
حتماً تا بهحال تشخیص دادهاید که استرس موضوعی شخصی است.
آنچه برای
فردی تحملناپذیر و طاقتفرساست ممکن است برای دیگری موجب موفقیت شود؛ اما
فارغ از اینکه چه عاملی استرس را در فرد ایجاد میکند، هر کسی میتواند
یاد بگیرد که این فشار را از خود دور سازد.
مقاله زیر به ۲۰ روش برای کاهش استرس پرداخته است و سعی میکند ما را برای حفظ آرامش و خونسردی در زندگی آمادهتر سازد. در اینجا راهحلهای غلبه بر ترس و خشم در زندگی روزانه را مرور میکنیم.
خودتان سرنوشت را رقم بزنید
یادآوری این نکته بهخودتان میتواند به شما کمک کند که حتی در موقعیتهای فوقالعاده استرسزا، خونسردی خود را حفظ کنید. سعی نکنید نقش اول نمایشی غمانگیز را بازی کنید. وقتی مشکلی استرسزا پیش میآید بهخودتان بگویید: دنیا به آخر نرسیده! این کار به شما کمک میکند تا بر اوضاع تسلط یابید.
با دیگران به توافق برسید
قبول کنید که شاید همیشه به چیزی که میخواهید نرسید؛زیرا این پذیرش استرس را کاهش میدهد.
جسور باشید نه ستیزهجو
تفاوت بسیاری بین جسارت و ستیزهجویی وجود دارد. با این حال اغلب افراد این دو را با هم اشتباه میکنند. برای حفظ جسارت نیازی به بالا بردن صدا یا پررویی نیست تفاوت این دو را از یکدیگر تشخیص دهید و به این ترتیب از استرس خود بکاهید.
برای خود ارزش قائل شوید
این مهمترین نکته در کنترل استرس است. معنایش این است که یاد بگیرید به دیگران اجازه ندهید که شما را گول بزنند، تهدید کنند. اگر نمیدانید که چگونه با این مشکل روبهرو شوید از افرادی که آنها را تحسین میکنید، کمک بگیرید. دقت کنید که آنها چگونه بر اوضاع تسلط پیدا میکنند و به چه نحو با آنچه شما دشوار میدانید کنار میآیند.
صادق و درستکار باشید
بهخصوص در مورد احساسات خود بیاموزید از کاه کوه نسازید. بهطور مثال اگر با بهترین دوست خود اختلافنظر پیدا کردید کار را به عصبانیت بیش از حد نکشانید.
جمله خونسرد باش را پیش خودتان تکرار کنید
وقتی که احساس ترس یا استرس میکنید این جمله را نه با صدای بلندبلکه در ذهن خود تکرار کنید. چندین بار تکرار این جمله بهآرامی واقعاً به شما کمک میکند تا خونسردی خود را حفظ کنید.
کلمه نه را بر زبان آورید
افرادی که نمیتوانند به دوستان و خانواده خود «نه» بگویند، کسانی هستند
که به سادگی دچار استرس میشوند زیرا برای خود فرصت یا شرایط مناسب را
فراهم نمیکنند. آموختن اینکه چگونه پاسخ منفی بدهید راه بسیار خوبی است
برای اینکه بهخودتان اطمینان
ببخشید.
بهخود فرصت بیشتری بدهید
مدیریت زمان راهحلی ضروری در بازی استرس است قبل از اینکه هر شغل مهم یا کار بزرگی را بپذیرید، ببینید که چگونه میتوانید برای زمانی که دراختیار دارید بهنحو احسن برنامهریزی کنید تا بدون عجله به همه کارهای خود برسید.
استراحت کنید
یکی از عوامل بسیار مهم برای کاهش استرس رسیدن به آرامش است. راه حل اصلی برای رسیدن به آرامش کامل این است که ذهن خود را از هر چیز دیگری خالی کنید.
تنفس صحیح را فراموش نکنید
وقتی دچار استرس میشویم، فراموش نکنیم که به نحو صحیح تنفس کنیم و در چنین حالتی باید نفسهای عمیق بکشیم تا ضربان قلب شدت نیابد و میزان اکسیژن خون کم نشود و برای نشان دادن عکسالعمل سریع و مناسب در لحظههای استرسآمیز، سه نفس عمیق بکشید و سپس وارد عمل شوید.
قبل از درگیر شدن صبر کنید
وقتی که دچار استرس و عصبانیت هستید بهسادگی کنترل خود را از دست میدهید، به همین دلیل قبل از اینکه چیزی بگویید به آرامی تا شماره ۱۰ بشمارید. این کار به شما امکان میدهد قبل از حرف زدن فکر کنید و به این ترتیب بر موقعیت استرسزا چیره شوید.
به کارهای خود نظم و ترتیب ببخشید
یکی از دلایل اصلی ایجاد استرس، رعایت نکردن نظم و ترتیب است. درصورتی که خاطره بدی در ذهنتان باقی مانده آنها را بنویسید. عادت کنید که هر روز هر کاری را که مجبور به انجام دادن آنها هستید، یادداشت کنید. به این ترتیب آن کارها را فراموش نخواهید کرد.
زمان نگرانی خود را محدود کنید
اوقات نگرانی خود را محدود کنید و این قانون را برای خود بگذارید که به هر شکلی فقط ۲۰ دقیقه فکر کنید اگر بعد از گذشت این مدت هیچ راهحلی پیدا نکردید بهخودتان استراحت دهید و بعداً دوباره به موضوع برگردید.
صبحها در باره مشکل خود فکر کنید
نگرانی درباره استرسهایتان در طول شب بسیار بد است زیرا اولاً شما خیلی خستهتر از آن هستید که بتوانید تفکر درستی داشته باشید و ثانیاً این افکار شما را بیخواب میکند.
تصمیم بگیرید که صبحها مشکل خود را حل کنید.اگر در طول شب خوابتان نمیبرد نگرانی خود را روی کاغذ بنویسید و ببینید که تا چه اندازه به شما آرامش میدهد.
بیشتر ورزش کنید
ورزش باعث ترشح مسکنهای طبیعی اندروفینها در بدن میشود که شما را سرحال میکند و هفتهای سه روز ورزش کنید آن هم بهمدت ۲۰ دقیقه خستگی و اضطراب را از شما دور میکند.
به حرفهای دیگران گوش دهید
شاید این حرف عجیب و غریب بهنظر برسد اما هیچیک از ما به اندازه کافی به حرفهای دیگران گوش نمیکنیم، به همین دلیل همیشه اکثر ما دچار سوءتفاهم میشویم. در این حالت خونسردی خود را حفظ میکنیم و موقعیت را عاقلانه میسنجیم و راهحلی مناسب پیدا میکنیم.
به اندازه کافی بخوابید
هر فرد باید ۸ ساعت در روز بخوابد. اگر بیشتر یا کمتر از این مقدار بخوابید نهتنها نسبت به تأثیرات استرس حساسیت بیشتری از خود نشان میدهید بلکه تمام روز دچار تندخویی میشوید.
رژیم غذایی سالمی را در پیش بگیرید
خوردن بیش از حد غذاهایی که قند زیاد و ارزش غذایی اندکی دارند، باعث میشود تا میزان قند موجود در بدن به سرعت افزایش پیدا کند. باید این مقدار قند را کاهش داد و به تعادل درآورد و برای این کار باید مقدار زیادی میوه و سبزی بخوریم.
بهمدت ۲ دقیقه در برابر وحشت خود مقاومت کنید
اوقاتی هست که کنترل خود را از دست میدهید و دچار وحشت میشوید. دو دقیقه بهخودتان فرصت دهید ، نفس عمیق بکشید و سپس پیش خودتان بگویید: من میتوانم این کار را انجام دهم و اگر هم نتوانستم دنیا به آخر نمیرسدو زندگی ادامه دارد.

برای رسیدن به موفقیت، چه کارهایی را به طور مداوم انجام میدهید؟
اجازه بدهید اول ببینیم عادت چیست. تحقیقات نشان میدهد که چهار مانع وجود دارد که جلوی استفاده کامل از توانایی هایمان را میگیرد:
عادات، رفتارها، اعتقادات و انتظارات.
عادات الگوهای رفتاری هستند که در اثر تکرار منظم و پایدار به وجود آمده اند، معمولاً بهطور ناخودآگاه و بدون فکر کردن هوشیارانه به انجام آن اجرا میشوند. رفتار عادتی افراد گاهی اوقات قابل تشخیص نیست زیرا تحلیل از خود در کارهای روزمره غیرضروری به نظر میرسد. خوگیری روشی بسیار ساده از یادگیری است که در آن موجود پس از دوره ای قرارگیری در معرض محرک، دست از واکنش دادن به آن محرک برمیدارد. عادات گاهی اوقات اجباری هستند.
عادتها لازمه زندگی هستند. آنها به ما کمک میکنند نظم و برنامه زندگیمان را حفظ کنیم. لزوماً بد یا خوب نیستند، همان چیزی هستند که هستند. وقتی هدفی تعیین میکنید، آن زمان است که تعیین میکنید عادتی شما را به سمت آن هدف میبرد یا از آن دورتان میکند.
رفتاری که انتخاب میکنید، زندگی و کاری که دارید را میسازد.
این را در نظر بگیرید – ۵ فعالیت هستند که من به طور معمول انجام میدهم که مرا به سمت موفقیت میکشاند.
یکی اینکه ورزش میکنم.
انتخاب های غذایی سالم دارم.
۸ ساعت در شبانه روز میخوابم.
با افراد مثبت وقت میگذرانم.
به طور مرتب با دیگران تلفنی حرف میزنم.
۵ فعالیتی که شما به طور مرتب انجام میدهیم و شما را به سمت موفقیت هدایت میکند چیستند؟
وقتی به کارتان فکر میکنید، کجا بیش از حد توانتان است؟ (مثلاً من ترجیح می دهم همه کارها را خودم انجام دهم تااینکه از کسی بخواهم به من کمک کند. یا وقتی روی چیزی کار نمیکنم احساس گناه میکنم).
چه عادتی را میتوانید همین امروز ترک کنید تا سطح موفقیتتان بالاتر رود؟
این عادت چه تغییری در کارتان ایجاد میکند؟
عادات – “وقتی از قبل به آن فکر شود بسیار سخت و وقتی انجام شود آسان است!” – رابرت ام پیرسیگ
ترک یک عادت چه مدت طول میکشد؟
بعضی میگویند ۲۱ روز یا ۴-۳ هفته. اگر میخواهید چند تغییر کوچک در کارتان ایجاد کنید، خیی خوب است. در زیر به نمونههایی از عاداتی اشاره میکنیم که لزوماً شما را به سمت هدفتان هدایت نمیکنند.
حالا نوبت شماست. لیستی از ۱۰ عادتی که میدانید الان چندان به نفعتان نیست تهیه کنید.
عاداتی که یادداشت کردید را در نظر بگیرید. این عادتها اگر “اصلاح شوند”، “تغییر کنند” و یا مثبتتر شوند چطور میشود؟ هر عادت را تکتک در نظر بگیرید و شکل مثبت آن را یادداشت کنید.
(مثلاً از لیست بالا: بهجای دیر رسیدن سر قرارهای کاری – آنها را به شکل مثبت تغییر میدهیم: متعهد شویم که همیشه ۵ دقیقه زودتر از وقت قرار در محل حاضر شویم.)
یک روز جمعه زنی داشت برای شام استیک درست میکرد. همانطور که همیشه در گذشته اینکار را میکرد، قبل از اینکه گوشت را داخل ماهیتابه بیندازد دو سر آن را برید. شوهرش از او سوال کردن که چرا اینکار را کرده است و زن گفت که مادرم هم همیشه دو سر گوشت را میبرید.
دفعه بعدی که مرد مادرزنش را دید از او پرسید که چرا همیشه قبل از انداختن گوشت در ماهیتابه دو سر آن را میبریده است و او هم گفت که چون مادرش همیشه اینکار را میکرده است.
وقتی شوهر مادربزرگ زنش را دید آن سوال را از او هم پرسید و مادربزرگ نگاهی به او انداخت و گفت چون فقط اینطور گوشت داخل ماهیتابهاش جا میشده است.
چندبار تابحال شده که کاری را فقط به دلیل اینکه دیدهایم یک نفر دیگر انجام میدهد انجام دادهایم؟ بعضیاوقات لازم است از خودمان بپرسیم چرا فلان کار را اینطوری انجام میدهیم. همیشه راههای سادهتر دیگری هم برای انجام یک کار خاص وجود دارد.
نتیجه:
راه به سمت موفقیت اصلاً پیچیده نیست – خیلی هم ساده است. با طرز فکر کردن شما شروع میشود – با رویکری مشخص و واضح از چیزی که میخواهید و ایجاد عادات روزانه که شما را به آن هدف نزدیکتر کند.
میبینید، عادتها خوب یا بد نیستند. فقط به این بستگی دارند که میتوانند شما را به هدفتان نزدیک کنند یا نه. شما راننده هستید و کنترل و مسئولیت همه چیز دست خودتان است!

قبل از وارد شدن به یک جمع، اطلاعاتی در
مورد آن جمع به دست آورید و درباره چیزهایی که میخواهید یا میشود در آنجا
مطرح کرد، فکر کنید.
معاشرت خود را با دیگران بیشتر کنید؛ از جمعهای
دوستانه کوچک شروع کنید، به سؤالاتشان جواب دهید و از آنها درباره خودشان،
آرزوهایشان، اهدافشان یا موضوعات دیگر سؤال کنید.
صحبت کردن در جمع را یاد بگیرید. اگر از حرف زدن در جمع میترسید، در کلاسهایی که به همین منظور برگزار میشود، ثبتنام کنید.
اگر خجالتی بودن، خیلی شما را آزار میدهد، به یک مشاور یا روانشناس مراجعه کنید.
تا
حد ممکن از انزوا و گوشهگیری دوری کنید. اگر چند نفری دوروبرتان هستند،
کتاب خواندن را کنار بگذارید و سر صحبت را با آنها باز کنید.
اگر به خاطر لهجه، صدا، بوی دهان یا نوع دندانهایتان از جمع گریزان هستید، چرا فکری به حال اصلاح اینها نمیکنید؟
در جمعها کاری کنید که کسل، خسته و بیحوصله به نظر نیایید.
به
یاد داشته باشید راه مقابله با خجالت این است که به چیزهای دیگری تمرکز
کنید؛ مانند فکر کردن و تصور اینکه چطور میشود از اتفاقات اجتماعی لذت
برد.
از طرد شدن یا شکست خوردن، نترسید. قهرمانان ورزشی نیز با وجود
احتمال شکست، باز هم به مبارزه و رقابت میپردازند؛ اما تقریبا همه آنها
برای برد به میدان میروند و هیچگاه از شکست حرف نمیزنند.
کمرویی،
تـردید و دودلی هنگامی رخ میدهد که شما به عیوب و نقایص خود فکر میکنید.
افکـارتـان را متوجه شخصی کنید که در حال گفتوگو با او هستید. در این
حالت، هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهید برد و هم طرف مقابل از توجه شما
خوشحال خواهد شد.
همهچیز را به خودتان نگیرید. نباید هر چیزی مانند
شوخی و طعنه را به عنوان توهین تلقی کنید. مردم اغلب چیزهایی را میگویند
که هیچ مقصود و منظوری از آن ندارند؛ هر چند گاهی اوقات مردم نـظـرات نابجا
و بیموردی میدهند؛ در این صورت، قاطعانه از خودتان دفاع کنید.
توقعتان
را کم کنید. بنا نیست در پایان یک گفتوگو، شما افراد را کاملا مجذوب خود
کرده باشید. همین که همه از همصحبتی یکدیگر لذت برده باشید، کافی است.
باور کنید!
هول نکنید. آدمهای روبهروی شما هر چقدر هم که مهم باشند،
آدم هستند؛ آنها هم معایب و مشکلات و ضعفهای خودشان را دارند؛ عین شما!
شاید هم مثل خود شما دارند سعی میکنند کسی متوجه نشود چقدر خجالتی هستند!

آیا میدانید برای اینکه روابط زناشوییتان تداوم بیشتری داشته باشد، همه چیز را نباید به همسر خود بگویید! آیا میدانید چه صحبتهایی را باید به همسر خود بگویید و چه سخنانی را باید مطرح نسازید؟
اولین گام در روابط زناشویی نحوه صحبت کردن است. طرز صحیح صحبت کردن
با همسرتان تاثیر بسزایی را در روابط شما میگذارد، البته لازم به ذکر است
نه هر صحبتی.بعضی از خانمها یا آقایان عادت دارند تمام اتفاقاتی را که در
طول روز برایشان اتفاق افتاده را برای همسر حود تعریف کنند.
با
این وجود گاهی اوقات صحبت کردن بسیار خطرناک است، اما توصیه نمیشود که
مدام صحبت نکنید، بلکه سکوت در بسیاری از موارد، بهتر از صحبت کردن است. در
ادامه مطلب امروز چند توصیه و پیشنهاد را به شما ارائه میدهیم تا چنانچه
با این مسئله زیاد آشنا نیستید، و مشکلی در زندگی دارید، بتوانید برطرف
کنید. از دیدگاه روانشناسان انسانها از این منظر به چند دسته تقسیم
میشوند:
1) افرادی که همه مطالب زندگی خود چه در حال، چه در گذشته
را برای همسران خود بازگو میکنند به بلوغ فکری نرسیدهاند، ذهنشان مانند
دوران نوجوانیشان عمل میکند که عادت داشتند همه چیز را برای خانواده خود
تعریف کنند.
2) افرادی که در تعاریف خود و صحبتهایشان اغراق
میکنند و حتی گاهیوقتها به دروغ نیز متوسل میشوند، افرادی هستند که
اعتماد به نفس کمی به خود دارند و با این کار قصد دارند تا اعتماد به نفس
خود را افزایش دهند. امروزه پیوند بین زوجهای با ازدواجهایی که در سابق
صورت میگرفت کاملا متفاوت میباشد. در زمان امروز اکثر زوجین هر دو با هم
به کار بیرون از خانه اشتغال دارند، زمان کمی را برای صحبت کردن با یکدیگر
دارند، هنگامیکه فرصتی برای صحبت کردن پیش میآید در اغلب موارد راجع به
کار بیرون از خانه خانم یا آقا میگذرد، به ندرت پیش میآید که زوجین در
مورد رابطه خودشان، زندگی دو نفرهای یا چهار نفرهشان به صحبت بنشینند.
1) از دیدگاه بعضی از روانشناسان افرادی که گذشته تلخ و سخت داشته اند
باید توجه کنند که، هنگامی تجربههای تلخ گذشته باید چراغ راه آینده باشد و
بس. سعی کنید با گذشتههای تلختان خداحافظی کنید و با عنوان کردن
تجربهها ذهن همسرتان را مغشوش نکنید. توجه کنید که شما دیگر در دوران
مجردی بسر نمیبرید، شما تشکیل خانواده دادهاید و از همان روز اول که وارد
زندگی زناشویی میشوید باید سعی کنید همه گذشته خود را فراموش کنید، و
الان زمان آنست که زندگی دو نفره که در آینده خواهید داشت فکر کنید،
صحبتهایتان نیز باید حول زندگی مشترکتان باشد نه گذشته تلختان.
2)
اگر از اشتباهات گذشته عبرت گرفتهاید و تحول خاصی در رفتارتان ایجاد
کردهاید لزومی به بازگو کردن اشتباهات گذشتهتان نیست چون ممکن است بر
دیدگاه طرف مقابل به شما اثر منفی بگذارد و یا برخی قابلیتهای فعلیتان
نادیده گرفته شود. مگر در مواردی که بازگو کردن تجربه شما میتواند مانع
تکرار اشتباه برای طرف مقابلتان شود.
3) صحبتهایی را از
گذشته، حال برای همسرتان بازگو و تعریف کنید اما سعی کنید وارد جزییات
نشوید، مسائل را برای او کاملا باز نکنید و نشکافید.
1) اسرارتان را به همسرتان نگویید. منظور از اسرار چیست؟ مشکلاتی که در
دوران قبل از ازدواج برایتان بوجود آمده و بازگو کردن آن تنها باعث مشغول
کردن ذهن همسرتان میشود. ناگفته نماند که مسائلی است که گفتن آنها به
همسرتان ضروری است مثلا تجربه نامزدی ناموفقی اگر در گذشته داشتهاید به
همسرتان بگویید اما آیا واقعا لازم است همسرتان از جزئیات آن مطلع باشد؟
مشکلاتی که با پدر و مادر، خواهر یا برادرتان داشتهاید و عنوان کردن آنها
به دیدگاه همسرتان نسبت به خانوادهتان خدشه وارد میکند، کمبودهایی که در
زندگی با آنها مواجه بودهاید، رنجها و مشقتهایی را که متحمل شدهاید، و
مسائلی مانند این موضوعات بهتر است بازگو نکنید.
2) اگر
زمانی به همسرتان، رفتارهایی که انجام میداده شک کردید و در وفاداریش نسبت
به خودتان مردد بودید، هرگز این موضوع را مطرح نسازید. زیرا ممکن است شما
به اشتباه چنین فکری را داشته بودید در این صورت احساس وفاداری که بین شما و
شوهرتان وجود داشته در همان زمان از بین میرود.

بیماری افسردگی یکی از مشکلات مربوط به خلق و خوی است که دو مشخصه ی اصلی دارد:
یکی
کاهش علاقه و لذت بردن از شرایط و موقعیتهای مختلف زندگی، و دوم احساس
غمگینی مفرط که معمولا علامتهای همراه نیز دارد و حداقل دو هفته طول
میکشد.
در این مواقع، بهتر است بیماران هر چه سریعتر برای رفع علامتهای آن، تحت درمان قرار بگیرند.
ماهیت
خود بیماری افسردگی سبب کاهش میل جنسی در افراد میشود، بنابراین تجویز و
مصرف مرتب داروهای ضدافسردگی میتواند با بهبود روان و کنترل بیماری، شرایط
فرد را بهبود بخشد.
نکتهای که اغلب بیماران در مورد آن
دچار تردید هستند، تاثیر داروهای ضدافسردگی در قدرت و فعالیت جنسی آنهاست
که باید بگویم فقط در برخی مواقع ممکن است عوارض جانبی داروهای ضدافسردگی،
اختلال در عملکرد جنسی باشد و این حالت بیشتر در هنگام مصرف دارویی از
خانواده داروهای مهارکننده سروتونین دیده میشود.
در کشور
ما با توجه به فرهنگ غالب مردم و عدم اظهار مشکلات جنسی به دلیل حجب و حیا،
بهتر است درمانگران، تمام بیمارانی را که به علت افسردگی یا سایر اختلالات
روانپزشکی تحت درمان هستند، شخصا بررسی کنند و پرسشهایی در این زمینه
داشته باشند تا در صورت لزوم، برای رفع مشکل جنسی اقدام شود.
در
اکثر مواقع اساس درمان، اطمینان دادن به بیمار از این بابت است که مشکل
ایجاد شده برگشتپذیر خواهد بود و نباید تصور کند، فعالیت جنسیاش برای
همیشه دچار اختلال شده است.