اما دانشمندان دراین باره حرف دیگری دارند. آنها به تازگی متوجه شدهاند گروهی از نوجوانان که در اولین سیگار کشیدن خود احساس آرامش میکنند بیشتر احتمال دارد که در آینده گرفتار اعتیاد به آن شوند. این یعنی اگر یکبار سیگار بکشی ممکن است به دهنت مزه کند و دیگر نتوانی از شرش خلاص شوی!
نیکوتین هم مانند کافئین و استریکنین جزو گروهی از ترکیبات شیمیایی است که به نام آلکالوئید شناخته میشوند. این مواد که تلخ واغلب سمی هستند، به وسیله گیاهان تولید شده وهمین طعم آنهاست که حیوانات را از خوردنشان باز میدارد.

اما انسان که احتمالا از این هشدار طبیعی سر در نمیآورد، برای کسب لذت، به جستوجوی این تلخی تا کجاها که نمیرود؟! بد نیست بدانید سالانه 400 هزار نفر در آمریکا در اثر بیماریهای ناشی از سیگار میمیرند. بیماری قلب و رگهای خونی، سرطان ریه، ناباروری، مشکلات گوارشی وپیری زودرس که جای خود دارند!
حشره کش یا پناهی در صحرا؟
در گذشته نیکوتین رابهعنوان یک سم قوی میشناخته و در تهیه بسیاری از حشره کشها بهکار میبردند. اگرچه امروزه بیشتر تنباکو از گیاه «نیکوتیانا توباکو» به دست میآید، اما 66 گیاه دیگر هم نیکوتین دارند که وطن 19 تای آنها استرالیاست.
بهجز گیاه تنباکو، نیکوتین در گیاهان دیگری مانند گوجه فرنگی، سیب زمینی، بادمجان و فلفل سبز هم یافت میشود. به همین علت هم شاید بتوان گفت اولین کسانی که نیکوتین مصرف کردند، بومیان این منطقه بودهاند. آنها با کشف این که نیکوتین مادهای محرک وکمکننده گرسنگی است؛ آن را با خود به سفرهای طولانی در صحرا میبردند.
تنباکو اولین بار بهوسیله اسپانیاییها و بهعنوان دارو به اروپا معرفی شد. آنها ادعا میکردند که این ماده در درمان روماتیسم، آسم، دندان درد و زخم مؤثر است. یکی از مدافعان بزرگ آن جین نیکوت، سفیر فرانسه در پرتغال بود که در سال 1561 دانه گیاه تنباکو را به فرانسه فرستاد و به همین علت به افتخار او گیاه آن را نیکوتیانا و آلکالوئید آن را (که در قرن 19 کشف شد) نیکوتین نامیدند. گرچه این شیمی دانان آلمانی، پاسلت و ریمان بودند که برای اولین بار آن را از گیاه تنباکو گرفتند.
دودش به چشم همسایه میرود
جالب است بدانید نیکوتین . . .
در دمایی پایینتر از نقطه جوشش سوخته وبهدلیل فشار بخار پایین، در فشار هوا و دمای 95 درجه سانتی گراد بخار میشود؛ به همین علت وقتی که سیگار میکشید بیشتر نیکوتین موجود در آن تبخیر و از طریق تنفس وارد بدن شده و اثر دلخواه را ایجاد میکند. شاید به همین علت است که متخصصان میگویند کسانی که در معرض دود سیگار قرار میگیرند، حتی اگر سیگار نکشند هم از اثرات آن بینصیب نمانده و حتی بیشتر آسیب میبینند.مغزهایی حساستر و جوان تر
متأسفانه بیشترین گروه سنی که سیگار میکشند در سن 24 تا 18 سالگی یعنی جوانان هستند. دکتر ژوزف دیفرانزا از دانشگاه علوم پزشکی ماساچوست در مطالعه اخیر خود به این نتیجه رسیده است که همه نوجوانانی که یکبار سیگارمیکشند به دام اعتیاد گرفتار نمیشوند، بلکه گروهی از نوجوانان که در اولین سیگار کشیدن خود احساس آرامش میکنند بیشتر احتمال دارد که در آینده گرفتار اعتیاد به آن شوند.
حتما میدانید که نیکوتین میتواند بر مغز اثری فوری داشته باشد. این دانشمندان میگویند نتایج بررسی آنها نشان میدهد که مغز بعضی از نوجوانان به نیکوتین حساستر است و به همین دلیل است که آنها بیشتر مستعد اعتیاد هستند.
باورتان میشود؟ در یک جمع نوجوان که دوستان به همدیگر سیگار تعارف کرده و (یا محض روکم کنی!) وادار به سیگار کشیدن میکنند، این پاسخ مغز آنها به اولین مصرف نیکوتین است که تعیین میکند چه کسی در آینده معتاد خواهد شد.
متأسفانه طبق گزارشی که این محققان در مجله انجمن اطفال آمریکا چاپ کردهاند همین تجربه آرامش بخش در اولین مصرف سیگار، قویترین عامل پیشگوییکننده اعتیاد نوجوان است. دیگر عواملی که در این بررسی مؤثر شناخته شدند خلق افسرده، شخصیت نوطلب ومشاهده قهرمانان و الگوهای سیگاری در فیلمها وتبلیغات تلویزیونی بوده است.
آرامشی که گول میزند
نیکوتین نیمه عمر بسیار کوتاهی دارد. یعنی در داخل بدن به سرعت اثر میکند. وقتی که یک پک عمیق از آن میزنید، نیکوتین از ریه و از طریق تنفس وارد جریان خونتان شده و خودش را به مغزتان میرساند و در محل گیرندههای خاص خود قفل میشود. اما در عرض 40 دقیقه به نصف قدرت اولش رسیده و شما را به کشیدن سیگار دیگری مشتاق میکند. و وقتی ناگهان متوجه میشوید در یک روز25 نخ سیگار کشیدهاید، دوزاری تان میافتد (و میفهمید که جریان از این قرار است) که در دام اعتیاد گرفتار شدهاید.
البته به همین سادگی هم نیست. دانشمندان پس از کلی آزمایش و بررسی تئوریهایی برای این وابستگی مطرح کردهاند. یکی از این تئوریها حاکی از آن است که نیکوتین مسیر مغزی که آرزو و امیال را بهوجود میآورد، مهار کرده و باعث احساس آرامش در فرد میشود. اما این یک آرامش کاذب است چون خود همین سامانه، میل جدیدی برای مصرف دوباره نیکوتین ایجاد میکند.
علاوه بر این تحقیقات نشان داده که نیکوتین مسیرپاداش در مغز را فعال میکند (مسیری که مغز بهوسیله آن احساس لذت و سرخوشی را تنظیم میکند) متأسفانه وابستگی از همین جا ایجاد میشود.
برخلاف موادی چون کوکائین و هروئین، نیکوتین حساسیت این مسیر را زیاد میکند و به همین علت هم هست که محرومیت آن به نسبت هروئین و اتانل خفیفتر است. البته گول این حرف را نخورید چون با تمام این حرفها در طول تاریخ ثابت شده ( انجمن قلب آمریکا هم اعتراف کرده !) که ترک اعتیاد به نیکوتین یکی از سختترینهاست البته عجیب هم نیست چون اثرات دارویی ورفتاری آن هم خیلی شبیه به موادی چون هروئین وکوکایین است.
سیگار کم نیکوتین، به قیمت سلامت
بعضی فکر میکنند سیگاری که نیکوتین کمتری داشته باشد، بهتر است چون خطر کمتری هم برای سلامت دارد. این عده «پدیده جبران» را نادیده میگیرند. متأسفانه افرادی که از این نوع سیگارها استفاده میکنند، معمولا برای اینکه به مقدار نیکوتینی که به آن عادت کردهاند برسند، پکهای عمیقتر زده وتعداد سیگار بیشتری هم میکشند.
7 راه علاقمند کردن شنوندگان

یکی ازاختلالات رفتاری شایع کودکان، ADHD یا اختلال بیش فعالی و فقدان توجه است که در اکثر مواقع والدین کودک مستاصل می شوند و رفتارهای کودکانشان را خارج از کنترلشان می پندارند. اگر شما نیز خود را یکی از آن والدین درمانده می دانید با ما همراه شوید تا بتوانید شیطنت ورفتارهای تحمل ناپذیر کودکتان را مدیریت و کنترل نمائید.

همانطور که می دانید کودکان بیش فعال بدون فکر کردن رفتار می کنند، بیش از اندازه فعالند و در تمرکز کردن مشکل دارند. این کودکان بر خلاف عقیده والدینشان که فکر می کنند آنها به قصد و برای دست انداختن والدینشان رفتارهایی نامناسب انجام می دهند، متوجه انتظارات والدینشان می شوند اما به خاطر درون نا آرام و پر تلاطمشان نمیتوانند آرام باشند و برای انجام خواسته ها و انتظارات والدینشان دقت کنند و به جزئیات توجه کنند. با کاربست صحیح راهبردهای ذیل می توانید به کنترل دلخواه خود در این باب دست یابید.
*محیط خانه را برای کودکتان آرام و بدون تنش کنید. اکثر کودکان در پاسخ به حالات اضطرابی و هیجانی موجود در خانه چنین رفتارهایی را مرتکب می شوند.
*برای کودک بیش فعال خود برنامه ریزی کنید و زمان بندی خاصی را برای انجام هر کاری در نظر بگیرید و در این چارچوب رفتاری و زمانی کوچکترین قصور و کوتاهی فرزندتان را نپذیرید. مثلا، اگر قرار است در روز تنها یک ساعت بازی رایانه ای داشته باشد به او یادآوری کنید که فقط 5 دقیقه تا پایان زمان مشخص شده وقت دارد و پس از اتمام آن زمان، دیگر اجازه بازی نخواهد داشت. بدین طریق به مرور زمان شما خواهید توانست به او یاد دهید و او را عادت دهید که چگونه بتواند خود را با شرایط زمانی موجود سازگار کند و از اتلاف وقت و کمبود وقت و ناراحتی متعاقب آن جلوگیری نماید.
نکته: در ابتدای اجرای این برنامه، برای وارد نشدن فشار و استرس به کودک، فرصتهای زمانی لازم برای انجام کارها را خیلی محدود نکنید که کودک نتواند از عهده انجام آنها بر نیاید.
نکته: به کودک خود تفهیم کنید، او خود مسئول انجام وسازماندهی کارهای شخصی و وظایف محوله است و انتظار کمک و یاری از سوی شما را نداشته باشد. حتی زمانی که در تنگنای زمانی نیز قرار می گیرید، فراتر از آن محدوده زمانی مقرر شده، به کودک وقت ندهید و به عهد خود وفادار بمانید تا او را عادت دهید که بایستی خود بتواند از عهده سر و سامان بخشیدن به کارهایش بر آئید و برای انجام کارها به شما متکی نباشد و روی کمک شما حسابی باز نکند.
مقایسه رفتار درست و غلط را به خود کودک واگذار کنید و در صورت عدم توانایی او در این مقایسه، وارد عمل شوید و در این مهم او را یاری دهید
*رعایت و پیروی از قوانین را به او گوشزد کنید و به او یادآور شوید اطاعت از آن قوانین لازم و ضروری است. برخی از والدین نا آگاه، به اشتباه فهرستی از نبایدهای رفتاری را در اختیار کودک قرار می دهند و هرگز نتیجه دلخواه را نیز کسب نمی کنند، لذا برای موفقیت در انجام این طرح بهتر است به تدریج آن هم با کارهای کوچک و آسان شروع کنید و تدریجا به جزئیات رفتاری بپردازید.
نکته: در صورت پیروی از قوانین، کودک را تشویق کنید و به طور غیر مستقیم قانون دیگری را وارد چرخه رفتاری کنید. اما در صورت نافرمانی، او را تنبیه یا سرزنش نکنید بلکه با او قرار دیگری بگذارید ویا از یک قرارداد نشانه ای استفاده کنید. مثلا به او بگویید اگر در مهمانی شلوغ کنی من سرفه خواهم کرد تا تو متوجه اشتباهت شوی و رفتارت را اصلاح کنی.
نکته: نکات منفی و اشتباهات او را مرتب یادآور نشوید، ذکر رفتارهای مثبت و درست بیشترین تاثیر درمانی را دارد. برخی از والدین بی درنگ و پیوسته حتی کوچکترین اشتباهات کودک را تذکر می دهند و در مقابل رفتارهای مثبت و صحیح او را نادیده گرفته و تحسین نمی کنند. بهتر است رفتارهای پسندیده او تشویق کنید و در آن زمان رفتارهای مثبت دیگر متناسب با آن رفتار را به طور غیر مستقیم به او یادآوری کنید.

نکته:
مقایسه رفتار درست و غلط را به خود کودک واگذار کنید و در صورت عدم توانایی او در این مقایسه، وارد عمل شوید و در این مهم او را یاری دهید.
*به او مسئولیت دهید ودر حد توانش از او انتظار داشته باشید. در صورت محول کردن وظیفه ای به کودک بهتر است او را برای اتمام آن کار تشویق کنید و با لحنی دوستانه و با احترام از او بخواهید کارش را به پایان برساند و آن را نیمه کاره نگذاشته و به کار دیگری نپردازد.
*برخی از والدین در برابر رفتار چنین کودکانی ساده اندیشند و به طرز ناموجهی برخورد می کنند و حربه مقابله خود را انتقاد،سرزنش،غرزدن،یادآوری رفتارهای اشتباه کودک و در بسیاری از موارد تنبیه بدنی قرار می دهند. به جای این روش تربیتی نادرست، توصیه می شود رفتارهای مثبت او را مورد توجه قرار دهید، بسیار او را در آغوش گرفته و نوازش کنید و رفتارهای صحیح او را تشویق کرده و مورد توجه قرار دهید. از آنجایی که این کودکان بسیار نیازمند توجه والدین و اطرافیان هستند و غالبا نیز از این ستایش محروم هستند، توجه ومورد اهمیت قرار گرفتن توسط اطرافیان علی الخصوص والدین و دیگر اعضای خانواده می تواند کلید رهگشا و انگیزه ای برای پیشرفت و بهبود او باشد.
*تغذیه کودک را تا حد امکان کنترل کنید و کمتر اجازه دهید از تنقلاتی چون شکلات، چیپس، پفک، ... و حتی غذاهای آماده و فست فود، ... تا حد امکان کمتراستفاده نمایند. مادران بهتر است در این زمینه خلاقیت نشان داده و مطابق میل و دلخواه کودک و با تزئینات کودکانه غذاهایی سالم و مغذی تهیه کنند.

والدین ، هیچ گاه اطمینان ندارند که آیا به اجبار کودک را به مدرسه فرستادن کار درستی است یا نه؟ آنها به طور دقیق نمی دانند که آیا کودک ، واقعا احساس ضعف و بیماری کرده یا مثل بسیاری از کودکان که گاهی دلشان نمی خواهد به مدرسه بروند بهانه گیری می کند. در خانه هایی که مدرسه رفتن کودکشان به صورت مشکل در آمده صبحهای زود، مالامال از اشک و دعوا و سر و صداست. بعضی از کودکان صبح که از خواب بیدار می شوند، می گویند که به مدرسه نمی رویم و تعداد دیگرشان تمارض به دل درد و سردرد می کنند، یا با آه و ناله اعلام می کنند که حالشان خوب نیست. مهم نیست فرزندتان چگونه حالت اضطراب و نارضایتی خود را نشان می دهد، بلکه آنچه اهمیت دارد این است که شما با دلداری دادن ، اعتماد به نفس او را تقویت کنید؛ اما گاهی اوقات باید علایم فیزیکی را که باعث نشانه های بیماری فرزندتان می شود نادیده بگیرید و بهترین راه اصرار به اصل موضوع است که او باید به مدرسه برود. به نظر یکی از کارشناسان در این مواقع بهتر است بگویید: «عزیزم تو یک درجه هم تب نداری و چشمانت سرحال و شاداب است. مامان و بابا امروز کارهای مهمی دارند که باید انجام دهند. پس بهتر است به مدرسه بروی تا ما هم به کارهایمان برسیم.» با وجود این ، اگر به فرزندتان به دلیل این که واقعا بیمار است ، اجازه مدرسه رفتن را ندادید، او را مطمئن سازید که روز خوبی در خانه نخواهد داشت. او را در رختخوابش بخوابانید و در ساعات بعدی روز هم ، حتی اگر گفت حالش بهتر است ، اجازه بازی ندهید.
دلایل اضطراب کودکان هنگام رفتن به مدرسه دلایل متعددی وجود دارد که چرا کودکان 6-5 ساله از رفتن به مدرسه می گریزند، مهمترین و معمول ترین نارضایتی آنها عبارتند از: «من می خواهم فقط در خانه بمانم!» بعضی کودکان در این سن به زمان بیشتری برای سازگارکردن خود با قوانین و محیطهای جدید نیاز دارند. بازگشایی مدارس پس از تعطیلات تابستانی ، به دنیا آمدن خواهر یا برادر، بیماری و یا مرگ یکی از اقوام می تواند باعث اضطراب و دلشوره کودک شود، حتی بچه ای که قبلا این طور نبوده ، ممکن است دچار این اضطراب ها شود.
راه حل:
با فرزندتان درباره آنچه که در روزهای مدرسه انجام می داده صحبت کرده و روی نکات مثبت و جالب توجه تاکید بیشتری کنید. ساعات روز او را طوری برنامه ریزی کنید تا احساس رضایت بیشتری کند. استفاده از وسایل کوچک و جالبی که به طور چشمگیری باعث کاهش اضطراب و تقویت اعتماد به نفسش می شود بسیار موثر است. از قبیل گذاشتن یادداشت هایی در ظرف غذایش ، حیوان کوچک عروسکی یا یک سری عکسهای خودش.
از مدرسه می ترسم!
بعضی کودکان 6 ساله به طور عجیبی از مدرسه می ترسند و به مادرشان می گویند: «من به مدرسه نمی روم و در خانه می مانم» ترس این کودکان ممکن است دلایل متعددی داشته باشد از جمله ترس از سوار شدن سرویس ، دعوا کردن با دوستش ، توبیخ شدن توسط معلم ، قادر نبودن به بستن بندهای کتانی (کفش) یا مسخره کردن او به خاطر عینکش.
راه حل:
با معلم او صحبت کنید و شیوه جدیدی را برای حل مشکل کودکتان پیدا کنید. به عنوان مثال اگر او را مسخره می کنند، به معلمش بگویید تا با بچه های دیگر صحبت کند. اگر از سرویس مدرسه می ترسد با راننده سرویس تماس بگیرید و از او بخواهید که فرزندتان را با اسم صدا کرده و به او خوشامد گوید و اجازه دهد که ردیف جلو بنشیند.
من مثل کودکان دیگر باهوش نیستم
هنگامی که کودکان برای سلامت جسمانی و عقلانی به مراکز سنجش سلامت مراجعه می کنند، اضطراب آنها به طور فزاینده ای زیاد می شود. در این مراکز کودکان 5-6 ساله ای هستند که احساس بدی درباره موفقیتشان در مقایسه با دیگر همکلاسی هایشان دارند.
راه حل:
اگر فکر می کنید که فرزندتان به کمک بیشتری نیاز دارد، به معلمش بگویید به او توجه و کمک بیشتری کند یا یک معلم خصوصی برایش بگیرید. به جای این که سعی کنید خودتان معلم کودکتان شوید همانند یک راهنمای خوب عمل کرده و به آن کاری که فرزندتان خوب انجام می دهد، تکیه کنید. او را مطمئن سازید که در صورت اشتباه انجام دادن کاری هیچ مساله ای پیش نمی آید و تنها انتظاری که از او دارید این است که سعی کند بهترین باشد.
علت نرفتن به مدرسه را دریابید
کشف
کنید چه عاملی در مدرسه آنقدر کودکتان را آزار می دهد که از رفتن به آنجا
خودداری می کند. با کودک صحبت و او را تشویق کنید تا تمام خبرها و اتفاقاتی
را که باعث می شوند او به مدرسه نرود برای شما بگوید، این روش را هم
بیازمایید. از کودک بخواهید فهرستی از آنچه در مدرسه مورد علاقه اش است و
آنچه را که دوست ندارد با ذکر دلیل برای شما بگوید. ببینید آیا نشانه هایی
از این که کودک از مدرسه رفتن نمی ترسد ولی از ترک خانه واهمه دارد می
بینید یا خیر؟ ممکن است شما نتوانید به حل و رفع مشکل بپردازید، ولی می
توانید به کودک کمک کنید با احساساتش کنار بیاید. با نشان دادن علاقه تان و
درک مسائلش به او اطمینان خاطر بدهید. با دوستان و برادر و خواهرهای کودک
صحبت کنید. شما اغلب می توانید با پرسش ، از احساساتش آگاه شوید. گاهی
برادر یا خواهر بزرگتر می تواند اطلاعات مفیدی به شما بدهد یا شما را در حل
و رفع مساله یاری کند. با معلم کودکتان صحبت کنید. مشکل را با او در میان
بگذارید. سرآغاز این رفتار چه آموزشی و چه احساسی باشد، معلم باید از قضیه
اطلاع داشته باشد و حتی ممکن است بتواند در حل و رفع آن مشکل کمک بزرگی
برای شما باشد.
کودک را به مدرسه و محیط آن علاقه مند کنید این راهها را برای تشویق کودک به منظور به مدرسه رفتن بیازمایید. با نظری مساعد درباره مدرسه صحبت کنید. روزهایی را که قرار است اتفاق خاصی در مدرسه بیفتد یا برنامه خاصی در مدرسه وجود دارد در تقویم علامت بگذارید، مثلا به کودک بگویید: «این هفته قرار است تمام بچه های کلاستان را برای بازدید از یک ایستگاه آتش نشانی ببرند. فکر می کنی چه چیزهای تازه ای ببینی؟ یادت باشد همه چیز را برای من تعریف کنی».
با دقت کافی وارد عمل شوید اگر دلیل خاصی برای دوست نداشتن یا احساس ناراحتی فرزندتان نسبت به مدرسه وجود ندارد لازم است که شما کمی هوشیارتر و تیزبین تر باشید. درباره هر کدام از روزهای مدرسه اش با او صحبت کنید و عکس العملش را ببینید. اگر در کشف (یافتن) آنچه که باعث نارضایتی اش می شود به شما کمک کرد، شما نیز در حل این مشکل به او یاری دهید تا به اختیار خود بتواند به خودش کمک کند. همچنین با معلمش درباره روشهایی که ممکن است نظر او را نسبت به مدرسه عوض کند، صحبت کنید. در حقیقت با کار گروهی می توان ، نگرانی کودکان را درباره مدرسه کم کرد از جمله تشویق های معلم ، داوطلب شدن دانش آموزان ، زنگ تفریح برای استراحت و حتی اختصاص دادن ساعتی در هر هفته برای صحبت کردن مدیر مدرسه با شاگردان. بنابراین با استفاده از این روشها کودکان 5 6ساله دیگر احساس نگرانی و اضطراب برای مدرسه رفتن ندارند و روز به روز احساس راحتی و رضایت بیشتری خواهند کرد.