سایت رسمی و تخصصی روانشناسی

سایت رسمی و تخصصی روانشناسی

مدیر سایت مهران حکمت
سایت رسمی و تخصصی روانشناسی

سایت رسمی و تخصصی روانشناسی

مدیر سایت مهران حکمت

چگونه همسر خود را علاقهمند نگه دارید

برای کنترل مردان عشق ابزار کارا تری از شهوت است. بعد از چند سال اول زندگی معمولاً خانم ها از کاهش رقبت شوهران نسبت به خود شکایت می کنند. دلیل این کاهش علاقه کاهش شور و هیجان اولیه است چون دیگر آن جاذبه جنسی به شدت اوایل ازدواج نیست و مردان مانند اوایل زندگی از رابطه خود لذت نمی برند.

 

برای اینکه مرد زندگی خود را اغوا کنید و او را علاقمند نگه دارید، باید نقش یک افسونگر را بازی کنید و کاری کنید که عاشق شما باشد.

در این مقاله نکاتی را برای شما بیان می کنیم که به کمک آن می توانید شوهرتان را به گونه ای شورانگیز نسبت به خود وابسته و علاقمند سازید و مسحور خود سازید.

دلفریب باشید

نقش یک پری دریایی را بازی کنید. یک پری دریایی با اینکه بسیار زیباست خود را در معرض دید قرار نمی دهد. در رابطه خود کمی رمز راز به عنوان چاشنی وارد کنید. مقدار کمی طفره رفتن اشتیاق او را برای بدست آوردن شما بیشتر می کند. هیچگاه بدن خود را بیش از حد درمقابل همسر خود به نمایش نگذارید. اگر در روابط خود غیر قابل پیش بینی باشید این کار باعث می شود شور و اشتیاق او را بیشتر کنید. پیام های متناقض و گیج کننده برایش بفرستید می توانید سرکش و سپس رام باشید معصومانه رفتار کنید آنگاه مانند افراد شرور رفتار کنید. این گونه رفتارها سبب می شود همسر شما سعی کند بیشتر متوجه شما شود و بیشتر شما را کشف کند.

از خوب بودن زیادی پرهیز کنید

اگر تمام سعی خود را برای بسیار خوب و فرمانبردار بودن بکار گیرید احتمالاً در پایان روز بسیار از رفتار خود راضی خواهید بود اما با محبت بیش از حد در عمل از جاذبه و شدت اغواگری خود کاسته اید و حتی ممکن است پس از مدتی باعث دلزدگی همسر خود شوید. وقتی یک تقاضای طبیعی دارید همسرتان به عنوان فردی پر توقع به شما نگاه می کند. نیکی بیش از اندازه به ندرت کسی را شیفته می کند.

بعضی اوقات قسمت های کوچکی از سیاهی های شخصیت خود را نشان دهید. گاه کمی بی رحمی از خود نشان دهید یا حتی اگر لازم دیدید کمی هم کارهای زشت انجام دهید ولی مراقب باشید کارهای مبتذل و بی ارزش انجام ندهید.

جاذبه ظاهری داشته باشید.

آنچه مردان می بینند برایشان بسیار مهم است. و در آنها کشش یا دافعه ایجاد می کند در حالیکه خانم ها با مغز خود عشق می ورزند مردان از طریق آنچه می بینند مجذوب می شوند. بسیار مهم است که خود را برای همسر خود سرحال و جذاب نگه دارید. بعد از ازدواج شما یک مسئولیت مهم داریدکه نباید با خود خواهی از زیر آن شانه خالی کنید. باید خود را آراسته کنید، باید از نظر بدنی متناسب باشید از پوست و موی خود مراقبت کنید و از نظر روحی فردی پرانرژی باشید.

همه این کارها نه تنها به دوام زندگی زناشویی شما کمک می کند بلکه سبب اعتماد به نفس بالای شما می شود.

اگر چه بهتر است در اجتماع با سلیقه همسر خود رفتار کنید ولی شما به عنوان زنی جذاب، خوش تیپ، باوقار، باعزت نفس بالا، شیک و مرتب سبب اعتماد به نفس بالای شوهر خود خواهید شد. و در این میان زنان دیگر کمتر می توانند در مقابل چشمان همسر شما دلربایی کنند. و البته فراموش نکنید به گونه ای لباس بپوشید که نظر مردان دیگر به سمت شما جلب نشود چون در رابطه شما تأثیر منفی خواهد گذاشت.

نیازهای مزاجی و ذهنی همسر خود را فراموش نکنید

در حالی که برای حفظ همسر خود تلاش می کنید نباید از نیازهای احساسی و فکری همسر خود غافل شوید. رنگ مورد علاقه او، خواندنی های مورد علاقه اش، فیلم ها و کتاب هایی که دوست دارد همه را باید بدانید و هر از چند گاهی او را غافلگیر کنید و یکی از آن چیزهایی که به آن علاقه دارد به او هدیه بدهید. طرز تهیه خوراک، دسر و یا نوشیدنی مورد علاقه او را پیدا کنید و آن را برای وقتی که از سر کار به خانه بر می گردد حاضر کنید. خود را با آنچه دوست دارد و دوست ندارد و حوصله او مطابقت دهید.

همه انسان ها تمایل دارند خود را در ظاهر خویشتندار و فردی که به فکر دیگران است نشان دهند ولی در عمل همه ما در نهایت افرادی خود خواه هستیم و قبل از هر کسی به خود اهمیت می دهیم بنابراین اگر همسر خود را به اندازه کافی (نه بیش از حد) نوازش کنید او را به خود وابسته کرده اید.

به همسر خود احترام بگذارید

بسیاری از خانم ها فکر می کنند بزرگترین نیاز مردان به آنها نیاز جنسی است ولی در حقیقت این است که آنها بیش از هر چیزی احتیاج به احترام آن هم از شریک زندگی خود دارند. با او به گونه ای صحبت کنید و همینطور به گونه ای رفتار کنید که شوهرتان احساس کند برایش ارزش زیادی قائل هستید.

اعتماد به نفس او را تقویت کنید.

مردها برخلاف ظاهرشان همانند کودکان هستند که می خواهند از آنها تعریف و تمجید شود. اعتماد به نفس او را با تایید تصوراتش نسبت به خودش تقویت کنید. این کار شما سبب می شود او همه چیز را با شما در میان بگذارد. با صداقت و گاه با زیرکی همه رفتارهای خوبش را به او بگویید. اگر روزی یک بار به او بگویید که دوستش دارید سبب می شود احساس خوبی در او ایجاد کنید.

او راتشویق کنید

وقتی همسر شما تلاش می کند مشوق او باشید. و بگویید که به او کاملاً ایمان دارید. حتی اگر همسرتان خرابکاری کرد به جای اینکه در مقابل او قرار گیرید و او را سرزنش کنید بگویید دفعه بعد حتماً موفق می شوی. از همسر خود به خاطر تلاشی که کرده است قدردانی کنید. این کار باعث می شود عصبانیت او تخلیه شود و رفتار بدی که احتمالاً با شما خواهد داشت خنثی شود. مردها وقتی که از همسر خود احساس برتری می کنند امنیت را حس می کنند بنابراین سعی کنید این گونه تظاهر کنید.

حتی اگر با همسر خود اختلاف نظر اساسی دارید هیچگاه از کلمات بد و خشن استفاده نکنید چون این کار صدمات جبران ناپذیری به روابط شما می زند.

حساس باشید

در رختخواب نسبت به همسر خود بسیار حساس باشید. وقتی مربوط به مسائل جنسی می شود مردان بسیار حساس می شوند. اینکه مردی نتواند همسر خود را ارضاء کند بسیار او را دلسرد می کند. اگر ناتوانی او را در روابط جنسی آشکارا به نمایش بگذارید مانند این است که بدترین ناسزاها را به همسر خودنسبت داده اید. نتیجه این کار کاهش قدرت و اعتماد به نفس همسر شماست و روابط شما از این هم بدتر خواهد شد.

از قدرت و عملکرد همسر خود تعریف کنید و به او بگویید که وقتی با او در رختخواب هستید احساس خوبی دارید. بدین ترتیب او را تقویت کرده اید و روحیه ای خوبی خواهد داشت و شما هم از این رابطه راضی تر خواهید بود.

تجربه کنید و از آنها استفاده کنید

لباس زیرهای جذاب و زیبا بخرید تا همسر خود را تحریک کنید. آنگاه نسبت به او بی تفاوت باشید اگر همسرتان ابراز تمایل کرد به او اجازه دهید. اگر از بعضی کارها او خوشتان نمی آید یا بعضی کارها را به خوبی نمی داند با زیرکی به او بفهمانید حتی می توانید با اشاره یا با دست خود به او بفهمانید که چه بکند یا می توانید بگویید اگر اینکار را بکند بهتر است و در عین حال از او تعریف کنید و بگویید که به خوبی این کار را انجام می دهد.

پیشقدم شوید

اجازه ندهید همیشه او پیش قدم شود. با همه حرف هایی که زدیم بد نیست که گاهی شما پیش قدم شوید. این کار باعث می شود شوهر شما احساس کند او را می خواهید. این را در مغز خود فرو کنید هیچگاه خود را از رابطه ای که دارید بیش از حد هیجان زده نشان ندهید. مردان به زنانی که به آنها کم توجهی می کنند بیشتر متمایل می شوند.

مردها برای ایجاد رابطه به زمان نیاز دارند. آنها را درک کنید و صبور باشید و با هم همکاری کنید به این ترتیب روی رابطه ای عمیق و قوی سرمایه گذاری کرده اید که به این راحتی شکسته نمی شود.

تمرکز

تمرکز یکی از حالت های ذهن است و ذهن ابزاری است در دست شما و میتوانید به هر نحو که بخواهید از آن استفاده کنید «اختیار ذهن در دست شما است» انسانی که کنترل ذهنش را بدست بگیرد میتواند در هر زمینهای به کامیابی برسد. ذهن متمرکز در هر فعالیتی که بکار گرفته شود خواهد درخشید، یک دانشجو یا دانش آموز با ذهن کنترل شده و متمرکز، دانشجو یا دانش آموز ممتازی خواهد بود. انسانی با ذهن کنترل شده و تمرکز خوب در هر کاری موفق و پیروز میشود. اگر چه حافظه خوب در زندگی روزمره یکی از عوامل قطعی موفقیت و پیشرفت میباشد، اما تمرکز و حافظه قوی برای اقشار خاص مثل دانشجویان و دانش آموزان، معلمین، محققین و اساتید و همه کسانی که در راه کسب علم و دانش گام بر میدارند اهمیت بسیار بیشتری پیدا میکند. تمرکز خوب برگ برنده دانشجویان و دانش آموزان در زمان تحصیل است، همچنان که یکی از ویژگی های مردان بزرگ در کنار اراده قوی و پشتکار، حافظه خوب و تمرکز بالای آنان میباشد.
به حافظه خود اعتماد کنید، آنرا تربیت کنید و به کار بگیرید. مغز انسان ارگانی بزرگ در فضایی کوچک می باشد. مغز یک انسان، بالغ بر ۱۰۰ میلیون سلول عصبی دارد یعنی انسان می تواند ۱۰۰ بیلیون پاره اطلاعات مختلف را به مغز بسپارد! ریچارد رستاک متخصص اعصاب میگوید برای نوشتن عددی که بیانگر توانایی مغز در بخاطر سپاری است باید برای مدت ۹۰ سال هر ثانیه یک صفر مقابل عدد ۱۰ قرار دهید!!!!!!!
آری مغز انسان دارای یک چنین توانایی بزرگ و شگرفی میباشد. یک عامل مهم در استفاده از این توانایی، تمرکز ذهن یا حضور قلب میباشد. با این حال آیا رسیدن به تمرکز و حافظه خوب ارزش صرف وقت و انرژی را دارد یا خیر؟!!
برای رسیدن به تمرکز، حافظه قوی و کنترل ذهن تصمیم جدی بگیرید و با اراده ای محکم در این راه قدم بگزارید. توجه داشته باشید رسیدن به کامیابی و موفقیت و آرامش بدون کنترل ذهن ممکن نیست. کنترل ذهن برای ما آرامش، شادی و موفقیت را به ارمغان خواهد آورد. در واقع میزان موفقیت شما به میزانی است که ذهن خود را کنترل کرده باشید.

● اندیشه و تمرکز
اندیشه ها مانند بذرهایی هستند که در سر زمین مستعد ذهن به زودی امکان رشد می¬یابند. عجیب اینکه سر زمین ذهن استعداد رشد هر نوع اندیشه را دارد، خواه اندیشه های منفی و مخرب و یا اندیشه های مثبت و سازنده، بنابراین هر بذر اندیشه که در این زمین مستعد کاشته شود و یا ناخواسته در زمین ذهن بیفتد و فرصت رشد پیدا کند، بزودی به ثمر می نشیند و محصول خود را تولید میکند و به صورت عمل و رفتار، اوضاع و شرایط تجلی می یابد.
اندیشه‌های مثبت، سازنده و نیک، میوههای نیک و مفید ببار میآورند، و منجر به عادات پسندیده و رفتار آرام میشوند . حاصل اندیشه های منفی و مخرب، عادتهای زشت و زیانبار خواهد بود. انسان محصول اندیشه های خود را برداشت میکند، خواه نیک، خواه پلید.
موفقیت و کامیابی حاصل اندیشه های سرشار از شهامت، اعتماد به نفس، عزم و اراده استوار می باشد. رفتار پاک و سالم حاصل اندیشه های پاک میباشد. سخت کوشی، تلاش و پشتکار حاصل اندیشه های سرشار از نیرو میباشد. اگر اندیشه انسان توانمند و قدرتمند باشد انسان توانمند و قدرتمند است، اگر اندیشه های انسان حقیر و سست باشد انسان حقیر، ضعیف و سست خواهد بود. اندیشه های لبریز از اعتماد به نفس، عزت نفس و قدرت اراده، انسانی با عزت نفس و اعتماد به نفس بالا و اراده ای پولادین میسازد که هیچ کاری برای او محال و نشدنی نیست و دست یافتن به هیچ هدفی دور از دسترس نمی باشد. انسان خلاق، با هوش و ذکاوت محصول اندیشه های سرشار از خلاقیت، هوش و ذکاوت است.
اندیشه انسان یکی از عوامل مهم و اثر گذار بر سطح انرژی های فردی، موفقیت ها و شکست های وی میباشد به این ترتیب که اندیشه های مثبت، مهر آمیز، خیرخواهانه، سرشار از توانمندی، هوش و خلاقیت بر شما اثر مثبت دارد و سطح انرژی های شما را بالا می برد، برعکس اندیشه های منفی، بدبینی ها، احساس تنفر از خود و دیگران، حسادت، خشم و هر گونه اندیشه حقیر و سُست بر شما اثر تخریبی میگذارد و سطح انرژی های شما را بشدت کاهش میدهد و انرژی زیادی از انسان میگیرد. لازم است تا انسان وجود خود را از این اندیشه ها و احساسات منفی که مانع رشد و شکوفایی استعدادهای او می شود دور نگه دارد.
بنابراین یکی از راه های مهم تغییر وضعیت تمرکز و حافظه تغییر اندیشه های حقیر و تبدیل آن به اندیشه های استوار و قدرتمند است. چون اندیشه سر چشمه عمل و منشاء رفتار ماست با دگرگون کردن اندیشه ها اعمال و رفتار ما نیز دگرگون می شود. به شما دانشجویان و دانش آموزان عزیز موکدا توصیه می نمایم که با عزم و اراده ای محکم و با اندیشه های لبریز از نشاط، امید و قدرت در جهت بهبود وضعیت خود و افزایش توان فردی خود بکوشید که توانایی های شما و میزان موفقیت های شما حد و مرزی ندارد، مطمئن باشید که تمرکز و حافظه خوب نه تنها در راه کسب دانش و فتح قله های موفقیت، بلکه در تمام ابعاد و مراحل زندگی در خدمت شما خواهد بود،کافیست بخواهید!

موانع کنترل ذهن و تمرکز عبارتند از:
۱) افکار منفی و بیهوده
۲) علایق شدید
۳) دلبستگی ها و تعلقات
۴) خشم
۵) کینه ها
۶) نگرانی ها
۷) حسادت
۸) خود خواهی
۹) مصرف مشروبات الکلی و سیکار
۱۰) عدم تعادل در زندگی
۱۱) افراط در بحث های بیهوده
ریشه خشم ما معمولا مربوط به اتفاقات گذشت٥

رابطه ی استرس با جنون

استرس های شدید و ناگهانی از علل بروز این بیماری است که با ایجاد اختلالات ادراکی موجب ترس، انزواطلبی، میل به خودکشی و استفاده از جنون به عنوان یک مکانیزم دفاعی در مبتلایان این بیماری می شود.

دکتر حامد محمدی کنگرانی، عضو کمیته رسانه انجمن روانپزشکان ایران در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ایسنا منطقه علوم پزشکی تهران با بیان این که امروزه بیماری به نام «سایکوز» یا جنون در روانپزشکی مطرح نیست، اظهار کرد: این بیماری نشانه ای از اختلال حس واقعیت سنجی افراد است که موجب از دست دادن افکار، احساسات و روابط اجتماعی در فرد مبتلا به این عارضه می شود.

این متخصص روانپزشکی در خصوص بیان علل بروز این بیماری گفت: استرس های شدید و ناگهانی، از دست دادن یکی از نزدیکان، حوادث پرتنش مالی نظیر ورشکستگی ممکن است باعث بروز این بیماری شود که با مصرف مرتب دارو به مدت ۶ ماه تا یک سال بسته به شدت بیماری درمان پذیر است.

دکتر محمدی کنگرانی با بیان اینکه نقش ژنتیک در این بیماری بسیار زیاد بوده و مبتلایان به آن بیشتر تحت تاثیر یکی از اعضای خانواده خود قرار می گیرند، ادامه داد: خصوصیات شخصیتی در بروز سایکوز تاثیرگذار است که حساسیت، ضعف در مکانیزم های دفاعی، عدم توانایی مقابله با استرس های شدید و کنار آمدن با مشکلات زندگی از بارزترین ویژگی های شخصیتی این بیماران است که برای فرار از مشکلات و جبران ضعف های خود از جنون به عنوان یک مکانیزم دفاعی استفاده می کنند.

این عضو انجمن روانپزشکان ایران گفت: اختلالات ادراکی که شایع ترین علامت سایکوز است در افراد عادی هم دیده می شود مثلا افراد برای چند لحظه نمی توانند ادراک درستی از چیزهایی که در محیط اطراف می بینند داشته باشند و در این حالت ممکن است یک تکه چوب را مثل مار و یا سایه چوب لباسی را شبیه انسان تصور کنند که این حالات در افراد مبتلا به جنون به مراتب شایع تر است.

وی در تبیین توهم و هذیان در این افراد گفت: در توهم فرد چیزی را که به واقع وجود ندارد حس می کند که این ادراک می تواند شنیدن صدایی خاص، بوی تعفن و لمس کردن چیزی باشد که وجود خارجی ندارد.

اما هذیان در اصل اعتقاد داشتن به موضوعی است که در فرهنگ آن جامعه غیر قابل باور است که ریشه آن به فرهنگ و مذهب مردم جامعه باز می گردد.

هذیان می تواند حالت دیگری به نام ایلوژن یا اختلالات ادراکی نیز داشته باشد.

وی با اشاره ذهنیت مبتلایان به سایکوز اظهار داشت: این افراد تصور می کنند که آدم های مهمی هستند و همواره کسی آنها را تعقیب می کند، کسی قصد خیانت و یا کشتن آنها را دارد که متاسفانه هچ تست روانشناسی نمی تواند این بیماری را تشخیص دهد و تنها راه تشخیص آن مصاحبه، تست های بالینی و گرفتن شرح حال بیمار توسط پزشک است.

تجویز دارو خط اول درمان سایکوز است

وی با تاکید بر این که درمان سایکوز فقط از طریق دارو امکان پذیر است، گفت: در موارد شدیدتر اگر فرد برای خود و دیگران خطری ایجاد کند ممکن است نیاز به بستری شدن در بیمارستان روانپزشکی را داشته باشد. در غیر این صورت می توان آنها را به صورت سرپایی نیز درمان کرد.

دکتر کنگرانی همچنین اضافه کرد: این بیماری در حالت های شدیدتر علائمی مشابه اسکیزوفرنی دارد که در این حالت برای کنترل بیماری حداقل یکسال و در نهایت تا پایان عمر مجبور به مصرف دارو هستند.

این متخصص روانپزشکی در ادامه با اشاره به اینکه باید برای این افراد به اندازه توانایی هایشان کار و مسئولیت در نظر گرفته شود، گفت: مبتلایان به جنون نباید منزوی شده و افراد خانواده کارهای آنها را انجام داده و بی دلیل از آنها حمایت کنند.

از طرفی میزان توانایی این افراد برای پذیرش مسئولیت باید از سوی خانواده و یا پزشک مشخص شود.

با بحث و جدل، استرس مبتلایان به سایکوز را تشدید نکنید!

دکتر کنگرانی در خصوص ازدواج این بیماران اظهار داشت: ازدواج نمی تواند به بهبود این افراد کمک کند حتی در مواردی ممکن است استرس ازدواج در وخامت حال آنها نقش داشته باشند.

از طرفی چون علائم بیماری در این افراد با دارو قابل کنترل است می توان گفت منعی برای ازدواج این افراد وجود ندارد ولی نباید به ازدواج به عنوان عاملی برای درمان یا بهبود مبتلایان به سایکوز نگاه کرد.

وی در ادامه تاکید داشت که این بیماران باید شغلی مناسب با توانایی های خود داشته باشند و گفت: خانواده و اطرافیان آنها نباید در مورد اعتقادات این افراد بحث و گفت وگو کنند زیرا این خود عاملی برای تشدید عصبانیت در آنها است.

دکتر کنگرانی در مورد برخورد مبتلایان به سایکوز با افراد جامعه گفت: طبق تحقیقات به عمل آمده خطر این افراد در جامعه با افراد سالم یکسان است.

وی اضافه کرد: در واقع این افراد به علت گوشه گیری و ترسی که از کشته شدن توسط افراد جامعه و بی دفاعی که خودشان دارند، نمی توانند دست به انجام کاری زده و معمولا فرار می کنند.

در مجموع خطر خودکشی در این افراد بیشتر از دیگرکشی است چرا که مبتلایان به سایکوز به دلیل افکار ناراحت کننده و آزار دهنده ای که دارند همواره به دنبال راهی برای خودکشی هستند. پرخاش و خطر دیگرکشی در این افراد هم مانند انسان های سالم است.

دکتر محمدی کنگرانی در پایان خاطرنشان کرد: قضاوت در مورد این بیماران، مصرف دارو، احتیاج به بستری شدن و این که چه کاری می توان برای آنها انجام داد فقط باید با نظر پزشک باشد و مردم عادی هیچ اظهار نظری نمی توانند در این زمینه داشته باشند.

مراجعه به روانپزشک

بسیاری از ما برای کوچک ترین مشکل جسمی به پزشک مراجعه کرده و تمام آزمایشات، معاینات و بررسی های لازم را انجام می دهیم.

 

همچنین بدون هیچ ترس و دلهره ای داروهایی که پزشک تجویز می کندمی خوریم، اما در مورد مشکلات و اختلالات اعصاب و روان شرایط تغییر می کند؛ بسیاری مراجعه به روانپزشک و روان شناس را بیهوده دانسته یا از آن می ترسند و از همه بدتر این که از این مساله احساس شرمساری می کنند.

دکتر سیدهادی معتمدی، روانپزشک در این باره به «جام جم» می گوید: «بیماری های روحی، روانی در نوع عام و به صورت کلی، مانند هر بیماری دیگری مشکلی پزشکی تلقی می شوند.

امروزه اغلب پزشکان عقیده دارند که این بیماری ها عمدتا دارای علل ارگانیک هستند که البته مباحث اجتماعی و مسائل روحی، روانی نیز می تواند در بروز آنها دخیل باشد.»

وی توضیح می دهد: «به عنوان نمونه، اگر اختلالی هورمونی مشکلی در سیستم گوارش ایجاد کند، همان اختلالات هورمونی و موارد مشابه آن می توانند در سیستم اعصاب و روان مشکلاتی را ایجاد کرده و سبب بروز بیماری شوند.

به عنوان مثال پزشکان معتقدند در بیماری افسردگی ماده ای به نام سروتونین در مغز کاهش پیدا می کند.

همچنین در مورد خشونت یا برخی بیماری های همراه با روان پریشی معتقدند که ماده ای به نام دوپامین در مغز افزایش می یابد.»

ابتلا به بیماری اعصاب و روان گناه نیست

دکتر معتمدی تاکید می کند اگر از دید پزشکی به این بیماری ها نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد این بیماری ها نه گناه بوده و نه نیازی هست که به افراد مبتلا برچسب بزنیم از همه مهمتر اینکه، و بی توجهی به سلامت روحی و روانی، می تواند آسیب های جبران ناپذیری برای بیماران در بر داشته باشد.

این پزشک متخصص می افزاید: «در گذشته به دلیل عدم آگاهی از علل ایجادکننده بیماری، این افراد را دیوانه و مجنون می نامیدند، در حالی که در یک دیدگاه کلی، بیماری های روانپزشکی بر ۳ پایه «بیولوژی و ژنتیک»، «مسائل شناختی» مانند روحی، روانی، طلاق، مشکلات خانوادگی ـ و« مسائل اجتماعی» مانند فقر و بیکاری قرار دارد.

در کل می توانیم این مجموعه را به عنوان علل ایجادکننده بیماری های اعصاب و روان بشناسیم.»

این عضو هیات علمی دانشگاه با اشاره به شیوع بسیار زیاد این بیماری ها در جامعه توضیح می دهد: «بیماری افسردگی در سطح جامعه تا ۲۵ درصد میان خانم ها و کمی بیش از نصف آن میان آقایان وجود دارد.

بیماری های اضطرابی حتی از این مقدار هم بیشتر است. بیماری های دارای روان پریشی نیز ممکن است تا ۳ یا ۴ درصد در سطح جامعه برسد.

متخصصان معتقدند بیش از ۷۰ درصد بیماران دارای افسردگی افکار خودکشی دارند که حدود ۱۵درصدشان نیز اقدام به این کار می کنند.» بنابراین می بینیم که توجه و درمان این بیماری ها تا چه حد اهمیت دارد.

دکتر معتمدی یادآور می شود: «مهم ترین عارضه ای که بیماری های روانپزشکی ایجاد می کنند، افت عملکرد است.

شخص ممکن است عملکرد خود را در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فعالیت و ارتباطات بین فردی، مسائل خانوادگی و عاطفی، آموختن و… از دست بدهد.

بنابراین یک انسان ممکن است عمر مفید خود را از دست بدهد، در حالی که با یک درمان ساده می تواند به زندگی طبیعی برگردد.»

داروهای اعصاب و روان

برخی از مردم همواره نگران اعتیادآور بودن داروهای اعصاب و روان بوده و به همین دلیل از مصرف آنها اجتناب می کنند.

دکتر معتمدی در این زمینه توضیح می دهد: «وقتی ماده ای خورده می شود، اثری روی بدن می گذارد که اگر بخواهیم این ماده در آینده هم همان اثر را داشته باشد، باید روز به روز مقدار آن بیشتر شود.

این تعریفی از اعتیاد است که با توجه به آن می بینیم داروهای اعصاب و روان به هیچ عنوان اعتیادآور نیستند.»

این عضو هیات علمی دانشگاه می گوید: «در صورتی که مشکل اصلی وجود داشته و درمان نشود، قطع دارو نیز مفید نخواهد بود.

مثلا این که مردم می گویند اگر یک شب دارو مصرف نکنند، نمی توانند راحت بخوابند باید بدانند که این مساله ربطی به دارو نداشته و این مشکل اصلی است که همچنان وجود دارد.

در صورتی که اگر مشکل حل شود، حتماً داروی اعصاب و روان هم کم شده و به موقع قطع می شود.»

دکتر معتمدی با ذکر این نکته که بسیاری از بیماری های روانپزشکی با رعایت مصرف صحیح دارو درمان قطعی دارند، ادامه می دهد: «برخلاف تصور عموم، خطر مرگ آوری داروهای روانپزشکی از بسیاری از داروهای دیگر کمتر است.

طی تحقیقی که در این زمینه انجام شده است یکی از داروهایی که برای زخم معده استفاده می شود با دارویی مربوط به مشکلات روانپزشکی مقایسه شده و مشخص شد خطر مرگ آوری داروی مربوط به زخم معده تا ۲۰ برابر بیشتر بوده است.»

وی می افزاید: «دوز این داروها کاملا کنترل شده و طوری تنظیم می شود که اعتدال در آنها وجود داشته باشد.

به همین دلیل نیز معمولا درمان بیماری های اعصاب و روان در درازمدت جواب داده و درمان می شوند.»

مصرف خودسرانه دارو

این پزشک متخصص در رابطه با خوددرمانی در بیماری های اعصاب و روان می گوید: «در کل خوددرمانی در مورد هر بیماری کار نادرستی است و استفاده از دارو باید حتما زیر نظر پزشک باشد.

البته برخی از داروها هستند که می شود در مواقعی خاص از آنها استفاده کرد، اما تنها با نظر پزشک، بنابراین در مورد برخی داروها قطع و وصل کردن مصرف آن زیر نظر پزشک بلامانع است.»

وی باز هم به همه مردم تاکید می کند که بیماری اعصاب و روان نیز مانند هر بیماری دیگری است و می افزاید: «پرونده های افراد کاملاً محرمانه بوده و در اختیار کسی قرار نمی گیرد، بنابراین از آن نترسید و به پزشک متخصص مراجعه کنید.

بدانید بسیاری از اوقات حتی نیازی به مصرف دارو نیست، اما مطمئن باشید پزشک در صورت نیاز با تجویز دارو به سلامت شما کمک می کند.»

افسردگی

 هنگامی که پزشکان درباره افسردگی بحث می‌کنند، هدف آنها معالجه بیماریی است که “افسردگی عمده” (major depression) نامیده می‌شود. هنگامی می‌گوییم فردی به بیماری  افسردگی مبتلا می‌شود، که علائمی مانند آنچه در پایین به آنها اشاره خواهد شد، را تقریبا در هر روز، در تمام طول روز، برای دو هفته یا بیشتر داشته باشد.

 

اگر شما افسرده‌اید، ممکن است سر درد، درد‌های مبهم یا حاد یا مشکلات گوارشی و  جنسی داشته باشید. افراد سالمندتر مبتلا به افسردگی ممکن است احساس سردرگمی  یا مشکلاتی در تفهیم خواسته های ساده خود داشته باشند.

علائم افسردگی

از جمله علائم بیماری افسردگی می‌توان به این موارد اشاره کرد:

•داشتن احساس غم واندوه،ناامیدی و گریه‌های مکرر.
•از دست دادن علاقه یا خوشایند بودن چیزهایی که ازآن لذت می‌برید(شامل مسائل جنسی)
•احساس گناه، درماندگی یا بی ارزشی
•به مرگ فکر کردن یا خودکشی.
•خواب بیش از حد، یا مشکل در به خواب رفتن.
•از دست دادن اشتها و کاهش یا افزایش وزن به طور ناخواسته.
•احساس خستگی زیاد در تمام مدت.
•اشکال در تمرکز و تصمیم گیری.
•داشتن دردهای مبهم یا حاد و بهتر نشدن آنها با درمان‌های معمول.
•احساس بی‌قراری، عصبانیت و دلخوری زود هنگام.
علت افسردگی چیست؟

 به نظر می‌رسد که افسردگی  علاوه بر دلایل ارثی، به تغییرات مواد شیمیایی در مغز مربوط باشد که ارتباط بین سلولهای عصبی را با یکدیگر دچار اشکال می‌کند.

افسردگی می‌تواند با دغدغه‌ها و رویدادهای زندگی شما ارتباط داشته باشد، از قبیل مرگ کسی که دوستش دارید، طلاق یا از دست دادن کار.

 خوردن برخی از داروها، زیاده روی در مصرف داروها یا ابتلا به بیماریهای دیگر هم می‌تواند علت افسردگی باشد.

“دچار شدن به افسردگی به دلیل ضعف شخصیت، تنبلی یا بی‌ارادگی نیست.”

افسردگی چطور تشخیص داده می‌شود؟

اگر شما علائم فوق را دارید، حتما به پزشک مراجعه کنید، قطعا می‌توانید از او کمک بگیرید. از پزشک خود انتظار نداشته باشید که فقط با نگاه کردن به شما به افسردگی شما پی ببرد.

 هرچه سریعتر درمان شما پیگیری شود، زودتر از افسردگی بهبود خواهید یافت.

اولین بار که شما در مورد احساس خود با پزشک سخن می‌گویید، ممکن است او  از شما سوالاتی درباره نشانه‌های آن، سلامت شما، وسابقه مشکلات سلامت در خانواده‌تان بپرسد. همچنین پزشک ممکن است شما را مورد معاینه جسمی قرار دهد یا آزمایش‌های دیگری را برای شما درخواست کند.

 درمان افسردگی چگونه است؟

افسردگی را می‌توان هم با دارو، و هم با مشاوره یا هر دو درمان کرد.

داروهای ضدافسردگی: داروهای بسیاری را می‌توان برای درمان  افسردگی مورد استفاده قرار داد.

این داروها “ضد افسردگی” (antidepressant) نامیده می‌شوند. آنها عدم تعادل شیمیایی در مغز را که باعث افسردگی می‌شود، اصلاح می‌کنند.

 تاثیرداروهاثی ضد افسردگی‌ بر هر فردی متفاوت است. بنابراین حتی اگر یک دارو  بر بیماری شما تاثیری نداشته باشد، ممکن است داروی ضدافسردگی دیگر بر شما موثر باشد.

 ممکن است یک هفته بعد از شروع مصرف داروها  بهبودی را احساس کنید. اما  احتمالا تاثیرات کامل دارو  را تا  ۸ تا ۱۲ هفته بعد از شروع مصرف آن نخواهید دید.
 در هفته اول مصرف دارو ممکن است عوارض جانبی آن در شما ظاهر شود. اما میزان این عوارض جانی بعد از هفته دوم مصرف دارو به شدت کاهش می‌یابد.

تا کی به دارو نیاز خواهم داشت؟

مدت زمان نیازتان به مصرف دارو به میزان افسردگی شما بستگی دارد. ممکن است دکتر از شما بخواهد داروها را برای ۴تا ۶ ماه یا بیشتر مصرف کنید.

شما نیاز دارید به مدت زمان کافی دارو مصرف کنید تا احتمال عود افسردگی شما کاهش پیدا کند. در این زمینه حتما با پزشک خود مشورت کنید.

روان درمانی چیست؟

در روان درمانی ممکن است شما با یک پزشک خانوادگی، یک روانپزشک یا روان‌درمانگر درباره شرایط زندگی‌تان صحبت کنید.

ممکن است موضوع بحث شما با این درمان‌گران در مورد افکار و عقاید یا روابط خانوادگی‌تان  باشد. یا ممکن است بر رفتاری‌های‌تان متمرکز شوید، و اینکه این رفتارها چگونه بر زندگی شما اثر می‌گذارد و چگونه می توانید آنها را تغییر دهید.

معمولا روان‌درمانی برای مدت معینی مثلا بین  ۸ تا۲۰  جلسه انجام می‌شود.

آیا لازم است بستری شوم؟

معمولا با مراجعه به پزشک می‌توانید افسردگی را درمان کنید. اگر شما عارضه پزشکی دیگری دارید بر روی درمان تاثیر دارد، یا اگر خطر خودکشی در شما بالا باشد نیاز به درمان در بیمارستان دارید.

کی افسردگی به پایان می‌رسد؟

درمان افسردگی ممکن است برای هفته‌ها، ماه‌ها، یا حتی سال‌ها به طول انجامد.

خطر اصلی درمان نکردن افسردگی، خودکشی است. معمولا درمان افسردگی در مدت  ۸ تا ۱۲ هفته یا کمتر باعث بهبودی شما می‌شود.

گذر  از  افسردگی

برای گذر از یک دوره افسردگی به این نکات توجه داشته باشید:

•تند نروید، از خودتان انتظار زیاد  نداشته باشید. هر کاری را به صورت طبیعی انجام دهید. برنامه‌ای واقع گرایانه تنظیم کنید.
•به افکارمنفی که ممکن است در شما وجود داشته باشد،‌ اعتنا نکنید. افکاری از قبیل مقصر دانستن خود یا انتظارات غلط. این فکر بخشی از افسردگی است. اینها افکاریست که افسردگی شما را تشدید می‌کند.
•خودرا با فعالیت‌هایی در گیر کنید  که حس خوبی در شما ایجاد می‌کند یا احساس موفقیت را در شما به وجود می‌آورد.
•زمانی که افسرده‌اید تصمیم‌گیری‌های عمده درباره زندگی خود دوری کنید، اگر ضروری است که تصمیم بزرگی بگیرید از کسی که به او اعتماد دارید کمک بخواهید.
• اجتناب از مواد روانگردان غیرمجاز. این مواد سبب افسردگی شدید می‌شوند و تداخل‌های خطرناکی با داروی ضد افسردگی تجویزشده برای شما دارند.
• به نظر می‌رسد که فعالیت جسمی باعث بروز واکنش‌های شیمیایی در بدن می‌شود که ممکن است وضع روانی شما بهبود یابد.
•ورزش کردن ۴تا۶ بار در هفته، هر بار حدود ۳۰ دقیقه، هدف خوبی است.اما کمترین فعالیت جسمی هم می‌تواند مفید باشد.
•امیدواری خود را حفظ کنید. برطرف‌شدن کامل افسردگی شما نیاز به گذر زمان خواهد داشت.
خودکشی
 
افرادی که افسردگی دارند بعضی وقت‌ها به فکر خودکشی می‌افتند.

این فکر بخشی از افسردگی است.اگر شما به آزار رساندن خود فکر می‌کنید، به پزشک خود، دوستانتان، خانواده خود یا به مراکز محلی مشاوره مقابله با خودکشی، مراجعه کنید.
فورا درخواست کمک کنید. خبر خوش این است که پزشکان می‌توانند به شما کمک کنند و افسردگی شما قابل درمان است.

چرا باید افسردگی را درمان کرد؟

•درمان زودرس  کمک  می‌کند از بدتر شدن افسردگی یا مزمن و مداوم‌شدن آن جلوگیری شود.
• فکر کردن به خودکشی در بین افراد افسرده رایج است. اگر شما برای افسردگی‌تان درمان دریافت نکنید، خطر خودکشی افزایش پیدا می‌کند. درمان موفقیت‌آمیز افسردگی، ‌افکار خودکشی را برطرف خواهد کرد.
• درمان می‌تواند به بازگشت شما به حالت طبیعی و لذت بردن از زندگی کمک کند.
•درمان می‌تواند به جلوگیری از بازگشت افسردگی کمک کند. 

 روزهایی که به هیچ وجه در برابر خورشید قرار نمی گیرید، موجب می شود که به اختلال افسردگی فصلی یا به اصطلاح «SAD» مبتلا شوید.

به گزارش سرویس «بهداشت و درمان» ایسنا، این اختلال در شما احساس افسردگی، غمگینی و خواب آلودگی و کسالت ایجاد می کند.

هر چند اغلب پزشکان از این اختلال فصلی غفلت می کنند، اما روانپزشکان و روانشناسان به خوبی از آن مطلع هستند و علائم آن را تشخیص می دهند.

علائم این اختلال که در نتیجه تغییر فصل بروز می کند، همچنین شامل دردناک شدن مفاصل و بی خوابی هستند، اما کارشناسان می گویند: از آنجا که علائم این اختلال شبیه به سایر بیماری ها است، اغلب تشخیص داده نمی شود و در نتیجه مبتلایان اغلب با علائم ناخوشایند آن دست به گریبان می شوند.

به گزارش روزنامه دیلی میل، دکتر راشل فوستر ـ متخصص روان و اعصاب در دانشگاه آکسفوردـ می گوید: نور تاثیرات فیزیولوژیکی بسیاری روی بدن دارد. سلول های چشم نور را ثبت می کنند و مغز شب و روز را از این طریق تشخیص می دهد.

سپس هورمون های خاص گرسنگی، هضم، رشد، خلق و انرژی را تنظیم می کنند. تاریکی تولید هورمون ملاتونین را افزایش می دهد و به خواب کمک می کند.

همچنین مقدار هورمون سرتونین کاهش می یابد که نقش حیاتی در هوشیاری دارد.

فوستر توصیه می کند: به دلیل وجود این روابط باید هر فرد روزانه دو ساعت در برابر روشنایی طبیعی خورشید قرار گیرد، حتی اگر از راه یک پنجره بزرگ باشد. 

 

محققان نروژی با انجام مطالعات روی ۴۰ هزار نفر دریافتند که افرادی که به طور منظم در اوقات فراغت خود ورزش می کنند، کمتر از افراد دیگر دچار افسردگی و نگرانی می شوند.

این محققان اعلام کردند فعالیت بدنی در حین کار این تأثیری را که انجام ورزش و فعالیت بدنی در اوقات فراغت دارد، نمی گذارد.

محققان در گزارش خود که در مجله علمی انگلیسی «Psychiatry» منتشر شده است، اعلام کرده اند که تفاوت در تأثیر می تواند به دلیل سطح متفاوت کنش های اجتماعی باشد.

این محققان معتقدند که هم ورزش و هم شرایط و وضعیت فرد روی سلامت روان تأثیر دارد و همچنین این تحقیقات نشان می دهد که انجام ورزش و داشتن فعالیت در اوقات فراغت از بروز افسردگی و نگرانی در افراد جلوگیری می کند.

پائول فارمر سرپرست این تحقیقات گفت: انجام ورزش و تمرینات به طور طبیعی انسان را در شرایط و وضعیت خوب روحی و روانی قرار می دهد.

افرادی که در اوقات فراغت خود فعالیت ندارند ۲ برابر بیشتر از افرادی که در این اوقات ورزش می کنند و فعالیت دارند، در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند.