دانشمندان معتقدند در هنگامی که شما احساس نگرانی و استرس میکنید کشیدن نفسهای عمیق …
دانشمندان معتقدند در هنگامی که شما احساس نگرانی و استرس میکنید کشیدن نفسهای عمیق حال شما را بدتر میکند.
محققان
متوجه شدند در هنگامی که شما علائم استرس و نگرانی ازخود نشان میدهید
تغییر شیوه نفس کشیدن تاثیر بهتری نسبت به درمانها و داروهای روانی در
کاهش علائم ناشی از این حالات دارند. با این روش همچنین میتواند مردم را
نسبت به حملات ترس و نگرانی در آینده بیمه کرد.
حملات ترس و استرس
(panic attack) همراه با علائمی مانند افزایش ضربان قلب، عرق کردن کف دست و
نفس نفس زدن بروز پیدا میکند. بیش از ۶ میلیون نفر در آمریکا به این حالت
دچار هستندو به طور ناگهانی دچار استرس میشوند.
معمولا به انسانها در
هنگام نگرانی توصیه میشود که نفس عمیق بکشند، اما برای افرادی که دچار
نفس نفس زدنهای شدید میشوند این توصیه چندان خوب نیست. چرا که در این
حالت معمولا انسانها مقادیر زیادی دیاکسید کربن را از طریق تنفس خارج
میکند که میتواند منجر به بروز حالاتی مانند سرگیجه یا بیحسی شود. در
این هنگام احساس خفگی به انسانها دست میدهد و به همین دلیل آنها به طور
ناخودآگاه سریعتر و عمیقتر نفس میکشند انجام این کار وضعیت را بدتر
میکند.
نفس
نفس زدن به این دلیل نیست که آنها کمبود اکسیژن پیدا کردهاند، بلکه دلیل
اصلی این است که آنها به یکباره حجم هوای زیادی را از راه دهان خارج
میکنند.
به همین دلیل کارشناسان روانشناسی معتقدند در این حالت به جای نفسهای عمیق شما بهتر است نفسهای سطحی و آرام بکشید.
به
این ترتیب میزان دیاکسید کربن موجود در خون شما به حالت طبیعی باز
میگردد و کمتر احساس تنگی نفس پیدا میکنید. اما دانشمندان معتقدند آموزش
این تکنیک به افرادی که معمولا دچار نگرانی هستند چندان ساده نیست چرا که
آنها در این حالت معمولا احساس خفگی میکنند و به همین دلیل به طور
ناخودآگاه شروع به کشیدن نفسهای عمیق میکنند.
اما در صورتی که آنها با تمرین کردن این روش را کنار بگذارند ظرف مدت کوتاهی میتوانند به خود مسلط شوند و ترس را کنار بگذارند.
وقتی جوانتر بودم، وقتی اوضاع خوب و آنطور که دوست داشتم پیش
نمیرفت واقعاً نمیتوانستم درسی از آن بگیرم. نمیتوانستم به تصویر بزرگ نگاه کنم
و بتوانم از پیشامدهای بدی که برایم اتفاق افتاده درس بگیرم.
اما،
هر بار که اوضاع زندگی آنطور که میخواهید پیش نمیرود، میتوانید چیزهایی زیادی
از آن یاد بگیرید.
یکی
از بهترین کارهایی که میتوانیم بکنیم این است که وقتی اوضاع طبق برنامههای ما پیش
نمیرود، به همه ماجراهایی که اتفاق افتاده خوب فکر کنیم و تا جاییکه میتونیم از
همه تجربیاتمان درس بگیریم و خودمان را برای موفقیت در آینده آماده کنیم.
10 درسی که باید
از شکست بگیریم:
1. واقعاً چیزی به اسم شکست وجود ندارد. بله، ممکن است اوضاع بد پیش برود
یا مطابق برنامه ما پیش نرود اما واقعاً چیزی به اسم شکست وجود ندارد زیرا همیشه
یک دلیل خوب برای خوب پیش نرفتن اوضاع و درسی برای آموختن از آن وجود دارد. در
طولانی مدت، هر اتفاقی که میافتد به صلاح شما خواهد بود.
2. اگر به دلایلی اشتباه چیزی را میخواهید، هیچوقت آنطور که شما دوست
دارید انجام نخواهد شد.
3. میتوانید از این واقعیت بعنوان یکی از قویترین انگیزهها برای
موفقیت در آینده استفاده کنید که اول کار، اوضاع آنطور که شما دوست دارید پیش
نرفته است. اگر تصمیم بگیرید که به همه چیز درست نگاه کنید، اشتیاقتان برخواهد گشت.
4. همیشه و در همه جا پشتکار، تعهد و تلاش نتیجه میدهد.
5. بعد از اینکه چیزی برخلاف میل شما پیش رفت، اگر تصمیم بگیرید که از
آن درس بگیرید و توجهتان را به ارتقاء کاری که میخواستید انجام دهید معطوف کنید
(به جای اینکه خسته و ناامید شوید)، خواهید دید که عملکردتان به طرز قابلملاحظهای
بهتر میشود و در کارتان پیشرفت میکنید.
6. بعد از شکست، سه کار خوبی که میتوانید انجام دهید اینها هستند: (1)
دلایل شکستتان را بررسی کنید (2) درس بگیرید (3) اگر چیزی است که واقعا میخواهید
و فکر میکنید باید آن کار را انجام دهید، بلافاصله دوباره تلاش کنید.
7. امتحان کردن، ریسک کردن و موفق نشدن خیلی بهتر از این است که فقط عقب
بنشینید و به این فکر کنید که اگر شکست بخورید چه خواهد شد.
8. تنها نتیجه بدی که شکست میتواند داشته باشد این است که انگیزه
دوباره امتحان کردن را از دست بدهید.
9. هیچ نیازی به خجالت کشیدن نیست زیرا همه آدمها در جایی از زندگی خود
شکست میخورند. فقط شما نیستید که شکست خوردهاید.
10. خیلی از پیشرفتها در نتیجه یک شکست ایجاد شدهاند. چیزهایی که دوست
دارید را دنبال کنید. چیزی برای از دست دادن ندارید و تازه خیلی چیزهای عالی به
دست خواهید آورد.
امروز بهتر از دیروز زندگی کنید.
شما چه درسهایی از شکست گرفتهاید؟ افکار و نظراتتان را برای دیگران
بیان کنید.

رفتار و
طرز برخورد، شالوده و پایه ی موفقیت است. یک انسان سخاوتمند با رفتار و
منشی مثبت مطمئناً کامیاب خواهد شد. اگر رفتارتان را تغییر دهید، ادراکتان،
اعمالتان و زندگی تان را تغییر داده اید؛
و با تغییر تک تک زندگی ها، دنیا تغییر خواهد کرد. در این ایمیل ۳۰ نوع
کار را عنوان می کنیم که هر کدام فقط ۳۰ ثانیه زمان می برد. تصور کنید اگر
میلیون ها یا بیلیون ها انسان روی زمین اگر فقط یکی از این کارها را انجام
بدهند، دنیا چطور تغییر می کند! به همین دلیل سعی کردیم راههای جدیدی برای
رشد و پیشرفت شخصی شما دوستان را یادآور شویم که می توانید در کمتر از ۳۰
ثانیه آن ها را انجام دهید.

ذهن انسان بر زندگی او تاثیر می گذارد، دیدگاه ما نسبت به تعریفی که از دنیا و روابط آن در ذهن داریم و طرز فکر و نگرش ما بر زندگی ما اثر می گذارند. این تاثیرات را می توان به سه گروه عمده دسته بندی کرد:
تاثیر ذهن بر شخصیت
علم روانشناسی سال هاست پیرامون این موضوع تحقیق و بررسی می کند. بطور مثال، انسان با اعتماد به نفس ضعیف، تصویر مطلوب و خوبی از خویش در ذهن ندارد و این ذهنیت مدام اعتماد به نفسش را ضعیف تر می کند.
تاثیر ذهن بر رفتار و روابط
وقتی شما از رییس تان متنفر باشید. خود به خود طرز برخورد شما و حرف هایی که درباره ی او می زنید تحت تاثیر این نفرت قرار می گیرد و این در رابطه ی شما و رییس تان تاثیر خواهد گذاشت. حتی او می تواند ناخودآگاه متوجه احساس شما نسبت به خودش شود و این در آینده ی شغلی شما مؤثر خواهد بود. در واقع نوع نگرش ما بر دیگران بر رفتار و روابط مان با آنها تاثیرگذار است.
تاثیر ذهن بر بدن
البته علم روانشناسی هنوز به تمام ابعاد این تاثیر پی نبرده است. اما همه می دانیم که بعضی بیماری های جسمی ریشه در ذهن و روان ما دارند. مثلاً شخصیت عصبی یا افسرده ی ما می تواند جسم ما نیز اثر منفی بگذارد و باعث بروز انواع بیماری ها شود. اکنون توصیه ی پزشکان به اکثر بیمارها این است که حرص نخورند، نگران نباشند و ...
اما برعکس این قضیه هم صادق است. یعنی یک ذهنیت مثبت می تواند اثر مثبتی بر جسم داشته باشد. اگر افکار منفی می توانند جسم را بیمار کنند، چرا افکار مثبت نتوانند جسم را درمان کنند؟! بارها شنیده و دیده ایم که شخصی فقط با نیروی ذهنی خویش بیماری لاعلاج خود را درمان کرده است.
در فیلم مستند راز، مردی که قطع نخاع کامل شده و فقط قادر به تکان دادن پلک چشمش بود و حتی تنفس او با دستگاه صورت می گرفت، تصمیم گرفت تا قبل از کریسمس با پای خود از بیمارستان خارج شود و این کار را هم کرد. او با تلقین و ساختن تصاویر ذهنی مثبت، ضایعه ی قطع نخاع خویش را درمان کرد. بیماران سرطانی زیادی هم هستند که فقط با نیروی ذهن خویش این کار را کرده اند. خانم مسنی پس از بهبود رماتیسم خود، مرکزی دایر کرده است که خانم های مسن با صندلی چرخ دار وارد این مرکز می شوند و پس از تمرینات ذهنی و شفای بیماری شان با پای خود از آنجا خارج می شوند. از این نمونه ها فراوان است و قدرت ذهن بی پایان.
چند بار پیش آمده که با نگاه کردن به چهره ی یک نفر، شخصیت او را قضاوت کرده اید؟ مثلاً با نگاه به چهره ی کسی به نظرتان آدم خوبی آمده یا قیافه اش برای شما تداعی کننده ی آدم بدجنسی بوده است؟
این چه چیزی را ثابت می کند؟ تاثیر ذهن و طرز فکر شخص بر شخصیتش و تاثیر شخصیت او بر چهره و جسمش.
آنها که با خود می گویند: «ما دیگر داریم پیرمی شویم»، «دیگر باید بیشتر مواظب خودمان باشیم»، «الان سنی است که آدم زود مریض می شود»، «من دیگر به آخر رسیده ام»، «دیگر از ما گذشته» و ... بیماری و پیری را به سمت خود می کشانند.
اما اگر سرزنده باشید و خود را جوان و سالم بدانید و به جای اینکه منتظر پیری و بیماری باشید، به سالم تر و جوان تر شدن خود فکر کنید، احتمالاً روند پیر شدن خود را کندتر خواهید کرد یا حتی چیزی بیش از آن.
حال چه باید کرد ؟...
انسان
مثبت یا متعادل هم مثل همه ی آدم ها ممکن است ناراحت یا رنجیده یا عصبانی
شود، اما موضوع و نکته ی مهم در میزان و شدت ناراحتی و عصبانی شدن است.
یعنی آن قدر عصبانی نشویم که به خود و دیگران آسیب برسانیم و غصه و
ناراحتی، چندین روز بر زندگی مان سایه بیندازد.
اگر چیزی ناراحت مان کرد، سعی کنیم در اولین فرصت ممکن از آن حالت دربیاییم. لبخند بزنیم و تا آنجا که می توانیم مشکلات را ساده تر بگیریم و فراموش نکنیم که دنیا بر مردمان سختگیر بیشتر سخت می گیرد. البته ممکن است در ابتدا این کار آسان نباشد، بخصوص برای کسانی که روحیه ی حساسی دارند و زودرنج هستند، اما اگر بخواهند و تلاش کنند، حتماً موفق می شوند.
محیط و آدم های اطراف ما همیشه چیزهایی برای رنجاندن و عصبانی کردن ما دارند و این امری است اجتناب ناپذیر، اما ما می توانیم خودمان را عوض کنیم و میزان حساسیت های مان را کم کنیم، این درست مثل خانه یی است که از محیط اطراف و از هوا گرد و غبار می گیرد. هیچ گاه نمی توان از ورود گرد و غبار جلوگیری کرد. چون حتی از پنجره ی بسته هم وارد می شود. اما این ما هستیم که نباید بگذاریم گرد و غبار همه جا را بگیرد و همه چیز را تیره و مات کند. مساله ی مهم وجود گرد و غبار نیست. بلکه میزان آن است. اگر خانه کمی گرد و غبار داشته باشد مهم نیست، اما اگر پر از گرد و غبار بشود، آن وقت زندگی ما رنگ و زیبایی خود را از دست می دهد.
عواطف منفی هم درست همین طور هستند، اگر از حد بگذرند همه چیز را به هم می ریزند.
پس باید عواطف مثبت و منفی مان را در حد متعادل نگه داریم. نه خوشحالی خیلی زیاد و افراطی خوب است و نه ناراحتی بیش از حد. گاه تکرار کردن یا نوشتن چند جمله ی مثبت تاثیر شگرفی بر روحیه ی ما و در پی آن بر زندگی مان خواهد گذاشت. می توانیم یک جمله را آن قدر تکرار کنیم تا به یک باور تبدیل شود و آن گاه آن باور را در زندگی ما متجلی خواهد شد.
زنان نیازمند این جملات هستند! سعی کن به هر بد بختی هم شده یاد بگیری و گر نه ...!
