- دسته سوم خنده های بی صدایی است که در دل آدم ها انجام می گیرد. برای مثال دوست شما مطلبی در مورد شخصیت شما به زبان می آورد که به نظر شما اصلاً واقعیت ندارد و شما در دل به او می خندید و یا موردی را از کسی پنهان کرده اید و در دل به او می خندید که از همه جا بی خبر است.

- دسته چهارم خنده های کاملاً دوستانه است، زمانی که از ته دل می خندید و در آن لحظه تنها به چیزی می اندیشید که باعث خندیدن شما شده است. در این حالت تمام اعضاء بدن شما از عضلات سر و صورت گرفته تا دست و حتی قفسه سینه، شما را در خندیدن همراهی می کنند. از این رو از ته دل خندیدن بهترین و مفیدترین نوع خنده است! بنابراین از همین امروز تصمیم بگیرید با لبخند زدن به دیگران و از ته دل خندیدن آرامش را به محیط کار و زندگی خود آورده و زمینه ای مناسب برای رشد خلاقیت ها و دوستیهای پایدار را فراهم کنید.

● خنده های مصنوعی

تا حالا شده وقتی خیلی ناراحت و عصبانی یا نگران و مضطرب بوده اید، تلاش کنید بی دلیل بخندید و ادای خندیدن را درآورید؟ شاید به نظرتان کار بیهوده ای بیاید، ولی حقیقت این است که حتی ادای خندیدن را درآوردن، دست زدن و بالا و پایین پریدن هم، می تواند احساس شادی را در شما القا کند. کافی است یک بار امتحان کنید. مطمئن باشید ضرر نمی کنید.

اگر در لحظاتی که زیر فشار یک استرس شغلی قرار دارید، یک لحظه به خودتان فرصت رهایی بدهید، خواهید دید که با همین روش ساده خنده روی لبتان می آید و احساس آرامش بیشتری می کنید. محققان می گویند، مغز انسان فرق میان خنده واقعی و تصنعی را درک نمی کند. بنابراین، خنده مصنوعی و ادای شادی را در آوردن، می تواند تاثیری مانند خنده واقعی داشته باشد.

لبخند بزنید. لبخند زدن، احساس شادی را درون شما و در محیطی که در آن زندگی و کار می کنید، پراکنده می کند. چه اشکالی دارد؟ به جای قیافه ای عبوس و گرفته، عضلات صورت خود را آزاد کنید و آن ها را از حالت انقباض بیرون آورید.